پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
26 مرداد 1397
اجتماعی

تحصیل یا اشتغال، مسئله این است

سردبیر مجازی
30 اردیبهشت 1397
بازدید: 60
نظرات: 0

سر در گمی دانشجویان تئاتر؛

تحصیل یا اشتغال، مسئله این است

گروه جامعه، شایسته سلامی

بسیاری از دانشجویان در انتخاب رشته مهم‌ترین فاکتور را پولسازی می‌دانند و از آنجا که یکی از مهمترین نقش های آموزش عالی امروز، تسریع در اشتغال است آیا می توان همچنان از دانشگاه توقع داشت که تنها وظیفه اجتماعی کردن و صرفا تربیت علمی را به عهده گیرد؟!
فارغ التحصیلان رشته های دانشگاهی می گویند که ما در دانشگاه تنها زمان و هزینه صرف می‌کنیم و امیدی به کار و آینده نیست. این موضوعی است که همه دانشجویان رشته هنر و به خصوص نمایش به خوبی آن را درک کرده اند. از ماست که برماست. چنانچه دانشگاه ها هنگام انتخاب رشته بر اساس نیاز به بازار کار، دانشجو جذب کنند، در این صورت جوانان پس از فارغ التحصیلی دیگر بیکار نخواهند بود و به راحتی جذب شغل دلخواه خود می شوند.
نظام آموزشی ما یک طرفه است و محفوظات در آن نقش اساسی را ایفا می‌کند. دانشجویان بعد از اینکه از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شوند، به جای استفاده از آموخته های دانشگاهی شان باید بیشتر از تجربیات افراد شاغل در بازار کار و صنعت استفاده کنند. آموزش های دانشگاهی کاربردی نیست و نارسایی سیستم آموزشی ما موجب شده بچه ها قدرت تحلیل و تفسیر نداشته باشند. در بسیاری از مواقع اساتید چیزی برای آموختن به دانشجویان ندارند. سیستم آموزشی مهارت چندانی آموزش نمی‌دهد و دانشجویان نیز پس لرزه های این سیستم هستند که بعد از فارغ التحصیلی در جامعه سرگردان می شوند. علت دیگر این است که نظام آموزشی ما در دانشگاه‌ها دانش را به صورت تک بعدی ارائه می‌کنند و بیشتر به صورت تئوری است. سیستم آموزشی ضعیف است و گنجایش و ظرفیت پذیرش بیشتر دانشجو را ندارد، پس نمی تواند خروج های خود را به بازار کار روانه کند. به دلیل نبود تناسب میان امکانات و پذیرش دانشجو، آینده شغلی آنها با مشکل مواجه می شود، زیرا که مهارت لازم را کسب نکرده اند.
برای ارتباط میان دانشگاه و فضای اشتغال باید کمی به عقب برگردیم. تناسب سازی پذیرش دانشجو و آموزش های دانشگاهی با بازار کار، می تواند تا حدی به این معضل اجتماعی کمک کند.
حجم بالای دانشجویان رشته تئاتر در دانشگاه‌ها میزان عرضه و تقاضا را در بازار کار دچار تنش کرده است. در عین حال زیرساخت‌های موجود برای ایجاد بازار کار برای دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته نمایش آن طور که باید توسعه نیافته است. استنباط کلی پاسخ دهندگان راجع به وضعیت کار در رشته نمایش این است که بخش قابل توجهی از دانشجویان تئاتر پس از فارغ التحصیلی نمی توانند در رشته خودشان مشغول به کار شوند و در نتیجه جذب بازار کار در محیط های دیگر می گردند. در واقع کمتر دانشجویی می‌تواند در ارتباط با رشته تحصیلی خود مشغول به کار شود. وضعیت کار دانشجویان هنر به راستی نامشخص است. دانشگاه مسئولیتی در ارتباط با ایجاد شغل ندارد و به آموزش صرف می پردازد. در این میان بازار کار نیز مسئله دیگری است. شاید به جرات بتوان گفت در مورد این رشته اصلا بازار کاری موجود نیست.

