پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
۱۹ فروردین ۱۳۹۹
فلسفه و حقیقت داستان
اجتماعی

تولید حقیقت در بازی فیلسوفانه ی داستان نویسی «شهریار هدایتی»:

فلسفه و حقیقت داستان

Virtual editor
3 دی 1398
بازدید: 594
نظرات: 0

گروه جامعه، شایسته سلامی:

شهریار هدایتی دانش آموخته ی رشته ی روانشناسی است که سیاست، فلسفه و زبان شناسی را نیز در کارنامه مطالعاتی خود دارد؛ بیشتر به سبب انتشار کتاب «جستاری در ادبیات افسانه» که شرح و تفسیری زبانشناسانه از سیاست و به خصوص پارادایمی که خود آن را «ماکیاولیسم (حفظ حکومت به هر طریق ممکن) در پناه اخلاق داروینیسم اجتماعی (باقی ماندن قدرتمندان و نابودی ضعیف ترین ها)» می نامد، شناخته شده است. وی همچنین چندین داستان با نام های «خرده روایت های شبه الکی»، «سی و سه پل»، «ماهی آب های آلوده» و «آنا» نگاشته است که هر کدام به جنبه های مختلف فلسفه ی سیاسی و اجتماعی زندگی بشری می پردازد. جالب آنکه هر یک از این کتاب ها به اضافه چندین مقاله و همچنین «کتاب تحلیل دیکتاتوری زبان (ضحاک نامه)»، بارها مورد تجدید چاپ قرار گرفته اند و این نشانگر موفقیت این نویسنده در روایتگری داستانی و غیرداستانی است. هدایتی همچنین مجموعه مستندهای انتقادی با عنوان «سلام آقای رییس جمهور» را نویسندگی و تولید نموده است که در مصاحبه ذیل در مورد هر کدام به تفصیل سخن خواهیم گفت. این فلسفه دان داستان نویس به سادگی هر چه تمامتر به سئوالات ما پاسخ داد.
شما بیشتر و پیشتر خود را نویسنده می دانید یا داستان نویس؟
پرسشی اساسی را مطرح نمودید! ما در زبان فارسی به شخصی که مثلاً کتابی در مورد «نظریه تولید حقیقت فوکو» و یا «ایمان گروی آلوین پلانتینگا» نگاشته است را نویسنده می نامیم و همچنین به شخصی که داستان و یا داستانک و یا فیلمنامه ای را به رشته تحریر درآورده است نیز نویسنده می گوییم. این موضوع می تواند سرآغاز یک سوءتفاهم باشد. آیا کسی که در مورد مؤلفه های وضعیت بحران (crisis situation) در وضعیت امنیتی مقاله یا کتاب تولید می نماید، با فردی که داستان «ملت عشق» را می نگارد در نوع تولید و روش و محتوای آن یگانه هستند؟ این متأسفانه بخشی از نارسایی زبانی است. اما بنده به شخصه با تمام احترام به تمامی داستان نویسان عزیز خود را یک نویسنده می دانم، زیرا عاشق کتاب های تحلیلی و فلسفی هستم و خواهان تولید در این زمینه های پیش گفته! اما بر حسب شرایط مجبور به داستان نویسی شدم!
بر حسب شرایط؟
بله. زمانی که کتاب تحلیلی «جستاری در ادبیات افسانه» که رویکردی به فلسفه ی سیاسی و نقد گفتمانی کتاب «پنجه تنتره (کلیله و دمنه)» بود را نوشتم و یا «ضحاک نامه» را در تحلیل «دیکتاتوری زبان» نگاشتم، متوجه شدم مخاطبین بیسیار اندکی دارند و به سختی به تجدید چاپ می رسند. آنها بسیار سخت با «هایدگر» یا «ویتگنشتاین» و «سوسور» ارتباط برقرار می کردند. پس در پی چاره جویی آرام آرام به سمت داستان نویسی کشیده شدم با هدف این که بتوانم فلسفه و فلسفه ی سیاسی را وارد گردونه اطلاعات خوانندگانم کنم!
در پشت جلد کتاب هایتان چه تحلیلی و چه داستانی، ما با گذاره ای چند وجهی طرف هستیم که می گوید: «من، خرده روایتی از یک کلان روایت … که خود روایتی است در کنار بسیار روایت دیگر … در سیاره ای که نامش زمین است … در کهکشانی که نامش را، راه شیری نهاده اند …» این روایت شناسی در چنین گذاره به چه معناست؟
