پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
۲۷ تیر ۱۳۹۸
بازآفرینی شهری باز آفرینی اجتماعی است
اجتماعی

بازآفرینی شهری باز آفرینی اجتماعی است

Virtual editor
12 خرداد 1398
بازدید: 154
نظرات: 0

در گفت و گوی عطریاس با پژوهشگران اجتماعی و فعالین مدنی مطرح شد:

بازآفرینی شهری باز آفرینی اجتماعی است

 

طرح بازآفرینی شهری با 3 رویکرد محله محوری، مشارکت مردمی و برنامه اقدام مشترک تدوین شده است. در گذشته رویکرد بر این بود که از بالا به پایین برای محله‌های کشور طرح تهیه، تصمیم‌گیری و اجرا شود و محور فعالیت‌ها پروژه‌ها بود، اما امروز محور اصلی محله است و طرح بازآفرینی شهری نیز محله محور است و با مشارکت مردمی اجرایی می شود. مشارکت مردمی یعنی نیاز به سلیقه و تفکر مردم محله که شهرداران و برنامه ریزان باید براساس مردم ساکن در آن محله نقشه ‌کشی کنند و هرچه اتفاق می‌افتد باید خاستگاه مردمی آن محله باشد که این تغییر الگو یکی از ویژگی‌های خاص این برنامه است. هر محله یک سازمان اجتماعی است و هر اجتماعی فرهنگ اختصاصی خودش را شامل می شود و کالبدها باید مبتنی بر فرهنگ حاکم بر آن سازمان اجتماعی به نام محله باشد. مهمترین و آخرین بخش بحث ارتقاء توانمندی‌های اقتصادی، حوزه اجتماعی است که می توان توانمندی های اقتصادی شهر و محلات را معرفی و عرضه تولیدات شهر را به عنوان یک پارامتری که ارتقاء توانمندی های اقتصادی شهر است را فعال کرد.
محله محوری، یکی از شاخصه های شهر پایدار است
دکتر مریم یارمحمد توسکی استاد دانشگاه و پژوهشگر اجتماعی در این باره به عطریاس گفت: محله در بازآفرینی شهری پایدار جایگاه ویژه ای دارد. امروزه احداث، بازآفرینی و احیاء شهرها از مدل شهر پایدار تبعیت دارد. شهری که طراحی آن بر اساس شاخص های زیست محیطی سالم و مصرف انرژی، مصرف آب و اتلاف مواد غذایی در حداقل ها بنا شود. شهرهایی که نیازهای اکنون را بدون فدا کردن امکانات و ظرفیت های نسل های آتی تأمین می نماید. محله محوری، یکی از شاخصه های شهر پایدار به شمار می رود. در شهر با الگوی پایدار حضور و مشارکت شهروندان در بازآفرینی، حفظ و بروز نگه داشتن آن الزامی است.
دکتر یارمحمد توسکی افزود: محله محوری یکی از ارکان توسعه اقتصادی شهرها است، چرا که محله ها در رونق و توسعه اقتصاد شهری سهم بسزایی دارند. ظرفیت سرای محلات برای کارآفرینی ساکنین هر محله، ضمن توانمندسازی، این مسیر را ممکن می سازد. به خصوص اداره کلانشهرها به این مهم وابسته است. وجود مناطق حاشیه ای و سکونتگاه های غیررسمی، فرسوده و تاریخی کلانشهرها که معضلات جدید شهری محسوب می شوند، با حضور فعال ساکنان همین محله ها در مدیریت شهری، کارآمدی پروژه ها و ظرفیت سازی های مناسب را همراه دارد.
وی ادامه داد: کاهش آسیب های اجتماعی نیز یکی از ویژگی های محله محوری است. سرای محله ها این پتانسیل را دارند تا امکان مصالحه و گفتگو بر سر مسائل مختلف زندگی ساکنان را محیا سازد. نتیجه این نوع عملکرد، کاهش تضادهای اجتماعی و بی سامانی های جمعی است. مسئله های کودکان کار، اعتیاد، تکدی گری و رفتار غیراخلاقی در کلانشهرهای کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران بر چهره شهرها سایه انداخته است. وجود سرای محله با جلب مشارکت حداکثری مردمان آن محله، ایجاد کارآفرینی، کاهش فاصله مردم با مسئولین و انتقال نیازها و مطالبات، قطعاً از رقم آسیب های اجتماعی می کاهد.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر اجتماعی اظهار داشت: محله محوری در ارتقاء سطح اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی نیز بسیار مؤثر است. همه نظریات جامعه شناسی، پیوند میان مشارکت اجتماعی، همبستگی اجتماعی و افزایش نشاط اجتماعی را تأیید نموده اند. جایی که مردمان مسئول حساب شوند و به کار آیند، گره کارکردی کاهش یافته و فعالیت اجتماعی رونق گرفته و روحیه مردمان آن محله نیز در سازوکارهای اجتماعی افزایش می یابد. نشاط اجتماعی، جلوه ظاهری مشارکت و اعتماد اجتماعی در یک منطقه یا گروه است که این دو یعنی همان مشارکت و اعتماد، مهمترین شاخص های سرمایه اجتماعی محسوب می شوند. بنابراین محله محوری مطلوب و کارا در نهایت بر افزایش سرمایه اجتماعی به عنوان مهمترین نوع سرمایه مولد اثرگذار است.
