پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
۱۶ فروردین ۱۳۹۹
فلسفه ی سیاسی یا داستان؟
اجتماعی

گفتگو با شهریار هدایتی:

فلسفه ی سیاسی یا داستان؟

Virtual editor
16 بهمن 1398
بازدید: 230
نظرات: 0

 

شهریار هدایتی، نویسنده و مستند سازی است که در طی سال های اخیر با کتاب هایی چون «جستاری در ادبیات افسانه»، «خرده روایت های شبه الکی»، «ضحاک نامه» و «سی و سه پل» در جریان ادبی ـ فلسفی  ایران شناخته شد و با 2 کتاب آخرینش: «ماهی آب های آلوده» و «آنا» با قله های هنری ایران نوای هم سطحی سر داد و جزو نویسندگان پیشرو در آمد.علاوه بر نویسندگی ؛هدایتی سخنران چیره دستی است که سخنرانی هایش بی شک چندین برابر کتاب هایش جذابیت و حتی عمق فکری و فلسفی دارد! وی حتی نگاه مستند سازانه ای چون «زیگا ورتوف» دارد و عملاً نوع نگاه مستند سازانه ی هدایتی در آثاری مانند: «سلام آقای رییس جمهور»، «ساعت بیست و پنج» و «بنام پدر» تا اندازه ی استانداردی تحت تأثیر مستند «سالگرد انقلاب» ورتوف است. اما آنچه در مجموعه کارهای هنری این نویسنده ی جوان بسیار عجیب است، نه لطافت کتاب هایش یا صلابت سخنرانی های او و یا نوع نگاه خاص مستند سازانه ی اوست، بلکه آهنگی است که با صدای زخم خورده او شنیده شده است؛ «من انسانم!!!» ترانه ای که انتقاد و ضدیت با جنگ، آرمانگرایی و وحشت آفرینی و طرفدار طبیعت و حقوق حیوانات و طرفداری زمین بودن از خصوصیات آن است. ترانه سرا همچنین به نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و تبعیض ها و اقتصاد کارتلی سخت می تازد. و صدایی که همه مرزهای طبیعی بودن را درهم شکسته است. خش دار، عصبی، زخم خورده و فریادی که هیچ نوع پرورشی برای خوانندگی نیافته است؛ اما علیرغم همه این موارد، جذاب و تأثیر گذار است. مصاحبه زیر روشن کننده ی بخشی از افکار این نویسنده ی جوان اما با سابقه است.

 

به عنوان نخستین سوال، می خواهم از تمام کتاب ها و سخنرانی های شما عبور نمایم، زیرا هر کدام به سطحی از دانش و هوشمندی را طلب می کند تا نظرات سیاسی و فلسفی شما مشخص شود ولی در آهنگ «من انسانم» با ساده ترین کلمات و واژه ها می شود نظرات واقعی و عریان شما را دید! حال با این مقدمه آیا شما یک آرمانگرای تا حدی آنارشیست هستید؟ و یا یک برنامه ی جامع برای آینده ی بشر در ذهن دارید؟