واژه روایت شناسی اولین بار توسط «تزوتان تودوروف» در کتاب «دستور زبان دکامرون (1969)» به کارگیری شد. پژوهش های بعدی اصل این واژه را به «سانسکریت» متعلق می دانند که به معنای دانستن است. اما در کل معنای روایت یعنی ابزاری جهان شمول برای دانستن، گفتن، معرفت اندوزی و بیان آن! هر روایت در بستری از تاریخ، اجتماع، فرهنگ و سرزمینی خاص شکل می گیرد که هرکدام به تنهایی و یا در ترکیب با کلان روایت های دیگر در کنار صدها بزرگ روایت غیر در یک برابر ایستایی در پهنه ذهن و زبان و زندگی انسان جاری هستند و انسان زندانی زمین و زمین میخکوب شده در کهکشان راه شیری در ناکجاآباد جهان! با حواس محدود و معدود و ادراکی که تابع هزار تخصیص است، قرار دارد! من با این گزاره ها می خواهم بگویم این برداشت من است در این بستر فکری و فرهنگی و تاریخی و سیاسی از موضوعی خاص! و ابداً مدعی درستی صددرصد آن نیستم زیرا فهم نسبی است و تابع زمان و مکان و شرایط است …
آیا شما با توجه به این که بخشی از کتابهای داستانی تان به وقایع مهم تاریخی مانند انقلاب، جنگ و یا وقایع اجتماعی مانند اعتیاد باز می گردد، عقایدتان را به داستان دیکته نمی کنید؟ یعنی شما از داستان به نفع اثبات عقاید فلسفی خود سود می جویید؟
اول آنکه باید بدانیم داستان یک برساخته ی زبانی (ساخته شده توسط زبان) است و نویسنده به عنوان خالق و یا حتی به معنای پروراننده ی آن خواه ناخواه دست به فربه گری در بعضی از زوایای آن می زند. برای مثال شخصیت اول داستان «سی و سه پل»، نماینده مظلومیت بسیاری از زنان در اجتماع ماست که با استدلال غلط خانواده ها در کودکی ازدواج می کنند و در سنین سی تا چهل سالگی یا بر اثر طلاق یا مرگ همسر با داشتن دو یا چند فرزند بیوه می شوند و خانواده ی پدری نیز یا واقعاً توان کمک مالی به آنها را ندارد و یا تمایلی نشان نمی دهد و این زنان و کودکانشان در معرض آسیب های اجتماعی شدید قرار می گیرند … حتی مشاهده شده دست به تن فروشی برای تأمین معاش می زنند … یا در مثالی دیگر شخصیت اول داستان در کتاب «ماهی آب های آلوده» پدیده هایی مانند انقلاب، جنگ، شیمیایی شدن، اعتیاد، مهاجرت، اتفاقاتی همچون ازدواج بین نژادی، طلاق و دوری از فرزند را تا سن 27 سالگی تجربه می کند. هر کدام از این پدیده ها به تنهایی می تواند نسلی را نابود کند … من تنها یاد گرفته ام که به گونه ی دیگری به ماجراها بنگرم! البته ابداً مقصود بهتر دیدن نیست، بلکه از زاویه دیگر نگریستن است.
حالا اندکی از کتاب هایتان دور شویم. شما در مجموعه مستند «سلام آقای رییس جمهور» که هم نویسنده و هم تولیدکننده آن بودید هم باز می خواستید نظرات خود را مطرح کنید، اما آیا شما معتقدید که رییس جمهور در ایران همه کاره است؟
«سلام آقای رییس جمهور» مجموعه درد دلهای مردمی است که تفاوتی ندارد نهادهای انتصابی و یا انتخابی آن را بشنوند. مهم آن است که مشکلات مرتفع شوند. اما قبول دارم که معمولاً نهادهای انتخابی پاسخگوتر هستند و تعامل با آنان راحت تر است. موضوع اینجاست که در مجموع ما به عنوان مردم رییس جمهور انتخاب می کنیم تا این مسائل را برایمان حل کند و اگر نتواند گامی در این راستا بردارد چه تفاوتی با من یا شما و رفتگر محترم شهرداری و یا مغازه دار سرکوچه دارد؟