دکتر یارمحمد توسکی تصریح کرد: محله محوری در ساختار نظام اجتماعی کشور فواید بسیاری دارد. از آن جمله می توان کاهش بیگانگی افراد در یک محله از طریق افزایش همدلی، گفتگو و همبستگی اجتماعی، کمک به کارآفرینی و اتصال آحاد جامعه به نظام اجتماعی، جلوگیری از قطبی شدن مناطق مختلف شهر، بهره گیری از ریش سفیدی، تحمل و مدارا و مسئله یابی و راه یابی مشارکتی در حوادث و مسائل اجتماعی محله، کاهش فساد اداری یا رابطه مداری، فساد اخلاقی و اجتماعی با حضور نمایندگان مردم، شفاف سازی در سیاستگذاری ها، برنامه ریزی ها و خدمات شهری، کاهش مسائل قومی و قبیله ای و کاهش احساس محرومیت نسبی به خصوص در مناطق حاشیه ای شهر و احساس شهروند دست دوم بودن، جلب مشارکت و حمایت بیشتر دستگاه ها و نهادهای اجرایی در حل مسائل کالبدی شهری و اجتماعی را برشمرد.
بازآفرینی شهری، گامی نخست در دیدگاه نوین مدیریت شهری
دکتر سیاوش آقاخانی مدرس دانشگاه و فعال مدنی نیز با اشاره به اینکه بازآفرینی شهری، گامی نخست در دیدگاه نوین مدیریت شهری محسوب می شود، گفت: یکی از مشکلات دیرین مدیریت شهری، «نگاه سازه ای» به چهارچوب مدیریت شهری است. نگاهی که شهرهای امروز را به سازه های بزرگ عمرانی تبدیل کرده است. سازه هایی که دارای چالش های عظیم فرهنگی، اجتماعی و محیط زیستی هستند و در مرز فروپاشی قرار دارند. نگاهی که بی توجه به «روح شهر»، «کالبد سیمانی» آن را مظهر توسعه یافتگی می داند و مدیریت آن را تنها در چهارچوب تخصص مهندسین «سازه محور» می شناسد و به جای «شهرداری» و «شهر، یاری» به دنبال «شهرفروشی» و «سازه سازی» است. چنین نگاهی اعتیاد دارد. اعتیاد به تخریب آثار تاریخی و تبدیل آن به سازه های بلند و بی روح، اعتیاد به عقب نشینی خیابان های اصیل و دارای پیشینه اجتماعی که گاه خاطرات چندین نسل را در دل می پروراند و تبدیل آن به بزرگراه هایی برای تردد خودروهای بی پایان است، اعتیاد به قربانی کردن باغات و درختان به نفع سازه های بی جان، اعتیاد به توسعه افسار گسیخته و نامتوازن، خطرناکترین نوع چنین اعتیادی است. اما در مقابل «نگاه سازه محور شهری»، دیدگاه دیگری به نام «نگاه مدیریت زیست بومی» قرار دارد، نگاهی که «کالبد سخت شهر» را وسیله ای برای بالندگی «روح شهر» می داند و پیشینه تاریخی، فرهنگ ها، سرمایه اجتماعی، آسایش فردی، دیپلماسی شهروندی و حتی «دموکراسی زیستی» را حقی برای پرندگان و درختان شهری بر می شمرد و به دنبال احیای حق شهروندی است. نگاهی که طرح هایی مثل «طرح بازآفرینی شهری» را «ایده ای اولیه» برای تحقق اهداف خود می داند.
دکتر آقاخانی افزود: «طرح باز آفرینی شهری» یکی از رویکردها و ره یافت های پیشگام در موضوع مدیریت شهری است. در ابتدای تولد این رویکرد، محلات حاشیه ای و قدیمی بیشتر مورد توجه بود. به دلیل فرسودگی و پیری بافت و ارگان های شهری، معمولا چنین محله هایی رها می شدند. در نظریه دوایر متحدالمرکز «ارنست برجس» این قلمروها برابر با منطقه انتقالی است. یعنی محدوده ها و محله ها، در فرآیند توسعه نامتوازن شهری، ارزش پیشین خود را از دست می داد و به محل استقرار تازه واردین و مهاجرین تبدیل می شد، تازه واردین و مهاجرینی که هیچ وابستگی اجتماعی به سرزمین جدید خود نداشتند و چالش های اجتماعی این محله ها کم کم سبب