پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
23 آذر 1397
اجتماعی

بازنشسته نیستم

سردبیر مجازی
21 آبان 1397
بازدید: 57
نظرات: 0

فولادوند، مدیرکل آموزش و پرورش استان مرکزی در گفتگو با عطریاس:

بازنشسته نیستم

استحقاق فرهنگیان بیش از شرایط موجود است

استفاده از مواد مخدر مهمترین آسیب های اجتماعی در مدارس استان مرکزی است

گروه جامعه: شایسته سلامی

استان مرکزی با دارا بودن 240 هزار دانش آموز وظیفه خطیری را به لحاظ تعلیم و تربیت بر دوش مجموعه آموزش و پرورش این استان گذاشته است. علیرغم تمام فعالیت هایی که از سوی این نهاد بزرگ برای آموزش و پرورش دانش آموزان و همچنین بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان و معلم های این استان انجام می شود، باز با این حال از یک سو شاهد رشد آسیب های اجتماعی متعدد در مدارس و در بین دانش آموزان و از سوی دیگر نیز شاهد اعتراض روزافزون فرهنگیان و معلمه ها در خصوص وضعیت معیشتی که دارند هستیم. همچنین میزان سرانه فضاهای آموزشی و همچنین آمار مدارس و فضاهای آموزشی فرسوده نیز بهانه ای شد تا با شهریار فولادوند مدیرکل آموزش و پرورش استان مرکزی به طور مستقیم به گفتگو بنشینیم.

سرانه فضاهای آموزشی در استان مرکزی چگونه است و در خصوص استانداردسازی میزان این فضاها بر مبنای تعداد دانش آموزان چه اقداماتی انجام داده اید؟

نسبت سرانه آموزشی به تعداد دانش آموزان توضیح خاص خود را دارد، بر این اساس که اگر کلیه فضاهای آموزشی استان مرکزی را بر تعداد دانش آموزان این استان تقسیم کنیم، سرانه موجود نسبت قابل قبولی دارد و حتی نسبت به نرم و میانگین کشوری وضعیت بهتری دارد و از این حد بالاتر است.

بیش از 6 متر سرانه فضای آموزشی برای هر دانش آموز در استان مرکزی وجود دارد، منتهای مراتب این موضوع در پراکندگی جغرافیایی استان و در توزیع دانش آموزان بین فضاهای آموزشی تفاوت هایی وجود دارد.

چرا که در بسیاری از مدارس شهرستان ها و حتی روستاهای استان شاهد این موضوع هستیم که تعداد دانش آموزان نسبت به فضای آموزشی که در اختیار آنها گذاشته شده بسیار کم است.

برعکس این امر نیز وجود دارد و در بسیاری از شهرستان ها مانند شهرستان اراک و ساوه میزان فضای آموزشی نسبت به تعداد دانش آموزان بسیار کم است و از مدارس به صورت 2 نوبته یا 2 شیفته استفاده می شود. بنابراین اگر بخواهیم این موضوع را به عنوان یک شاخص رفاهی در نظر بگیریم باید قدری تأمل بر روی آن داشته باشیم.

چرا که گستره استان و مجموع فضاها گاهی اوقات با آن چیدمان و آرایش دانش آموزان در تمامی شهرستان ها مقداری متفاوت است. بنابراین نمی توان گفت که تقسیم بندی ها یکسان است و زمانی که گفته می شود سرانه فضاهای آموزشی نسبت به تعداد دانش آموزان بیش از 6 متر است و نسبت به نرم و میانگین کشوری میزان بالاتری دارد، برای تمام دانش آموزان سطح استان مرکزی این سرانه وجود دارد و یکسان است، چرا که در تقسیمات استانی تفاوت دارد.

در منطقه ای ممکن است فضاهای آموزشی بسیار وسیع در اختیار تعداد اندکی از دانش آموزان باشد، اما در منطقه ای دیگر از فضاهای آموزشی موجود به صورت 2 نوبته و 2 شیفته استفاده شود.