شما در بخشی از سخنرانی خودتان در آیین رونمایی کتاب «سی و سه پل» در اصفهان گفتید: «حقیقت یک مسئله ی تولیدی است!» حال با توجه به این ماجرا در داستانهایتان که برگرفته از زندگی افراد است، شما دست به تولید حقیقت می زنید یا آن را در قالب داستان بازنمایی می کنید؟
بخشی از پاسخ این سئوال را در سئوالات پیشین دادم. وقتی من از دریچه ی نگاه خودم به یک پدیده از دیدگاه تاریخی و فرهنگی و اجتماعی می نگرم یعنی به بازتولید واقعیت در ذهن خود دست زده ام و به این علت که واقعیت یک ابژه ی بیرونی است و حقیقت یک سوژه ی ارزشی و درونی می باشد، من آن را ابتدا در خودم بازتولید می کنم و سپس در قالب نوشتار تولید می نمایم.
یعنی افکار شما به «ویتگنشتاین» و «گادامر» و دعوای معروف با «هابرماس» نزدیکتر است؟ تا «سوسور»؟ شما زبان را کنشگر می دانید؟
من در «ضحاک نامه» حتی به عقیده ای رسیده ام که عامل زبان خود به صورت یک «دیکتاتور» عمل می کند. برخورد زبان، ذهن و واقعیت به زبان نقشی فرامتن (شیوه روایتی خارج از فضای داستانی) و کارکردی عطا می کند و زبان به بازتولید و امروزی کردن افسانه و اسطوره دست می زند و در نهایت می تواند به سمت نظام سازی اجتماعی و دسپوتیسم پیش برود.
شما در جدیدترین اثرتان «کتاب آنا»، «اِسلاوُی ژیژِک» و طرز تفکر وی را زیر سئوال برده و نه تنها وی را چپ و پساچپ نمی دانید، بلکه او را به نوعی ضبط صوت می پندارید! اگر از نظر شما لیبرالیسم در نهایت به داروینیسم اجتماعی و چپِ ژیژِکی به ناکجاآباد ختم می شود، بنابراین پیام راهبردی فلسفی شما چیست؟
همانطور که «آلنکا زوپانچیچ» در اخلاقیات امر واقعی البته از قول «کانتذ» می گوید: «احترام به چیزی کاملاً متمایز از زندگی که در برابر و در قیاس با آن زندگی و لذتش مطلقاً به پشیزی نمی ارزد …» اگر جهان ما متشکل از ماده و انرژی و اطلاعات است، قطعاً شعور نقطه اوج و تمایز اساسی است … انسان همیشه با خود و در خود زندانی است و در این زندان ذهن دست به نظام سازی و جامعه سازی می زند و به آرت (هنر) و اپیستمه (معرفت شناسی یا صورت بندی دانایی) چنگ می اندازد. البته من جایی نگفتم لزوماً لیبرالیسم سیاسی آن هم از نوع «جان رالزی» حتماً به داروینیسم اجتماعی ختم می شود. اما همواره این احساس خطر در مورد تمام روایت ها وجود دارد … نظریات محصول کنشگری انسان در یک برساختِ زبانی (ساخته شده توسط زبان) هستند و تنها راه درست تعریف دوباره و چندجانبه از مفاهیمی مثل سعادت و انسانیت است … اما رویکرد عملی در این زمینه به این سادگی ها نیست. یک راهبرد می تواند استفاده از منطق فازی (شکلی از منطق های چند ارزشی) و زبانشناسی تفسیری باشد با رویکرد دولت رفاه در سیاست!
خب در این بازتعریف که می تواند به نوعی به همه تعریفی بینجامد، آیا ما به حیات برهنه (تراژیک ترین وضعیت ممکن که انسان در آن قرار می‌گیرد) و داعشیسم نمی رسیم؟
خیر. در منطق فازی (شکلی از منطق های چند ارزشی) شما حدود نسبی دارید و زبانشناسی هم رویکردهای دیکتاتوری زبان را به ما می شناساند و می توان در مقابل شکل گیری روایت های تمامیت خواه و انسان خوار ایستاد …

Virtual editor
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*