پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
26 آبان 1397
اجتماعی

هنرمند درگالری دیده نمی شود

سردبیر مجازی
9 مرداد 1397
بازدید: 65
نظرات: 0

گفت و گوی عطریاس با خالق نقاشی های خیابان شهید رجایی اراک

هنرمند درگالری دیده نمی شود

گروه فرهنگ،شایسته سلامی

 

احمد کمالی متولد سال 1341 تهران ، 56 سال سن دارد و به مدت 2 سال است که در یکی از خیابان های شلوغ و  پررفت و آمد شهر اراک ایستگاه نقاشی دارد. پدر و مادرش اهل فراهان هستند. تا 15 سالگی را در تهران سپری می کند و پس از 15 سالگی با خانواده به فراهان باز می گردند. تا مقطع اول راهنمایی را نیز در فراهان تحصیل کرده است و بعد از آن به اراک می آیند و تا کنون نیز در اراک زندگی کرده است. فرزند آخر خانواده است که با یکی از خواهرانش دوقولو می باشند. در مجموع 4 برادر و 2 خواهر هستند که همگی برای خود زندگی مستقلی تشکیل داده اند. احمد کمالی نیز ازدواج کرده و حاصل این ازدواج 2 فرزند پسر است که یکی از آنها روانه خانه بخت شده و دیگری  هنوز در خانه پدری زندگی می کند.  تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داده است و بعد از آن که وارد رشته هنر می شود تحصیلات آکادمیک را ادامه نداده اما در محضر استادان بزرگی از هنر طراحی و نقاشی همچون عباس کاتوزیان، عبدالحسین محسنی کرمانشاهی و رحیم نوسی به تحصیل این رشته هنری پرداخته است. خود تحصیلات دانشگاهی در حوزه طراحی و نقاشی ندارد اما به لحاظ تجربی و شاگردی در محضر اساتید برجسته این هنر به استادی زبردست تبدیل شده که حتی به عنوان استاد پیشکسوت به صورت آکادمیک در آموزشگاه های متعدد و همچنین دانشگاه های استان تدریس داشته است. آن طور که می گوید طراحی و نقاشی را از کلاس چهارم ابتدایی به صورت جسته و گریخته، بدون استاد و به شکل خودآموز فراگرفته است. از کلاس اول راهنمایی به استعدادهای خود در حوزه طراحی و نقاشی پی برده است. در کلاس اول راهنمایی اتفاقی برایش افتاد که معلم هنر دوران مدرسه اش به شاگرد وی تبدیل شد و معلم در محضر شاگرد به فراگیری هنر طراحی و نقاشی پرداخت. در آن موقع این اتفاق انگیزه ای شد که بداند استعداد فراوانی در هنر طراحی و نقاشی دارد و می تواند این استعدادها را شکوفا کند.

می گوید که معلم هنرشان طراح و نقاش بوده، اما احمد از این موضوع بی اطلاع بوده است. یک روز در سر کلاس هنر در مقطع اول راهنمایی معلم یک کوزه قدیمی را به عنوان الگو در وسط کلاس قرار می دهد و از دانش آموزان می خواهد که این کوزه را طراحی کنند. احمد نیز به طراحی کوزه می پردازد و به علت اینکه طراحی و نقاشی را خوب می دانسته، در زمان کمی طراحی این الگو را به پایان می رساند. در زمان اضافه ای که می آورد برای دیگر همکلاسی هایش نیز طراحی را انجام می دهد و در پایان زمانی که معلم اعلام کرده بود، طراحی ها را به معلم تحویل می دهند. معلم ابتدا تمامی طراحی های دانش آموزان دیگر را بررسی می کند و نمره آنها را در ذیل برگه درج می نماید. تا اینکه نوبت به برگه طراحی احمد می رسد. معلم ابتدا با مقایسه طراحی احمد با دیگر طراحی های انجام شده توسط دانش آموزان، فکر می کند که احمد از روی طراحی دیگر همکلاسی هایش کپی برداری کرده است. نمره (0) برای احمد درج می کند و سیلی محکمی بر صورت او می خواباند. دانش آموزان و همکلاسی های احمد با دیدن این ماجرا لب به اعتراف می گشایند و می گویند که احمد خود طراحی کرده است و طراحی های دیگر دانش آموزان نیز توسط وی انجام شده است. همکلاسی های احمد به معلم هنرشان می گویند اگر کسی قرار است نمره (0) بگیرد آنها هستند و اگر کسی قرار است سیلی بخورد آنها هستند که مستحق این سیلی می باشند و احمد بی گناه است. معلم در پاسخ می گوید اگر تمام طراحی، کار احمد است باید بیاید پای تخته سیاه و با گچ طراحی را روی تخته انجام دهد. احمد علیرغم اینکه تا آن زمان با گچ طراحی نکرده است، می پذیرد و به پای تخته سیاه می رود و گچ را در دست می گیرد تا طراحی را آغاز کند. معلم با اولین حرکت دست احمد بر روی گچ و تخته متوجه می شود که احمد واقعاً طراح و نقاش قابلی است و طراحی های انجام شده نیز دست رنج احمد می باشد. پس از آن معلم از احمد عذرخواهی کرده و نمره (20) به وی می دهد. این خاطره برای احمد کمالی هم تلخ است و هم شیرین. تلخ برای اینکه هنوز درد سیلی معلم هنر را در صورت خود حس می کند و شیرین برای اینکه جور استاد کشیده است.

