پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
۴ خرداد ۱۳۹۸
حقوق بشر، سیاست و خشونت
سیاسی

سخنرانی عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر در ساوه با موضوع چرا سیاست ورزی در ایران با خشونت همراه بوده است؟

حقوق بشر، سیاست و خشونت

تاپیش از تغییر نگرش جامعه «اصولگرایی» و «اصلاح طلبی» بی فایده است

Virtual editor
8 اردیبهشت 1398
بازدید: 787
نظرات: 0

سخنرانی عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر در ساوه با موضوع  چرا سیاست ورزی در ایران با خشونت همراه بوده است؟

حقوق بشر، سیاست و خشونت

تاپیش از تغییر نگرش جامعه «اصولگرایی» و «اصلاح طلبی» بی فایده است

مرجع تشخیصی برای مومن و کافر دانستن مردم وجود ندارد

 

گروه سیاسی، سینا علیدادی

 

عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر و بنیان‌گذار کمیته دفاع از حقوق زندانیان با حضور در «تکیه حسین خانه» شهر ساوه علیرغم آن که در ابتدا مخالفت هایی با حضور وی مطرح شده بود، به سخنرانی پرداخت و از الزامات یک جامعه اسلامی برای حفظ ارزش های انسانی سخن گفت.

باقی سخنان خود را با طرح سوالی مبنی بر اینکه چرا سیاست ورزی در تاریخ ایران همواره قرین خشونت بوده است، آغاز کرد و در جمع مردم ساوه با اشاره به اینکه مرزبندی بین «سیاست» و «حقوق بشر» همواره موافقین و مخالفان بسیاری دارد، گفت: طبیعت و موضوع سیاست با طبیعت و موضوع حقوق بشر فرق می‌کند و این دو با یکدیگر تفاوت‌های بسیاری دارند. هرچند که سیاست، اصولی متفاوت از حقوق بشر را شامل می شود اما با این حال حقوق بشر می‌تواند راهنمای سیاست ورزی در حکومت باشد لذا سوال اصلی بحث بنده، این است که چرا سیاست ورزی در تاریخ ایران همواره با مفهوم انسانیت نزدیکی نداشته و سمت و سوی خشونت را طی کرده است؟

عمادالدین باقی ادامه داد: به طور کلی جریان سیاست ورزی در تاریخ ایران، جریان خونخواهی یا به قول مولوی «خون به خون شستن» بوده؛ همان جریانی که در تاریخ رقبای سیاسی را کور کرده، می کشد و زندانی می‌کند. از نمونه‌های این جریان می‌توان به قیام مختار ثقفی، کور کردن رقیبان سیاسی در عصر سلجوقی، کشتن مخالفان در عصر صفویه، نقص عضو و یا زندانی کردن مخالفان اشاره کرد. این روش ها همواره در طول تاریخ ایران برای تمامی آنهایی که نگرانی برای حکومت ایجاد می‌کردند؛ اعمال می شد تا جایی که هر حاکمی که می‌ترسید قدرتش را از دست بدهد، تنها کاری که انجام می داد حفظ قساوت خود بود.

فهم نادرستی از دین و فرهنگ در جامعه رواج پیدا کرده است

وی با اشاره به اینکه باید همواره سطح رشد اخلاقی و فرهنگی جامعه را در نظر گرفت، گفت: واقعیت این است که در جامعه ایران، اجزای فرهنگی و آموزه‌های دینی، همواره با نحوه حکمرانی ها در تضاد بوده به طوری که امام علی علیه السلام دستورات و شیوه حکومت داری خود را با نامه هایی به مالک اشتر ابلاغ می کرده که حقوق انسانی را رعایت کند ولی در عوض حکومت صفویه که ادعای تَشَیُع داشته بر خلاف دستورات امام علی عمل می کرده، تا جایی که آداب حکومت داری صفویه هیچ تشابهی با حکومت علی علیه السلام ندارد. لذا باید گفت که ایران از نظر فرهنگی پایه و اجزای تشکیل یک حکومت انسانی را داشته اما در واقعیت زمانی که یک جامعه از نظر فرهنگی، اخلاق غلطی در آن رسم می شود، فهم نادرست از دین و فرهنگ نیز در آن رواج پیدا می‌کند.

این روزنامه نگار گفت: در تمامی دوره های حکومتی سیر تاریخ ایران، همواره علمای بزرگی در کنار پادشاهان حضور داشتند که وجود آنها به فعالیت‌های انجام شده حاکمان، نوعی مشروعیت می بخشیده و البته علمایی نیز بودند که با حاکمان وقت، مخالفت می کردند و به مبارزه برمی خواستند.