در ابتدا باید بگویم بسیار تعجب کردم که از بین این همه کتاب و مقاله و سخنرانی و تحلیل مصاحبه، شما به سراغ کاری رفتید که بنده در آن نه تخصصی دارم و نه ادعایی! کاری بود که به اتفاق دوستانم سرکار خانم «لیلی بهار شاهی» و «علی شادمهانی» برای دلمان انجام دادیم … اما سر منشاء ترانه ی این آهنگ از جایی شروع شد که بنده کتاب «به برهوت حقیقت خوش آمدید» را مطالعه کردم! همان بحث معروف خودکار آبی و قرمز و نامه ای که با رنگ آبی نوشته شده بود و در آخر تأکیدی که چون خودکار قرمز وجود نداشت با رنگ آبی نوشته شده بود. بعد از این کتاب بسیار به مسئله «بازتولید سیستمی» فکر کردم! ما در جهانی زندگی می کنیم که همیشه جوامع به دنبال نظم نوین منطبق با مبانی قدرت می گردند! همواره به بازتولید «خشونت»، «هیجان» و نظام سازی و تسویه دست میزنند! پس همیشه کارتل هایی بودند و هستند که پرورش دهنده ی نظم نوین می باشند و از منافع ضبط قدرت استفاده می کنند. در این میان خیل انسان هایی که به عنوان پیچ و مهره ی نظام کلان روایت سیستم برتر به کارگیری می شوند و همانگونه که گفتمان های مارکسیستی اشاره کردند ،«اتوماسیون» شکل می گیرد. اما ما بدون حضور سیستم های خرد و کلان نمی توانستیم به این سطح از حیات و شعور برسیم. پس باید با شناخت کلان روایت قدرت، مانند آلوین تافلر در کتاب «جا به جایی در قدرت»، دست به پیش بینی حرکت اربابان قدرت در جهان زد و از آنان خواست که به دنیای متنوع حیوانات و گیاهان و فرهنگ ها احترام بگذارند. مثلاً همین چند وقت قبل تر یک دیوانه که بزرگترین اقتصاد دنیا را اداره می کند از معاهده «گازهای گلخانه ای» خارج  شد و هر آنچه که چند صد هزار نفر طرفدار محیط زیست در چند دهه رشته بودند را پنبه کرد! من برای آینده بشر آرزوی رسیدن به تکنولوژی سبز (تکنولوژی منطبق با طبیعت) و همزیستی مسالمت آمیز و پذیرش غیر را دارم و این در زمانی که ما بحران اتوماسیون (ماشینی شدن انسان) را داریم محقق نمیشه! تنها راه نجات کاری است که افرادی مثل «گرتا تونبرگ» انجام می دهند! گرتا مسئولانه جلوی مرد قلدر و لمپن و از خود متشکر ایستاد و گفت: «زمین مهمتر از منافع اقتصادی چند ثروتمند و شرکت های تجاری آنهاست!»

 

شما به عنوان ترانه سرا، ساختمان جنگ را زیر سئوال بردید و همین موضوع در تمام کتاب های شما ـ چه آن دسته که بسیار معروف هستند و چه دسته ی کمتر شناخته شده ها ـ این تنفر از جنگ دیده می شود. آیا شما این حجم از تنفر را هم به مخاطب انتقال می دهید؟!

ببینید اول اینکه من خودم را ترانه سرا نمیدانم! یک بار ترانه ای از ذهنم بیرون آمد که توسط خودم خوانده شد. ثانیاً منظور شما کلمه مطلق جنگ می باشد. این توضیح را دادم تا در ذهن مخاطب با دفاع مقدس اشتباه نشود! من فکر می کنم همه آحاد انسانی در ذاتشان با جنگ، ویرانی و خونریزی مشکل داشته باشند، اما انسان در ذات خود برتری طلب نیز هست! برتری جویی فی نفسه موجب تنش می شود و تنش بین فردی همگانی شده و تاریخ جنگ شکل گرفت. شما در ادیان الهی و غیر الهی می بینید که اکثر آنها وجه صلح طلبانه داشته اند که بعدترها با تفسیر های جنگ طلبانه مصادره به مطلوب شده اند. من با تمام وجود از جنگ متنفرم و به مخاطب خودم همین را انتقال می دهم. جنگ راه حل نیست یک سیاهچاله است که انسانیت را می بلعد.

 

اما حتی حیوانات هم می جنگند، بر سر تصاحب قلمرو و یا جفت گیری! این نشان دهنده طبیعی بودن پدیده ی جنگ نیست؟!

اگر دنیای ما محصول مادی، انرژی و اطلاعات می باشد، موضوع بالاتر و مهمتر آگاهی و یا شعور است. البته ما یک بحث متافیزیکی نداریم، اما شعور انسانی که در اسلام شاید همان دمیده شدن روح خالق باشد به ما یاد آور می گردد که جنگ به هزاران دلیل مذموم است. اما همانطور که فروید در «تمدن و ملالت هایش» به این موضوع اشاره می کند که: «فشارهای تمدنی و اجتماع و اضطراب هستی و غریزه سلطه جویی انسان ها و اجتماعات را به جنگ می کشاند!»