حدود 7 سال خود آموزشگاه داشته است اما به علت کار و مشغله زیادی که داشته حدود 8 سال است که آموزشگاه خود را تعطیل کرده است. اما در حال حاضر با آموزشگاه های زیادی همکاری دارد و سعی می کند ضمن اینکه کارهای خود را در حیطه هنر طراحی و نقاشی انجام می دهد، اطلاع رسانی در این حوزه در سطح جامعه داشته باشد. می گوید افرادی را که می خواهند برای فراگیری این هنر به آموزشگاه ها مراجعه کنند و اینکه در چه سطح و مقطعی این کار را ادامه دهند، با معرفی آنها به آموزشگاه ها و اساتیدی که در این حوزه برجسته هستند، راهنمایی می کنم. تاکنون گالری نداشته است و تنها در سطح آموزشگاهی دانشگاهی به فعالیت در حوزه طراحی و نقاشی پرداخته است. احمد کمالی در خصوص اینکه چرا گالری ندارد و تنها در یک ایستگاه کوچک آن هم در وسط شهر به انجام فعالیت های هنری اش می پردازد می گوید که گالری محاسن و معایبی دارد. داشتن گالری از این حیث که در یک محیط آرام و بی سر و صدا می توان فعالیت کرد و آرامش داشت، بسیار خوب است اما مشکل بزرگی که دارد این است که هنرمند دیده نمی شود. اما ایستگاه نقاشی حسن بزرگی که دارد این است که به راحتی می توان با مردم ارتباط برقرار کرد. بیشتر کارهای احمد کمالی طراحی و نقاشی حضوری است و شخصی که به وی مراجعه می کند در ملاء عام و در حضور مردم می نشیند و احمد کمالی نیز طرح و نقاشی شخص مراجعه کننده را انجام می دهد. احمد کمالی معتقد است که اینگونه فعالیت کردن تأثیر بیشتری بر روی مردم دارد تا اینکه بخواهد در گالری و دور از مردم فعالیت داشته باشد. طراحی و نقاشی حضوری به مراتب تأثیر بیشتری نسبت به کار کردن در محیط های بدون حضور مردم است. در حال حاضر حدود 2 سال است که در این ایستگاه نقاشی فعالیت می کند و از اینکه در میان مردم است و در میان مردم فعالیت می کند بسیار خوشحال است. اعتقاد دارد که حتی اگر 10 سال هم در گالری فعالیت می کرد هیچ کس وی را نمی شاخت و با هنر وی آشنایی پیدا نمی کرد. می گوید در مدت یک سال گذشته بیش از یکهزار چهره کار کرده است و اگر گالری داشت نمی توانست به این میزان فعالیت داشته باشد. ضمن اینکه هر چه تعداد بیشتری از کارهای هنری خود را ارائه دهد، به مراتب کارهای وی برند بهتری را ارائه خواهند داد.

انواع سبک های مختلف طراحی و نقاشی را کار کرده است، اما سفارش هایی که تاکنون داشته است بیشتر در حوزه سبک رئال است. علی رغم اینکه به شخصه با سبک رئال ارتباط خوبی ندارد اما به هر حال رئال سبکی است که تمامی طراحان و نقاشان باید آن را بلد باشند و مانند اصول و قواعد خوشنویسی می ماند که باید نستعلیق را بلد بود تا بتوان سبک های دیگر را تجربه کرد. فردی که طراحی و نقاشی کار می کند باید رئال را بلد باشد تا بتواند در سبک های دیگر نیز ورود پیدا کند و با این سبک های متعدد آشنا شود. سبک های متعدد نقاشی به روز در حال تغییر و تحول است و سبک های بسیاری وارد این عرصه می شود. سبک رئال نیز به تنهایی خود دارای سبک های متعددی است. هر استادی در حوزه طراحی و نقاشی رئال مخصوص به خود را دارد و در قالب آن رئال قلم گیری های خود را ارائه می دهند. می توان گفت که سبک رئال در هر شخص منحصر به فرد در آن شخص است و با دیگری متفاوت می باشد. سبک های دیگری همچون امپسیون، اکسپرسیون، سورئال، کوبیسم و دیگر را تجربه کرده و در سبک های دیگر نیز تجربه های موفقی داشته است. علاقه وی بیشتر بر روی سبک اکسپرسیون است. چرا که گرایش احمد کمالی بیشتر در قالب چهره است و این سبک را بیشتر در قالب چهره می توان کار کرد. آن هیجانات محیط و اجتماع را سعی می کند بیشتر در قالب چهره نشان دهد.  نقاشی در زندگی درس های بزرگ اخلاقی به احمد کمالی داده است و به وی این را آموخته است که (یک هنرمند نسبت به یک انسان معمولی وظیفه بسیار حساس تری دارد.) بسیاری از نیازهای خود را باید چشم پوشی کند. این امر طبیعی است که بسیاری از مسائل را باید نادیده انگارد و بسیاری از مسائل را نیز جدی بگیرد. در وادی هنر یک انسان معمولی ممکن است بسیاری از کارها را انجام دهد، اما یک هنرمند نمی تواند انجام دهد. حتی یک زندگی معمولی نیز نمی تواند داشته باشد.

سردبیر مجازی
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*