وی تاکید کرد: در مسیر تاریخ ایران حکومت ها سه ویژگی مشترک داشتند. اول آنکه در تمامی حکومت ها حاکم، قدرت مطلق را در دست داشت و چیزی به اسم قانون وجود نداشت، دوم اینکه حاکمان ثروت بسیاری کسب می کردند و به هیچ عنوان حاضر نبودند این ثروت به دست آمده را با مردم به اشتراک بگذارند. نکته سوم هم وجود برخی امور مذهبی و توجیهات شرعی بوده که در مسیر اتفاقات تاریخ ایران منجر به جابجایی دو کلمه کلیدی «انسانیت» و «قدرت» شده است به طوری که وقتی امروز تاریخ را روایت می کنیم از فرط ناباور بودن، بسیاری آن را افسانه می دانند چرا که تصورش ممکن نیست شخصی به خاطر حفظ قدرت، خویشان و آشنایان خود را بکشد و زندانی کند اما بدانید که هنوز رسوبات آن فرهنگ غلط در خلق و خوی جامعه ی ایران وجود دارد.

زندانی کردن، وسیله ای برای حذف مخالفان است

این فعال حقوق بشر انقلاب مشروطه را تحولی بزرگ برای فهم قانون در ایران دانست و گفت: اگر مفهوم انسانیت تجلی یابد بسیاری از مشکلات جامعه در حال رشد، برطرف می‌شود چرا که نمی‌توان گفت که کشتن انسان‌ها بد است ولی برخی کشتن ها خوب به حساب می آیند. به طور مثال در سال 57 گروه های مختلف برای آزادی و رهایی از استبداد دست به انقلاب زدند ولی با شروع دهه شصت برخی از همان گروه ها دست به کشتن و ترور انسان های بیگاه می زنند که تنها برای خودشان توجیه داشت و مسلماً این امر برای گروه مقابل نیز قابل قبول نبود.

باقی ادامه داد: رفته رفته با گذشت زمان و رشد تفکرات حاکم بر جامعه کشتن دیگر معنای خود را از دست می دهد و به همین دلیل از وسیله های دیگری مانند زندان برای ساکت کردن مخالفان استفاده می‌شود که این امر نیز نوع دیگری از «حذف» است.

وی افزود: آنچه که تحقیقات بین المللی مشخص کرده این است که کشورهای دارای کمترین میزان مطالعه، بیشترین درصد بروز خشونت را به خود اختصاص می دهند و همین امر کافی است تا بدانیم بین آگاهی و خشونت رابطه عکس وجود دارد.

مرجع تشخیصی برای مومن و کافر دانستن مردم وجود ندارد

بنیان‌گذار کمیته دفاع از حقوق زندانیان گفت: در فرهنگ اسلامی روایت هایی وجود دارد که می‌گویند «آبرو و خون بر تمامی احکام واجب تر است» این یعنی آبرو و انسانیت بالاترین تکلیف را در جامعه اسلامی دارد که وقتی پای آنها در میان باشد باید تمامی امور دیگر را تعطیل کرد و آنقدر واجب هستند که حتی می توان برای حفظ آبرو، فتوای جنگ صادر کرد اما در برخی مباحث شاهد هستیم که عده ای علیرغم مسلمان بودن می‌گویند که «آبرو و خون مومن واجب است و غیر از مومن مسلمان هیچ کس دیگری اهمیت ندارد»؛ از این صحبت اینگونه استناد می شود که غیر از مومن مسلمان هیچ کس دیگری اصلا انسان نیست که حفظ خون و آبروی آن واجب باشد. به همین دلیل است که این قاعده چون برخاسته از باور به کرامت انسانی نیست، تضمینی هم برای حفظ آبرو و جان مومنان نیز ندارد چرا که اصلا مرجع تشخیصی برای مومن و کافر دانستن اشخاص نداریم.

باقی اظهار کرد: کرامت ذاتی انسان امری مجزا از فضیلت انسان نیست به همین دلیل مبحث تضاد قدرت و ارزش انسانی هنوز وجود دارد و حل نشده تا جایی که هر روز می بینیم و می شنویم که می گویند «حفظ نظام از اوجب واجبات است» که این به معنای اصل قرار گرفتن حفظ نظام است در صورتی که اگر چنین بود امیرالمومنین علیه السلام نیز می توانست نظام را حفظ کند ولی امام علی علیه السلام حفظ ارزش‌ها را اصل قرار داده بود بر همین اساس برای حکومت اسلامی، حفظ کرامت انسانی واجب می باشد پس باید گفت که «حفظ کرامت انسانی و ارزش ها اوجب واجبات» است و اگر این امر رعایت نشود رسما به حکومت هیتلر و صدام نیز مشروعیت بخشیده ایم.

تغییر نگرش جامعه الزامی است

این فعال حوزه حقوق بشر در پایان سخنرانی خود گفت: تا زمانی که برای انسانیت، اصالت قائل نشویم نمی‌توان امیدی برای رفع خشونت داشت. تجربه 40 ساله گذشته الزام رشد و افزایش آگاهی مردم ایران بوده چرا که پیش از این هیچکس فکر نمی کرد روزی در یک تکیه مردم جمع شوند و درباره حقوق بشر به بحث و گفتگو بپردازند. بحث‌هایی که امروز درباره اصولگرا و اصلاح‌طلب مطرح می‌شود نیز مباحث سیاسی هستند که در جای خود قابل درک می باشند اما به عقیده بنده تا زمانی که نگرش جامعه تغییر نکند اگر صد بار دیگر هم حکومت تغییر یابد، باز شرایط جامعه همین خواهد بود.

Virtual editor
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*