امروزه هیچ نسبت متعادلی میان عرضه و تقاضا وجود نداشته و علت های گوناگونی در این راستا وجود دارد. شاید بتوان به این نتیجه رسید که در رشته نمایش به این تعداد بالا از فارغ التحصیلان نیازی نیست، چرا که فضای کافی برای آنان ایجاد نشده است. چشم‌انداز مشخصی هم نمی‌توان در این راستا در نظر گرفت. تا زمانی که فضای تئاتر در بخش خصوصی ایجاد نشود و حمایت‌های لازم در این زمینه صورت نگیرد، همچنان در زمینه بازار کار با معضل روبه‌رو خواهیم بود. چرا که این امر فارغ التحصیلان این رشته را به جد دچار مشکل ساخته است.
به نظر می‌رسد افزایش دانشجویان باعث افت کیفیت تحصیلی هم شده و با توجه به فضای کاری، نوعی سرخوردگی میان دانشجویان پدیدار شده است. از نگاه گروهی از هنردوستان در صورتی که میزان پذیرش دانشجویان هنر کاهش یابد، سطح آموزشها نیز بالاتر خواهد رفت. بدین ترتیب شاید میزان عرضه و تقاضا در بازار کار نیز به سمت و سوی تعادل نسبی حرکت کند. در سمینارهای مختلف تئاتر دانشگاهی، راجع به این موضوع بحث و گفتگو زیاد شده و این خواسته کلیه دانشجویان هنر از سالها پیش است که بازار کاری مناسب برای فارغ التحصیلان رشته محیا شود.
کمیت موجود به هیچ عنوان راضی کننده و پاسخگوی نیازهای موجود نیست. توسعه در کمیت در حال افزایش است. در بخش‌های خصوصی دانشکده های مختلف تاسیس می‌شوند، در حالی که در زمینه زیرساخت های لازم هیچ توسعه ای صورت نگرفته است. ساختارهای تئاتری در حال حاضر دچار نقصان است. تئاتر ما حتی از داشتن یک نشریه تخصصی که بتواند مطالب روز تئاتری در ایران و دنیا را منعکس کند، بی‌بهره است. پس در وضعیت فعلی نمی‌توان به افزایش سطح آموزش در این حوزه امیدوار بود.
تئاتر ما از بنیاد، دولتی و نظارتی و کنترلی است، بنابراین این تصور وجود دارد که نمی‌شود بخش خصوصی تئاتر ایجاد کرد.
این تصور درستی نیست، به گمان تئاتردوستان این امکان وجود دارد اما نه به معنای رایجی که امروز در سایر حوزه‌ها هست. باید بودجه حمایتی به تئاتر خصوصی داد تا بتواند فعالیت کند و فضای کار به وجود بیاورد. تئاتر نیازمند سالن است، ولی امروز تمام تصور ما از تئاتر، مجموعه تئاتر شهر است. این در حالی است که می توان فضاهای جدیدی را در شهرها برای تئاتر ایجاد کرد که خود اقدام مهمی در ایجاد اشتغال است. فضاهایی ساده و کم هزینه. این تجربه قبلاً در ایران رخ داده است. شاید منظور همان کارگاه نمایش باشد.
متأسفانه حتی در فرهنگسراهای ما گروه‌های ثابت تئاتر وجود ندارد. در حال حاضر وزارت ارشاد و شهرداری متولی تئاتر بوده و به صرف حمایتی که از تئاتر دارند، در زمینه بخش خصوصی وارد نخواهند شد و امکاناتشان را در اختیار گروه‌های خصوصی نخواهند گذاشت. پس معلوم می شود که این نهادها متولی تئاتر نیستند. زمانی که امکاناتشان را در اختیار گروه ها قرار نمی‌دهند، پس مشغول به چه کاری هستند و چرا عنوان حامی تئاتر را روی خود گذاشته اند؟! ده ها نمایش بزرگ دنیا توسط شهرداری‌ها راه‌اندازی شده و اداره می‌شود. فرهنگسراها دارای سالن های تئاتری خوبی هستند، اما متاسفانه رسم بدی در این مراکز که با مالیات مستقیم مردم ساخته شده، پایه گذاری شده است. در حال حاضر مدیران فرهنگسراها حاضر هستند سالن هایشان تعطیل باشد ولی گروه‌های غیر در آنجا تمرین نکنند و این ضعف بزرگی در ساختار اداری فرهنگسراها است.