مدارس و فضاهای آموزشی فرسوده در استان مرکزی چه وضعیتی دارند و چه اقداماتی در این خصوص انجام داده اید؟

بایستی به این مقوله جزئی تر و دقیق تر نگاه کرد. برخی از فضاهای آموزشی در بعضی از نقاط استان ممکن است که نیاز به تخریب بازسازی داشته باشند و این موضوع به این معنا است که این فضاها به هیچ عنوان ایمن نیستند و حتی الامکان سعی شده است تا از حضور دانش آموزان در این فضاها جلوگیری شود.

برخی از فضاهای آموزشی نیز باید احیاء، بازسازی و مقاوم سازی شوند و این فضاها قابلیت های اولیه را دارا هستند، اما لازم است که متناسب با شرایط این فضاها نیز زیباسازی، بازسازی و تنظیم شوند و از لحاظ مقاومت نیز مقاومت آنها افزوده شود. بر اساس این مقولات است که بخشی از فضاهای آموزشی به لحاظ فرسوده بودن دارای تقسیم بندی های متفاوتی هستند و برخی از آنها اساساً باید تخریب و بازسازی شوند و برخی نیاز به مقاوم سازی دارند و برخی نیز نیاز به تعمیراتی دارند که در واقع نمی توان عنوان تعمیرات اساسی را بر روی آنها گذاشت.

تمهیداتی که در این بخش ها در نظر گرفته شده این است که منابعی که برای این اقدامات در نظر گرفته شده بر اساس اولویت برای تخریب بازسازی، مقاوم سازی و تعمیرات مدارس اختصاص داده می شود.

 

این منابع هم از محل منابع دولتی اختصاص پیدا می کند و هم از محل کمک های خیرین در سطح استان مرکزی دریافت می شود. سابقه فعالیت خیرین در سطح استان مرکزی نشان می دهد که تعداد قابل توجهی شامل صدها مدرسه و فضای آموزشی با مشارکت خیرین ساخته شده، تخریب بازسازی شده و یا اینکه تعمیرات در آنها انجام شده است.

بنابراین یکی از تمهیدات ما این است که منابع موجود را بنابر اولویت هایی که وجود دارد تقسیم بندی کرده و تلاش کنیم از تعداد مدارس و فضاهای آموزشی فرسوده و نامطلوب در سطح استان مرکزی کاسته شود. سطح مشارکت خیرین در سطح استان مرکزی به نسبت جمعیتی که وجود دارد نسبت قابل قبولی حتی در رتبه های بین اول تا سوم کشور قرار می گیرد.

این نسبت ممکن است به لحاظ عددی نسبت به استان های دیگر خیلی کمتر باشد، اما نسبت به تعداد دانش آموزان و تعداد مدارس و فضاهای آموزشی و همچنین میزانی که خیرین مشارکت کرده اند، عملکرد خیرین استان مرکزی بسیار مطلوب است. میزان اعتباری که خیرین مشارکت می کنند نسبت به تخصیص صددرصدی که انجام می دهند قابل توجه است و گاهی اوقات نزدیک به اعتبارات دولتی و یا حتی گاهی بیشتر از اعتبارات دولتی است.

در ارتباط با وضعیت معیشتی فرهنگیان و معلم ها چه اقداماتی انجام داده اید و چه توضیحاتی در خصوص اعتصاب اخیر آنها و نتایج به دست آمده دارید؟

در ارتباط با وضعیت فرهنگیان و معلم ها اساساً یک بحث با سابقه ای است که سالها فرهنگیان و مسئولین آنها تلاش می کنند که آن سهم مجموعه آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی و از درآمدهای دولت و به تبع آن حقوق و مسائل مالی و معیشتی معلم ها به یک جایگاه مورد انتظار برسد.

البته موانع و شرایطی نیز در مسیر وجود دارد و  اعتقاد داریم که بایستی این مسیر رو به رشد باشد. ما نیز اعتقاد داریم که فرهنگیان و معلم ها استحقاق و نیازهای آنها بیش از آن چیزی است که امروز شرایط در اختیار آنها گذاشته است.

