پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
۶ آذر ۱۳۹۹
حال ما خوب است، اما تو باور نکن 
استان مرکزی

گفت وگوی اختصاصی عطر یاس با محمد مددی، پژوهشگر اراکی، به بهانه چاپ تمبر اختصاصی وی

حال ما خوب است، اما تو باور نکن 

● در این شهر مسئول فرهنگی دلسوز نداریم  

Virtual editor
19 مرداد 1399
بازدید: 427
نظرات: 0

مهسا غفاری، گروه فرهنگ و هنر:
به تازگی خبری مبنی بر چاپ تمبر اختصاصی محمد مددی ، نویسنده و پژوهشگر اراکی، به همت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و اداره پست استان مرکزی، منتشر شد. این خبر، در روزهایی که جامعه به دلیل شیوع بیماری کرونا در سکوتی سهمناک فرو رفته و ارتباط های معمول و به تبع آن بسیاری برنامه ها از جمله برنامه های فرهنگی و هنری لغو شده است، سبب گپ و گفت مجدد اهالی قلم شد. به بهانه این اتفاق ما نیز بر آن شدیم تا به گفت وگویی با این چهره فرهنگی استان بپردازیم.
محمد مددی، زاده اراک است و آثار وی مشتمل بر اراک در خاطرات و سفرنامه ها، سوئدی ها در ایران و تاریخ سلطان آباد (اراک) است.
در سال نود و پنج، رونمایی از کتاب تاریخ عراق که به نوعی گنجی پنهان درباره تاریخ این شهر است از خبرهای مهم فرهنگی اراک بود . هم اکنون این کتاب به چاپ چهارم خود رسیده است و مورد استقبال اهالی فرهنگ و تاریخ قرار گرفت.

▼ جناب مددی درباره این تمبر اختصاصی توضیح می دهید؟

به همت اداره کل میراث فرهنگی و اداره پست برای بزرگداشت بنده، تمبر اختصاصی چاپ کردند. بنده نیز از این اقدام بی خبر بودم، طی یک تماس تلفنی که با من داشتند ، متوجه شدم. ظاهرا این انتخاب را در سطح استانی انجام دادند و بنده را مورد لطف قرار دادند.

▼ پس در شرایط کنونی و کرونا نیز به یاد هنرمندان هستند؟

بله. ظاهرا هنوز ما و اهالی فرهنگ را به یاد دارند! این اقدام میراث فرهنگی، در این شرایط کرونا جالب توجه بود.

▼ این روزها مشغول چه کاری هستید، اثر یا پژوهش جدیدی در دست تالیف دارید؟

هم اکنون بر کارهای قدیمی متمرکز هستم؛ پژوهشی نیمه تمام به عنوان “ایرانیان در سوئد” را پیگیری می کنم و مقاله هایی در باب موضوع های متفاوت را نیز در دست دارم.

▼چه عاملی شما را به نگارش وا می دارد؟ آیا نگارش و نویسندگی, بازده مالی نیز دارد؟

نوشتن برای من یک حس درونی و یک عشق است؛ هرچند از بعد مالی سودی برایم ندارد. درواقع این علاقه از کودکی در من شکل گرفت. از آنجا که پدر بنده با کتاب و مطالعه بیگانه نبودند، بنده نیز از کودکی با کتاب و کتاب خوانی مانوس شدم. اولین مطلب یا شعر گونه ای درباره ابومسلم خراسانی نوشتم که با تشویق پدر همراه شد و از آنجا این دلگرمی برای نوشتن با من عجین شد. سپس در سیر مطالعات به تاریخ و بعد از آن تاریخ اراک علاقمند شده و در این زمینه به صورت تخصصی مشغول پژوهش و نوشتن شدم.

▼ سوال به عنوان یک نویسنده و پژوهشگر با چه چالش هایی روبرو هستید؟

نهادها و سازمان های مختلف همکاری لازم را با اهالی قلم ندارند. سال نود و پنج، پس از چاپ کتاب تاریخ عراق، از استانداری، شهرداری و شورای شهر، دو سه بار با بنده تماس گرفتند اما پس از آن دیگر خبری از آن ها نشد. با وجود وعده هایی که دادند، یک جلد از این کتاب را نیز خریداری نکردند. البته باید متذکر شوم که این کتاب جای خود را در بین اهالی فرهنگ باز کرد، به چاپ چهارم هم رسید و فروش خوبی داشت. به عنوان مثال، نهاد کتابخانه ها، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا حتی سازمان نظام مهندسی، استقبال خوبی از این کتاب داشتند.

▼ به جز مسائل مربوط به کتاب تان، حداقل در این چهار سال که از چاپ اخرین اثرتان می گذرد، آیا نهادهای مربوطه نشست و یا تعاملی با شما یا دیگر اصحاب قلم داشتند؟

به هیچ عنوان، کسی خبری از ما نمی گیرد؛ نه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه بقیه. من به عنوان یک شهروند اراکی و علاقمند به تاریخ این شهر، کتاب هایی نظیر تاریخ عراق را می نویسم. بنده چشم انتظار کمک های نهاد های دولتی نیستم ؛اما وقتی سازمانی مسئولیت فرهنگی دارد، یا کمیسیون و بودجه فرهنگی دارد، خوب حداقل یک احوالی از اهالی فرهنگ این شهر باید بپرسد. حال در این میانه و این روزهای کرونایی، اقدام میراث فرهنگی و چاپ تمبر اختصاصی بنده به عنوان بزرگداشت، اقدامی مثبت و دلگرم کننده است.