فرسودگی و ناکارآمدی آنها می گشت و گاهی آنها را تا مرز زوال شهری، کالبدی، اقتصادی، فرسایش اجتماعی و حتی از بین رفتن امکان زندگی معمول و سالم در این محلات پیش می برد. این امر، عموما در شهرهای بزرگ و صنعتی مطرح بود. از یک سو، در این شهرها افزایش جمعیت اتفاق افتاده و از سوی دیگر با افزایش جمعیت، وسعت زمین در همه شهرهای دنیا به ویژه در شهرهای بزرگ محدودتر می گردید و به همین دلیل باید هزینه هنگفتی بابت زمین پرداخت می شد. بنابراین، دولت ها و تصمیم گیران عرصه های شهری به این فکر افتادند که نباید از این عرصه ها غفلت کرد. مهمتر اینکه چنین مناطقی به مثابه زخمی بر پیکر این شهرها بودند و قاعدتاً باید برای آنها فکری می شد.
وی ادامه داد: تمام تلاش بازآفرینی شهری خلق فضاها و مکان های شهری است که ضمن توجه به آسایش شهروندی، فرهنگ ها، مسائل اجتماعی و محیط زیست سالم شهری، بتواند یک زندگی استاندارد برای شهروندان فراهم آورد. در این نگاه به جای مدیریت «بخشی» و «فردی» به دنبال مدیریت «واحد ذی نفعان شهری» در پیشبرد برنامه های بازآفرینی شهری هستند و «مشارکت شهروندی» و حضور «آگاهانه» شهروندان ساکن در محلات، مبنای اصلی برنامه های توسعه «محله محور» است. در این نگاه به جای تصمیم گیری یک فرد یا یک مدیر برای محله، با مردم و در کنار مردم برای محله تصمیم گیری می شود و نگاه مشارکتی از مرحله مطالعه تا برنامه ریزی، اجرا و نظارت حضوری قوی و ملموس دارد. متاسفانه اجرای چنین طرحی نیز در حال حاضر با 2 چالش عمده دست به گریبان است. چالش اول خلاء وجود یک «برنامه آمایشی دقیق» در سطح محلات هدف است و چالش دوم نگاه ضعیف به «پیشینه اجتماعی» محلات در پیشبرد مدیریتی برنامه های بازآفرینی شهری است. چالش های مهمی که عدم توجه به آن می تواند دستیابی به اهداف ارزشمند طرح بازآفرینی شهری را به خطر شکست مواجه نماید.
طرح بازآفرینی شهری جذب مشارکت مردم در تعیین سرنوشت آنها است
علی بیگی مدیرعامل مؤسسه شهروندیاران آرمان خواه نیز در این باره گفت: کارکردهای اجتماعی طرح بازآفرینی شهری جذب مشارکت مردم برای تصمیم گیری در تعیین سرنوشت آنها است. این همان موضوعی است که نسبت به سایر مناطق برخوردار شهری در سکونتگاه های غیررسمی از مقداری ضعف برخوردار است. ساکنان سکونتگاه های غیررسمی از کمترین حقوق خود نیز برخوردار نیستند و حتی در تعیین سرنوشت خود و موضوعاتی که مربوط به زندگی آنها است مشارکت داشته باشند و یا اینکه بخواهند تصمیم گیری کنند.
بیگی افزود: هدف بازآفرینی شهری جذب مشارکت مردم محور است و اینکه مردم را وارد عرصه کند و به واسطه آن گروه های مردمی تشکیل دهد و فعالیت مدنی را ترویج کند و در نهایت مردم این مناطق در تعیین سرنوشت خود تصمیم گیری کنند، مشکلات خود را مطرح کنند و برای رفع آنها راه حل پیدا کنند و همچنین حقوق خود را چه در حوزه بافت شهری و چه در حوزه اجتماعی مطالبه کنند. کاهش و رفع بیکاری، اعتیاد، فقر، مهاجرت، رسیدگی و از بین بردن معضلاتی همانند زنان خیابانی، خانه های تیمی مفاسد اجتماعی، که محصول شکل گیری سکونتگاه های غیررسمی است، یکی از مهمترین اهداف و کارکردهای اجتماعی بازآفرینی شهری است.
وی ادامه داد: سکونتگاه های غیررسمی مناطقی هستند که میزان بالایی از جمعیت را در قالب حاشیه نشینی در خود جای داده اند و باید این دیدگاه حاشیه نشینی از این مناطق برچیده شود. در این راستا طرح بازآفرینی شهری یکی از مهمترین طرح هایی است که می تواند کارکرد مناسب و بسیار خوبی داشته باشد. چنین طرحی با وجود آن که به تازگی اجرایی شده و نوپا محسوب می شود و از تجربه کمی برخوردار است، اما به عنوان پایلوت در حال اجرا است و تجربه خوبی را به دست خواهد آورد.

Virtual editor
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*