دولت و به خصوص وزارت آموزش و پرورش در این خصوص تلاش خود را انجام می دهد و سعی می کند که به روش ها و راهکارهای مختلف فاصله موجود بین فرهنگیان و سایر جایگاه ها را کم کند.

در حال حاضر یکی از طرح هایی که در دسترس وزارت آموزش و پرورش است و با جدیت آن را دنبال می کند، طرح رتبه بندی معلمان است که بر اساس آن وزارت مطبوع پیشنهادی در زمینه داده است که علاوه بر مسیر افزایش حقوق عادی کارکنان دولت، یک عددی را در قالب دسته بندی معلمان در رتبه های مختلفی که در آن طرح پیش بینی شده، برای معلم ها  از یک حداقل قابل قبولی تا یک حداکثری که مطلوب است پیش بینی می کند.

به علت اینکه این موضوع باید در دولت و در قالب لایحه مطرح شود و بر مبنای آن اقتضائات مالی موجود روی آن بحث شود. اگر این اتفاق بیفتد و بحث رتبه بندی معلمین پذیرفته شود، این اقدام یک قدم هرچند حداقلی است که توسط مجموعه وزارت آموزش و پرورش برای بحث های معیشتی فرهنگیان در حال پیگیری است.

چند روز قبل نیز فرهنگیان و معلمین بنا بود که برای اظهار و ابراز نارضایتی خود از مسائل معیشتی که کاملاً جنبه صنفی دارد نشستی را دفاتر مدارس داشته باشند. در استان مرکزی مسئله خیلی جدی و پررنگ نبود، چرا که همکاران فرهنگی و معلمین این استان هم نسبت به تلاش های مجموعه اداره کل آموزش و پروش و هم نسبت به پیگیری های وزارت مطبوع و هم از اقتضائات دولت واقف هستند و با توضیحاتی که داده شده و در اختیار آنها قرار گرفته، اقناع شده اند و این مسئله در استان مرکزی کمتر شکل گرفته است.

البته دولت و وزارت آموزش و پرورش به پاس این قدرشناسی و نگاه همراه معلمین تلاش خود را به کار گرفته اند تا از این طریق بتوانند پاسخ مثبتی به خواسته های فرهنگیان و معلمین بدهند.

علیرغم آنکه دبیران پرورشی در مدارس مشغول به فعالیت هستند، چرا همچنان شاهد رشد آسیب های اجتماعی در مدارس هستیم؟

در این خصوص باید گفت که آسیب های اجتماعی دامنه بسیار گسترده ای دارد. مدرسه یکی از جایگاه های رسمی تعلیم و تربیت است.

در این خصوص جای بحث و مناقشه وجود دارد. بحثی که وجود دارد این است که چقدر از فضای بیرونی که دانش آموزان به صورت زمینه ای در آن زندگی می کنند، در مدرسه قابل کنترل است.

عوامل تأثیرگذار بر آسیب های اجتماعی تنها صرفاً مدرسه نیست و ارکان مختلف و جایگاه های متفاوتی دارد که اعم از محل زندگی، فرهنگ خانوادگی، دوستان بیرون از مدرسه و همچنین مدرسه و فضای موجود در آن و فضای حاکم بر نظام تعلیم و تربیت می باشد.

این ارکان و جایگاه ها بسیار تأثیرگذاری هستند که همگی به صورت در هم تنیده اثر می گذارند. باید دید که منظور از آسیب های اجتماعی چیست و چقدر از آنها به صورت ویژه به مدرسه برمی گردد.

ما در مدرسه یک نظام رسمی تعلیم و تربیت داریم و در کنار آن فعالیت های مختلف و متعددی برای ارتقاء و بالابردن جایگاه اخلاقی و اعتقادی دانش آموزان انجام می دهیم. همزمان مسائل آسیب های اجتماعی را مدارس رصد می کنیم.

باید به این نکته توجه داشت که عوامل تأثیرگذار تنها در مدارس نیست و عوامل تأثیرگذار دیگری در خارج از مدارس وجود دارد.