این مسئله کاملاً روشن است. حالا که نهادها و ارگانها همکاری نمی‌کنند، بهتر است دانشگاه رویکرد جدیدی داشته باشد. دانشگاه باید در امر حمایت از تئاتر خصوصی با توجه به امکانات نرم افزاری و سخت افزاری که دارد پیش قدم شود. البته شاید بتوان گفت اگر قرار باشد چنین حمایتی در دانشگاه صورت بگیرد، خیلی محدود خواهد بود و نمی تواند تاثیر عمده‌ای در روند تئاتر داشته باشد. دانشگاه ها، فضایی برای آموزش هستند. لازمه این کار این است که بودجه ای مستقل برای اجرای گروه های ثابت در نظر گرفته شود. باید به این نکته توجه داشت که دانشگاه محل گذر است. در دانشگاه هیچ گروهی ماندگار نخواهد بود. چرا که دانشجویان می‌آیند، فارغ التحصیل می‌شوند و می‌روند.
رشته تئاتر، رشته ای علمی و کاربردی است و نیاز به کار عملی و نیز کسب تجربه در دانشگاه به شدت احساس می‌شود. قبل از انقلاب گروه‌های دانشجویی زیادی مثل گروه تئاتر (پیاده) مشغول فعالیت بودند و اعضای گروه همچنان با قدرت به کارشان در سینما و تئاتر ادامه می‌دهند. زمانی که آنها مشغول به کار بودند، فضا و نسبت دانشجویان در قیاس با امروز متفاوت بود. دانشکده هنرهای زیبا در آن زمان سالی 14 الی 15 نفر دانشجو می‌پذیرفت، در حالی که امروزه بیش از 100 نفر دانشجو در این رشته، هر ساله در دانشگاه ها پذیرفته می شوند. بله امروزه تعداد دانشجویان زیاد شده و واقعا فضایی وجود ندارد که بتوان در اختیار آنها قرار داد. تعداد دانشجویان آن زمان محدودتر بود. علاقه مندی و انگیزه بالاتری وجود داشت و استادان نیز فرصت این را داشتند که وقت بیشتری برای دانشجویان بگذارند. اما امروزه استادان ما تخت گاز در حال درس دادن هستند. تنها فرسودگی است و دیگر هیچ. استادان مرتب از این کلاس به آن کلاس و از این دانشکده به آن دانشکده در حال رفت و آمد هستند و این به خاطر تعداد بالای دانشجویان است.
گذشته از همه این مطالب احساس می‌شود میزان علم و دانش استادان نیز تا حدی کاهش یافته و علت این امر را شاید بتوان حضور در رده های مدیریتی و سریال ها و فیلم های سینمایی و … دانست که فرصتی برای مطالعه و تحقیق و آموزش بهتر برای آنان باقی نگذاشته است. همچنین در حال حاضر بیشتر اعضای هیئت علمی دانشکده های تئاتری در رده های مدیریتی مشغول به فعالیت هستند و آنان نیز همواره با کمبود وقت مواجه می شوند. حتی در این خصوص استادانی را می‌توان یاد کرد که میزان دانش تئاتر و توانایی‌های آنان در سطح بالایی نبوده، اما در حال حاضر در دانشگاهها عضو هیئت علمی هستند، مشغول تدریس می باشند و حتی مدیریت گروه را برعهده دارند. در طی همین فرآیند، کیفیت آموزش در دانشگاه ها پایین آمده و دانشجویان نیز بدون آموزش و مهارت کافی از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند. در مقطعی مانند کارشناسی پس از فراغت از تحصیل، به دلیل کمبود بازار کار، عاقبتی ناراحت کننده در پی دارد. این شرایط نیز بخشی از نابسامانی وضعیت آموزشی ماست.
آموزش در دانشکده یک سیستم تعریف شده است، البته نه به این معنا که نمی‌توانیم در آن تغییر ایجاد کنیم. یک طرح برای تصویب باید از گروه به دانشکده، از دانشکده به دانشگاه، از دانشگاه به وزارت علوم و از وزارت علوم به شورای عالی انقلاب فرهنگی منتقل شود تا یک واحد درسی تعریف شود یا تغییر کند. بنابراین نیازمند رویکردی جدید در این زمینه هستیم تا بتوانیم مشکلات را ریشه‌ای حل کنیم.

سردبیر مجازی
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*