 

آنچه که از کتاب های شما به خصوص «ماهی آب های آلوده» می توان دریافت این است که: «پدیده ی جنگ مفاهیمی مانند مادرانگی و همسری و انسانیت را یا نقض می کند و یا ناقص و ناتمام!» آیا این دیدگاه شما سبب شانه خالی کردن افراد از کم کاری هایشان نمی شود؟

اگر منظور شما قهرمان داستان یا فرشاد خدایی است که باید بگویم، خیر! زیرا فرشاد مسئولیت اشتباهات خویش را می پذیرد و در تمام قصه سعی می کند آنها را جبران کند. اما کدام یک از ما، دوستمان در کنارمان تیر خورد و شهید شد؟ کداممان وسط عملیات بود و نترسید؟ کدام از ما شیمیایی شد؟… و نباید فراموش کرد فرشاد محصول عدم آموزش درست اجتماعی و سیستم غلط تربیت آموزشی است! سن پایین، فقر، مدارس ولنگار، هرج و مرج اجتماعی، انقلاب، جنگ، شیمیایی، مهاجرت، ازدواج بین نژادی و طلاق و دوری از فرزند این مرد را از روال خارج کرد و شخصیت اول داستان تمام عمر دوید تا این مسائل را حل کند. از طرفی آنقدر شخصیت «هیروکو» در داستان برجسته بود که حتی وقتی هنرمند عزیز «حسین رفیعی» کتاب را خواند به من گفت: «واقعاً نمی توان گفت قهرمان داستان فرشاد است یا هیروکو؟” و چرا اینگونه شد؟ زیرا فرشاد از اعماق وجود اعتقاد دارد که حتما تقصیری متوجه او بوده، اما همگان می دانند ساختارها چه می توانند کنند!

 

سئوالی که اکنون ذهنم را مشغول کرده این است که جایگاه «امید» و «امید ورزی» در کارهای شما کجاست؟

اصولاً هر هنرمندی (اعم از تئاتر، سینما، نقاش و یا نویسنده) بازنمای احوالات شخصی و اجتماعی است. پس هنرمند آیینه نمایشگر روزگار اجتماع خویش است! البته هستند هنرمندانی که مانند ملکه «ماری آنتوانت» آنقدر پرت زندگی می کنند که می گویند: «اگر مردم نان ندارند بخورند، خب شیرینی بخورند تا سیر شوند!» اما امید در کتاب هایم به خصوص 3 کتاب «سی و سه پل»، «ماهی آب های آلوده» و «آنا» جایگاهی برجسته دارد.

 

شما در کتاب «خرده روایت های شبه الکی» از ترکیباتی چون: «نابرابری دریافت اقتصاد اجتماعی»، «ضریب جینی» و «شاخص فلاکت» استفاده کردید. آیا نظرات شما تحت تأثیر اقتصاد سیاسی است؟

اقتصاد در مکتب مارکس، زیربنای اجتماع معرفی شده و در مکاتب دیگر فکری، جزئی بسیار مهم از نظام سازی و جامعه سازی محسوب می شود. اگر نویسنده ای از مکاتب مختلف اقتصادی مانند «مرکانتلیسم»، «اقتصاد کینزی» یا «پساکینزی» و حتی اقتصاد «بازار کروگمن» مطلع باشد به گونه ای می نویسد و تحلیل می کند که اگر نمی دانست نقصان بزرگی داشت. متأسفانه تحلیل هایی که به ریشه های اقتصادی مسئله توجه نمی کنند، اغلب دم دستی و سطحی هستند. البته برای نوشتن یک داستان تاریخی داستان اقتصاد و اقتصاد سیاسی و سیر تطورات تاریخی فوق العاده مهم است.

 

به عنوان سئوال آخر؛ آیا اینکه عده ای معتقدند که شما فلسفه ی سیاسی را وارد داستان نویسی کردید را قبول دارید؟

من در تمام داستان هایی که نوشتم به نوعی فلسفه ی سیاسی را به صورت گذاره ای مورد توجه ویژه قرار دادم! مثلاً فصل ششم کتاب آنا در مورد نقد گفتمانی «پساچپ سایکولوژیکال» است. اما اجازه بدید پاسخ این سئوال شما را به مخاطبان محترم بسپاریم، زیرا در نهایت آنها موجب دیده شدن و اندیشیده شدن در مورد اثری می شوند.

Virtual editor
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*