برای مثال فضای مجازی که دانش آموزان در خارج از مدارس به آن دسترسی دارند، چقدر بر روی آنها تأثیرگذار است؟! در صورتی که در مدارس کنترل و توصیه می شود که دانش آموزان از فضای مجازی استفاده نکنند. آموزش سواد رسانه ای در مدارس داده می شود. جلسات توسط انجمن های اولیاء و مربیان برای اولیاء دانش آموزان گذاشته می شود و آنها را نسبت به حساسیت های موجود در فضای مجازی واقف کرده و اطلاعات و هشدارهای لازم در حوزه سواد رسانه ای به آنها داده می شود که چه اقداماتی در برابر دانش آموزان خود انجام دهند.

اما با توجه به تمام اقداماتی که انجام می شوند، همه تأثیرات موجود را دانش آموزان از مدرسه می پذیرند؟! یا اینکه گروه همسالان، خانواده و شرایط خارج از مدرسه نیز در این خصوص تأثیرگذار است. نمی شود گفت که سهم مشخصی از تربیت دانش آموزان و مصون ماندن آنها از آسیب های اجتماعی به مدرسه بازمی گردد. دیدگاه ها و نظرات مختلف و متعددی وجود دارد که هر کدام از آنها قابل نقد و بررسی است.

مهمترین آسیب اجتماعی که در مدارس گریبانگیر دانش آموزان است، چیست و عمده این آسیب ها در چه مقطع تحصیلی و در چه جنسیتی اتفاق می افتد؟

بحث هایی مانند اعتیاد، استعمال مواد مخدر و کشیدن سیگار مهمترین آسیب های اجتماعی است که گریبانگیر دانش آموزان است که درجه اهمیت هر کدام از آنها متفاوت است. اما باید به این نکته توجه داشت که فضای مجازی یکی از جدی ترین آسیب هایی است که دانش آموزان در آن غوطه ور شده اند.

مباحث مربوط به فضای مجازی نیز در حال حاضر در دستور کار ویژه مجموعه آموزش و پرورش قرار گرفته است.

اما باید دید که نقش کدام یک از این موارد در خصوص آسیب های اجتماعی بیشتر است. برای مثال در حوزه سلامت جسمی، اعتیاد یک موضوع بسیار جدی است. در حوزه سلامت اخلاقی و روانی نمی توانیم بحث استفاده ناصحیح از فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و اینترنت را فراموش کنیم.

موارد متعدد و مختلفی وجود دارد و آسیب های اجتماعی که در حاضر گریبانگیر دانش آموزان است، آن مواردی است که از حاصل این عوامل به دست می آید. این موضوع بر می گردد به خانواده ها و زمینه فضاهایی که دانش آموزان در آن زندگی می کنند. بحث فقر خانواده ها در سکونتگاه ها و اقامتگاه های غیررسمی بسیار جدی است.

بحث خانواده های تک سرپرست، بی سرپرست و بد سرپرست هر کدام به تنهایی می تواند تأثیرات منفی و مخربی داشته باشد. از زوایای مختلفی به این موضوع نگاه می شود، اما نتایج آن مسائل و آسیب های اجتماعی است که گریبانگیر خود دانش آموزان می شود و برای هر کدام از این موارد به تناسب موضوعیتی که دارند، برنامه و راهکار ارائه خواهیم داد.

در بحث خانواده های تک سرپرست، بی سرپرست و بد سرپرست و به ویژه موضوع فقر فرهنگی و فقر مالی، ناخواسته نگاه های موجود به سوی حوزه سکونتگاه ها و اقامتگاه های غیررسمی جلب می شود. به صورت طبیعی در این محدوده ها فقر فرهنگی و فقر مالی خاصی وجود دارد که ممکن است تبعات خاص خود را در پی داشته باشد. نبود والدین و یا ایرادات و معضلاتی که در اخلاق و رفتار والدین وجود دارد، زندانی بودن والدین و حتی مسائل مربوط به اعتیاد آنها و بسیاری از مسائل اینچنینی در حوزه های مختلف وجود دارد که به تناسب موضوعاتی که حوزه آسیب های اجتماعی دیده می شود، بحث های گسترده ای مطرح می گردد.

