پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
6 خرداد 1397
استان مرکزی

ثبت قصه ای کهن برای زنده نگاه داشتن سنت عاشیق های استان مرکزی

سردبیر مجازی
11 بهمن 1396
بازدید: 234
نظرات: 0

داستان «قورجوقیزی» و «بالاممد» در آثار ناملموس کشور ثبت شد

ثبت قصه ای کهن برای زنده نگاه داشتن سنت عاشیق های استان مرکزی

  • علیرضا مؤمنی

داستان ها و قصه های فولکلوریک پر است از آموزه های مهم انسانی که در گذشته این قصه های سینه به سینه نقش مهمی در یادگیری این آموزه ها داشته اند. قصه “گورجو قیزی” و “بالا ممد” یکی از این روایت های آموزنده است که در منطقه بزچلو استان مرکزی و توسط عاشیق های این قوم به اجرا در می آید. از عاشیق های بسیاری که در استان مرکزی حضور داشته اند تنها دو تن باقی مانده که با چگور نوازی و دایره زنی به همراه منظومه های بلند قصه های کهن را روایت می کنند. روایت گورجو قیزی و بالا ممد در مورد کودکی است به نام محمد کوچولو که در مراسمی، چگور نوازی عاشیقی را می بیند و مسحور نوای چگور می شود. از عاشیق می پرسد این که در دست توست چیست؟ و عاشیق سازش را اینطور توصیف می کند: « این همدم من است و هر گاه دلم از جهان می گیرد او را در آغوش می گیرم و نوازش می کنم تا آرام بگیرم. این همدم من است و هر بار بر او زخمه می زنم غصه ها با آواز از سینه ام بیرون می آیند. این همدم من است که تمام عمر با من است و هیچ گاه به من بی وفایی نمی کند.» پس از این و از آنجا که محمد کوچولو پدری تاجر داشته از پدر می خواهد که در سفر تجاری جدیدش برای محمد یک همدم بیاورد. پدر با شنیدن صفت همدم خیال می کند که فرزندش به دنبال دختری برای همسری است. به همین دلیل در سفری که به گرجستان دارد از دوست تاجر گرجی خود دخترش را برای محمد کوچولو خواستگاری می کند و با خود به ایران می آورد. محمد به محض ورود پدر از او سراغ همدمش را می گیرد و مادرش او را به اتاقی که دختر گرجی در آن با ندیمه اش جا گرفته راهنمایی می کند. محمد با دیدن دختر و ندیمه پا به فرار می گذارد. باری محمد هنوز کوچک است از همسر داری هیچ نمی داند و به همین خاطر دختر گرجی که پری نام دارد به او می گوید که من تو را ترک می کنم و به دیارم می روم. چهل روز به تو مهلت می دهم تا به سراغم بیایی و اگر نه من با شخص دیگری ازدواج خواهم کرد. پس از رفتن پری، محمد تازه به عشق او گرفتار می شود و مرارت های بسیار می کشد تا به گرجستان رسیده و پری را بازگرداند. این داستان که در منطقه بارچلی گرجستان نیز شنیده شده جزو معدود داستان های مانده در سینه عاشیق های قوم بزچلو استان مرکزی است. به دلیل زنده نگاه داشتن این قصه کهن و سنت چگور و دایره نوازی عاشیق ها که دیگر نسلشان در حال از بین رفتن است؛ اداره کل میراث فرهنگی استان مرکزی در اقدامی این قصه و رسم بیان آن را در کمیته ثبت آثار سازمان میراث فرهنگی کشور مطرح و پس از انجام پروسه پرونده سازی به ثبت در فهرست آثار ناملموس ملی رساند.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان مرکزی در خصوص ثبت این اثر گفت: «داستان های فولکلوریک گاها حاوی ریشه های عمیق تاریخی مناطق فرهنگی هستند و حفظ این نوع از میراث ناملموس به نوعی حفظ ریشه ها است. در همین راستا اداره کل میراث فرهنگی استان مرکزی داستان گورجو قیزی و بالاممد را که جزو داستان های عاشیق های منطقه بزچلو است به ثبت رساند.»

سید محمد حسینی ادامه داد: « داستان گورجو قیزی و بالا ممد یکی از داستان‌های فولکلوریک منطقه فرهنگی بزچلو است که قرن‌ها سینه به سینه به نسل‌های بعد انتقال یافته است. این داستان همچنین در قالب نظم و نثر توسط خوانندگان فولک ترک زبان منطقه یا عاشیق‌ها روایت می‌شده است و می‌شود.»

وی اضافه کرد: « این داستان را شاید بتوان از برخی جهات با داستان مشهور اصلی و کرم مقایسه کرد. در داستان «اصلی» و «کرم»، کرم پسری ترک است که عاشق اصلی دختر ارمنی می‌شود و در داستان گورجو قیزی و بالا ممد، محمد پسری مسلمان و ترک است که عاشق دختری گرجستانی می‌شود. هر دو داستان فولکلوریک تأثیر زیادی در فرهنگ مردم منطقه کمیجان داشته‌اند؛ به شکلی که نام‌ شخصیت‌های اصلی این دو داستان خصوصاً شخصیت مؤنث در بین نسل‌های گذشته منطقه از فراوانی قابل ملاحظه‌ای برخوردار بوده‌اند. به عبارتی نام‌های اصلی و گرجی در بین بانوان شهرستان کمیجان رواج داشته و دارند.»

مدیر کل میراث فرهنگی استان در خصوص اهمیت ادبی این داستان خاطر نشان کرد: «داستان حاضر از منظری دیگر بسیار حائز اهمیت است. در میان ادبیات کلاسیک ترکی شاید کمتر اثری را بتوان پیدا کرد که در آن یک زن شخصیت محوری داستان باشد؛ آن هم به شکلی که قدرت خود را بر جنس مذکر دیکته کند. به عبارتی شاید بتوان این داستان را از نخستین نمونه داستان‌های ادبیات کلاسیک ترکی با درونمایه زن‌سالارانه دانست.»

حسینی در پایان گفت: « باتوجه به اهمیت حفظ میراث شفاهی مردم ایران زمین و انتقال آن به نسل‌های آینده و همچنین اهمیت بین المللی داستان مورد نظر در کشور های ایران و گرجستان، ثبت این اثر شفاهی ملی بسیار با اهمیت به نظر رسید. متأسفانه به علت بی‌توجهی مردم بومی به میراث شفاهی خود، امکان از بین رفتن این داستان زیبا در آینده وجود داشت و به این خاطر با همت اداره کل پرونده ثبتی در خصوص این میراث ناملموس تشکیل و مراتب ثبت آن در فهرست آثار ملی به انجام رسید.»

با توجه به سیر تاریخی مهاجرت ترکان ایل بزچلو از منطقه کمیجان به گرجستان در دوران صفویه، ارتباط فرهنگی مردم دو منطقه کاملاً منطقی به نظر می‌رسد. از سوی دیگر اشعاری که در شرح داستان مذکور توسط عاشیق‌های منطقه خوانده می‌شود، مطابقت قابل توجهی با اشعار قرائت شده توسط عاشیق‌های منطقه بورچالی کشور گرجستان که سکونتگاه ایل بزچلو در این کشور است دارد که در این بین می‌توان به اشعار عاشیق شهربانو اشاره کرد. با توجه به جمیع نکات ذکر شده، خلق و انتشار داستان گورجو قیزی و بالا ممد توسط ایل بزچلو کاملا منطقی می‌نماید.

سردبیر مجازی
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*