▼ بزرگذاشت ها و نشست هایی که برگزار می شود، به چه صورت است؟

برای روزهایی خاص مثل روز اراک، روز پژوهش و غیره، نشست هایی را برگزار می کنند. گهگاهی در این مراسم ها شرکت می کردم ، اما چه فایده ای دارد؟ سخنرانی یا پژوهشی که برای آن زحمت کشیده ای را در این مراسم ها ارائه می کنیم, در نهایت با یک لوح تقدیر به خانه باز می گردیم و بعد تا مراسم از پیش تعیین شده ای دیگر، هیچ خبری از ما نمی گیرند. در صورتی که اگر مهمانی از تهران دعوت شود، سخنرانی برای او جنبه مالی هم دارد؛ برای اهالی قلم این شهر، اما به یک تندیس کفایت می کنند. مگر نویسنده این شهر غم نان ندارد؟ چرا می خواهند همه چیز رایگان و در حد یک مراسم فرمالیته، برگزار شود؟

▼فعالیت اهالی قلم وچاپ آثارش
در این سال ها چگونه بوده ؟ انجمن های فرهنگی و هنری چه نقشی در این میان داشته اند؟

در این سال ها، اکثر نویسندگان و صاحبان قلم، با هزینه شخصی، به چاپ آثارشان می پردازند. انجمن های خانگی در سطح شهر داریم که تا پیش از بیماری کرونا فعالیت خوبی داشتند. در واقع پاتوقی برای هم اندیشی هنرمندان و اهالی فرهنگ این شهر هستند. این انجمن ها به تنهایی نمی توانند بار فرهنگ این شهر را به دوش بکشند و اگر قرار به خروجی و ثمره ای از این انجمن ها به صورت کتاب باشد، نیازمند توجه و عنایت نهادها و سازمان های فرهنگی است. ممکن است ارشاد تعدادی از کتاب های یک نویسنده را بخرد، اما مهم حمایت های قبل ازچاپ است.

▼به عنوان نویسنده ای که در حوزه اراک شناسی فعالیت دارد، اراک امروز را چگونه توصیف می کنید؟

اراک امروز به لحاظ محیط زیستی نمره اش صفر است؛ از آلودگی هوای این شهر گرفته تا از بین رفتن مراتع، فضای سبز و درختان و باغ های قدیمی. این شهر شبیه به آنچه در گذشته و حتی بیست یا سی سال پیش خود بوده، نیست. دود مازوت و کارخانه ها، نفس این شهر را گرفته است.

▼ از نظر فرهنگی و هنری جایگاه فعلی اراک را چگونه ارزیابی می کنید؟

به لحاظ فرهنگی باید گفت در مجموع ،در این سال ها هنرمندان این شهر و استان فعال تر بوده اند و شاهد آثار مکتوب و چاپ شده بیشتری بوده ایم. البته همان طور که گفتم، بیشتر این آثار با هزینه شخصی و بدون حمایت های دولتی ، به چاپ رسیده اند.

▼ آیا هم تراز با رشد آثار مکتوب و چاپ شده، شاهد رشد کیفی آن ها نیز بوده ایم؟

خوب در این سال ها همان طور که گفتم رشد کمی آثار مکتوب خوب بوده است؛ در زمینه های مختلف ادبی نظیر رمان و شعر، تاریخی و … شاهد آثارمتعددی هستیم. اما به لحاظ کیفی خیر، برخی آثار آن چنان وزن و ارزشی ندارند. هرازگاهی نیز شاهد چاپ کتاب هایی هستیم که تنها به دلیل دارابودن هزینه شخصی مناسب، به چاپ رسیده و تنها یک اسم هستند. البته آثار خوب هم کم نداریم؛ مثلا در حوزه تاریخ شاهد پژوهش های مستند و قوی ای هستیم به ویژه آثار عبدلی آشتیانی و صادق حضرتی.

▼ استان مرکزی و اراک را به عنوان مهد مفاخر می شناسند؛ آیا اراک امروز نیز توانسته مفاخری بپرورد ؟

نکته ای که در ابتدا باید بگویم این است که ما نباید این عنوان را آن قدر بزرگ کنیم که دچار غرور شویم. در بین سی و دو استان کشور، بله ما حرف های بسیاری برای گفتن داریم. اما از سوی دیگر،شهرهایی نظیر تهران و اصفهان نیز در این زمینه اگر نه بیشتر که کم از اراک ندارند. امروز هم چهره شناخته شده در این شهر و استان کم نداریم، اما درد بزرگ اینجاست که این ذخایر فرهنگی ، ادبی یا علمی در زادگاه خود ناشناخته اند . چند نفردر این شهر محبوبه میرقدیری، نویسنده مطرح کشوری را می شناسند؟ مجتبی برزآبادی فراهانی را چند نفر می شناسند و با آثارش آشنا هستند؟ این نویسنده پیشکسوت آثار چاپ شده بسیاری دارد، از جمله درباره جشن های ایرانی. نویسنده دیگری به نام مجتبی زمانی نیا، که مثلا کتابی درباره تاریخ فراهان دارد و کسی او و آثارش را نمی شناسد.

▼ به عنوان سخن آخر و جمع بندی، به نمایندگی از اهالی قلم، اگر نکته خاصی وجود دارد، بیان کنید.

اهل قلم و کتاب حال خوبی ندارند، هیچ گونه حمایتی از آن ها نمی شود. نه در زمان نگارش کتاب، پشیتبانی وجود دارد نه پس از چاپ آن. حداقل کار هم که یک احوال پرسی ساده است از ما دریغ می کنند. اصلا کسی می پرسد فلان نویسنده زنده است؟ ما مسئول دلسوزی برای فرهنگ و هنر این شهر نداریم. تا وقتی هم که دلسوز فرهنگی نداریم، امیدی هم به بهبود شرایط موجود نیست. در نتیجه این عدم حمایت ها، اهل قلم و فرهنگ نیز دلسرد می شود.

Virtual editor
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*