اما آسیب های اجتماعی که از ناحیه فضای مجازی و شبکه های اجتماعی شکل می گیرد، تنها در حوزه سکونتگاه ها و اقامتگاه های غیررسمی متمرکز نمی شود، بلکه در گستره تمامی دانش آموزان اتفاق می افتد و به صورت طبیعی مقاطع دبیرستان ها و هنرستان ها شیوع بیشتری داشته باشد، اگر چه متأسفانه به واسطه جهل و سهل انگاری برخی از والدین و حتی مسئولین این امکانات در اختیار دانش آموزان مقطع ابتدایی به صورت ناخواسته قرار می گیرد، بدون آنکه استفاده صحیح استفاده از فضای مجازی به دانش آموزان آموزش داده شود.

اگر چه اعتقاد داریم که استفاده صحیح از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی از یک سو می تواند مزایای بسیار خوب و مناسبی داشته باشد و از سویی دیگر از نگرانی هایی که در این حوزه وجود دارد جلوگیری می کند.

در خصوص میزان آماری که در ارتباط با اعتیاد دانش آموزان مطرح می شود، چه توضیحاتی دارید؟

در خصوص میزان اعتیاد در مدارس، آمارهایی که در محافل غیررسمی داده می شود و یا آمارهایی که احیاناً از مراجع دیگر عنوان می شود، گاهی اوقات با آنچه که مسئولین ذیربط در مجموعه آموزش و پرورش به صورت میدانی در مدارس می بینند انطباق ندارد.

ممکن است سایر مراجع شاخص های مربوط به خود را داشته باشند که باید شاخص های آنها را بررسی کرد و دید که بر اساس شاخص هایی که دارند چه فردی را معتاد اطلاق می کنند.

اما قاعدتاً در مدارس فردی که به عنوان معتاد شناخته می شود و به صورت مستمر و متوالی مواد مخدر مصرف می کند و یا مشهور به استعمال مواد مخدر اعم از صنعتی و غیرصنعتی باشد و اعتیاد محرز داشته باشد، اساساً انگشت نما می شوند و مانند سابق هم نیست که مجموعه آموزش و پرورش تنها صرفاً کار شناسایی این افراد را انجام دهد، بلکه اقدامات مداخله ای در خصوص آنها انجام می دهد.

این تعداد دانش آموزانی که بعضی اوقات در برخی محافل از آنها یاد می شود و البته عنوان دانش آموزان برای آنها اطلاق نمی شود، بلکه گفته می شود که در یک رده سنی تعداد افراد معتاد بیشتر است که این رده سنی با سن مدرسه منطبق است. این آمارهایی که از مراجع و محافل مختلف عنوان می شود باید شاخص های آن مورد بررسی قرار گیرد.

بر اساس شاخص های آموزش و پرورش در مدارس زمانی که گفته می شود اعتیاد وجود دارد، برداشت ما از فرد معتاد شخصی است که دیگران اذعان دارند که وی اعتیاد دارد و استعمال مواد مخدر یکی از فعالیت های روزمره ای است که انجام می دهد و به صورت مستمر مصرف کننده است.

همچنین بحث مصرف مواد مخدر به صورت تفریحی و سیگار کشیدن و … شاخص های متفاوتی دارد. اما قاعدتاً این آماری که از سوی سایر مراجع و محافل عنوان می شود، در مدارس دیده نمی شود.

نمی گوییم که آمار بخصوصی در دسترس نداریم، آمارهای خاص خود را داریم و پیگیری های لازم را انجام می دهیم، اما آمارهای مجموعه آموزش و پرورش بر اساس شاخص های مربوط به خود دارد با آمارها و شاخص هایی که از سایر محافل و مراجع احیاناً ارائه می شود و تاکنون نیز جایگاه رسمی به مجموعه آموزش و پرورش اعلام نکرده است، شاید در تعارض باشد.

شاخص های آموزش و پرورش می گوید فردی که در مدرسه استعمال مواد مخدری که دارد برای اطرافیان، از آموزگار و دبیر و مربی گرفته تا معاون و مدیر مدرسه و یا حتی دانش آموزان محرز شده باشد، اساساً آمار و ارقام آن در سطح مدارس استان مرکزی بسیار پایین است.

برای مثال در یک آمار غیررسمی گفته شده بود که در استان مرکزی 70 هزار معتاد وجود دارد که 30 درصد از این تعداد در سن 15 تا 18 سال قرار دارند، بر اساس چنین آماری 30 درصد 70 هزار نفر حدود 20 هزار نفر را شامل می شود. اگر چنین آماری وجود داشته باشد، آیا باید بپذیریم 20 هزار نفر دانش آموز معتاد در مدارس استان مرکزی وجود دارد و آیا چنین آماری واقعاً وجود دارد؟! آیا اساساً این تعداد افراد معتاد 15 تا 18 سال در مدرسه هستند و آیا اقدام به ترک تحصیل نکرده اند؟! بر این اساس است که می گوییم باید شاخص های موجود انطباق داده شود. با این مبنا در مدارس معتاد وجود ندارد و این موضوع به این معنا نیست که مجموعه آموزش و پرورش نسبت به مسائل موجود در این خصوص بی تفاوت است.

مجموعه آموزش و پرورش حتی در پیگیری ها و رصدهای خود حتی تمایلات افراد به سیگار و مواد مخدر را در حوزه های مشاوره ای پیگیری می کنیم و اقدامات مداخله گرانه انجام می دهیم، البته این اقدامات کافی نیست و می تواند بسیار بیش از اینها باشد.

قطعاً این آمارهایی که از جایگاه های غیررسمی در مورد اعتیاد دانش آموزان بیان می شود، در مدارس دیده نمی شود. در مجموع بحث های عنوان شده در خصوص اعتیاد و گرایش دانش آموزان به مصرف مواد مخدر بر اساس شاخص هایی که آموزش و پرورش برمبنای آنها فعالیت ها و اقدامات خاص خود را انجام می دهد، میزان آمار در سال گذشته تنها 2 مورد بوده که اشتهار به اعتیاد داشته اند و مورد اذعان مسئولین مدرسه و دانش آموزان بوده اند، در این خصوص مجموعه آموزش و پرورش و مدرسه نه تنها هیچگونه اقدامی در خصوص ترد از مدرسه انجام نمی دهد، بلکه در خصوص آنها اقدامات حمایتی و مداخله گرانه خود را تا بازگشت به مدرسه انجام خواهد داد.

همچنین در سال گذشته موارد دیگری نیز وجود داشته که افراد در معرض آسیب را که اعم از اعتیاد، قصد و اقدام به خودکشی و کشیدن سیگار بوده، شناسایی کردیم و بر اساس اقدامات انجام شده تعداد 152 نفر از دانش آموزانی را که در معرض آسیب بودند، مشکوک به مصرف مواد مخدر بودند و یا اینکه تمایل به مصرف این مواد داشتند، مورد رصد و شناسایی قرار داده ایم. این موارد را مجموعه آموزش و پرورش در قالب مدیریت مورد، وارد می شود و بحث توانمندسازی این افراد را از طریق معرفی به مراکز مشاوره و پرداخت هزینه حق مشاوره، مورد پیگیری قرار می دهد تا از احتمال اعتیاد و در آسیب قرار گرفتن این دانش آموزان جلوگیری نماید.

چرا در کلانشهر اراک بر خلاف سایر شهرهای بزرگ، دختران دانش آموز تمایل به کشیدن سیگار دارند؟

نمی توان چنین موضوعی را به طور کامل رد کرد و منکر آن شد، اما آمار و ارقام مشخصی با توجه به یافته های پژوهشی به صورت مستند در دسترس نیست. این موضوع یک اقدام و فعالیت پژوهشی و تحقیقی است.

بنده نیز در جایگاهی که دارم ممکن است در حال حاضر صحبتی به ذهنم برسد، اما اگر بخواهم صحبت دقیق، منطقی و کارشناسی در این خصوص عنوان کنم، مستلزم یک اقدام و فعالیت پژوهشی و تحقیقی به صورت کامل است.

اما به علت آنکه چنین آماری در دسترس ندارم، نمی توانم صحبتی در این خصوص داشته باشم. این موضوع که عنوان می شود چرا دختران دانش آموزان رغبت به کشیدن سیگار دارند؟! یک موضوع کاملاً روانشناختی و روانشناسی است و قاعدتاً باید از متخصصان این حوزه پرسش کرد. مجموعه آموزش و پرورش نیز می تواند به عنوان یک عنصر تأثیرگذار در فرایند تعلیم و تربیت به آن پاسخ دهد. اما باز هم تأکید داریم که این موضوع نیاز به اقدامات پژوهشی و تحقیقی دارد.

مجموعه آموزش و پرورش با اداره کل بهزیستی استان مرکزی چه اقداماتی را در رابطه با کاهش آسیب های اجتماعی انجام داده است و حلقه مفقوده ارتباطی بین این 2 نهاد چیست؟

در ارتباط با همکاری مجموعه آموزش و پرورش استان مرکزی با اداره کل بهزیستی استان در راستای کاهش آسیب های اجتماعی و این که عنوان می شود یک حلقه مفقوده بین همکاری این 2 نهاد وجود دارد، باید گفت که مجموعه آموزش پرورش در حال حاضر با بهزیستی و چندین نهاد و دستگاه اجرایی دیگر از جمله دادگستری، کمیته امداد امام خمینی (ره) و بنیاد برکت در راستای یک طرح مشارکتی که همپوشانی با یکدیگر دارند در قالب طرح نماد در حال همکاری و اجرای فعالیت ها و اقدامات متعدد هستیم.

مراحل اولیه این طرح سال گذشته آغاز شده و امسال نیز در 2 شهرستان اراک و محلات به صورت کامل تحت پوشش این طرح هستند و بهزیستی نیز در اجرای این طرح مداخله می کند. فلسفه اجرای طرح نماد این است که زمانی که وارد مدرسه می شویم و ایراد و انحرافات را در رفتار دانش آموزان مشاهده می کنیم، هنگامی که ریشه یابی انجام می گیرد، دیده می شود که این ریشه ها به فقر خانواده باز می گردد.

در این راستا لازم است که نهادها و دستگاهایی مانند کمیته امداد امام خمینی (ره) و بهزیستی وارد کار شوند و حتی اگر این نهادها و دستگاه ها بر اساس قواعد و ضوابط جاری اجازه ورود و مداخله نداشته باشند و همچنین شاخص های ارائه خدمات به آن فرد و خانواده را نداشته باشند، در قالب طرح نماد مکلف به ورود، مداخله و ارائه خدمات هستند.

طرح نماد در راستای مداخله در حوزه آسیب های اجتماعی دانش آموزان در قالب یک طرح کشوری آغاز شده است که رویکرد آن در خصوص شناسایی دانش آموزان آسیب دیده و حمایت از این دانش آموزان و خانواده های آنها می باشد و همچنین در یک اقدام بین بخشی معضلات و مشکلاتی را که در زمان عدم حضور آموزش و پرورش و بهزیستی ممکن است برای این دانش آموزان پیش بیاید، پوشش دهیم.

آیا بازنشسته هستید؟

من بازنشسته نیستم. در قانون برای بازنشستگی افرادی که دارای مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر هستند 2 شرط گذاشته است. یک شرط این است که 35 سال سابقه دولت و دستگاه اجرایی می تواند فرد را بازنشسته کند، اما اگر همان فرد به سن 65 سالگی رسید، دولت و دستگاه اجرایی مکلف است که فرد را بازنشسته کند. من با 50 سال سن و 30 سال سابقه، به خاطر داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد حداقل 5 تا 7 سال دیگر از لحاظ رسمی و قانونی و 15 سال از نظر سنی، فرصت برای بازنشستگی دارم.

سردبیر مجازی
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*