پایگاه خبری روزنامه عطریاس پایگاه خبری روزنامه عطریاس
۶ آذر ۱۳۹۹
به دنبال بهشتِ گمشده
استان مرکزی

درباره فیلم «بهشت حتما همین است» به کارگردانی الیا سلیمان

به دنبال بهشتِ گمشده

Virtual editor
28 مرداد 1399
بازدید: 457
نظرات: 0

گروه فرهنگ و هنر، رویا عجمی:
آخرین ساخته‌ی الیا سلیمان «بهشت حتما همین است» به فلسطین و اشغال آن اشاره دارد؛ فیلم با هنرمندی ظریفی، اشغالگری را با نمادها و نشانه‌ها به معرض نمایش می‌گذارد.
الیا سلیمان فیلمساز اهل ناصره فلسطین جزو فیلم‌سازان کم کار است، وی در طول سه دهه فقط پنج فیلم بلند داستانی ساخته که نویسندگی و بازیگری همگی را هم خودش انجام داده است، معمولا کارهای الیا سلیمان طنز سیاه و تلخی دارد که مختص خودش است و همین موضوع وجه تمایز او با بقیه است، و غالبا در تمام کارهایی که در طول فعالیت خود انجام داده به نوعی به فلسطین اشغال شده پرداخته است، همچنین وی برای فیلم «مداخله الهی» در سال 2002 جایزه جشنواره کن را کسب کرده است.
فیلم «بهشت حتما همین است» فیلمی با درونمایه زندگی‌نامه و کمدی است، این فیلم با سکانس درخشانی آغاز می‌شود که نماد اشغالگری را در همان سکانس اول می‌توان به وضوح مشاهده کرد، فیلم پر از صحنه‌های سورئال است و در تمام سکانس‌ها که هر کدام می‌توانند جدا از هم شناخته شوند و حرفی برای گفتن داشته باشند کمدی تلخی جاریست که خنده به لب نمی‌آورد و سلیمان بی‌شک قسمتی از خودش را در این فیلم بازی می‌کند. فیلم در سه لوکیشنِ ناصره، پاریس و نیویورک اتفاق می‌افتد، در ابتدا فیلم با اطلاعات کمی که می‌دهد حدس زدن لوکیشن ناصره را به مخاطب واگذار می‌کند و چیزی که توجه مخاطب را به فیلم‌های وی جلب می‌کند همین موضوع است، دادن اطلاعات کم و خردخرد، به کار انداختن فکر مخاطب، ساده و سطحی نبودن و پایان باز.
فیلم «بهشت حتما همین است» در مورد کارگردانی است که خانه‌ی خود را در ناصره فلسطین ترک می‌کند و برای پیدا کردن تهیه‌کننده‌ای برای فیلم خود به پاریس و نیویورک می‌رود، کارگردانی که خود الیا سلیمان است.
نکته‌ی قابل توجه در این فیلم شخصیت اصلی آن است که خود الیا سلیمان آن را بازی می‌کند، فیلم در سکوت وی می‌گذرد و اصلا کلامی بر زبان نمی‌آورد، غیر از چهار کلمه که «من اهل ناصره فلسطین هستم» و این تمام دیالوگی است که شخصیت اصلی فیلم به زبان می‌آورد؛ یا بهتر است بگویم تمام هدف فیلم.
وقتی این جمله از زبان وی شنیده می‌شود در نیویورک در تاکسی‌ای نشسته است که راننده تاکسی از او می‌پرسد که کجایی است و بعد از این جمله روی ترمز می‌زد، برمی‌گردد، به او زل می‌زند و می‌گوید من تا حالا یک فلسطینی از نزدیک ندیده‌ام که کاملا با صحنه‌ی اغراق شده‌ای روبرو هستیم، مرد سیاهپوستی که تمام موجودیت فلسطین را با یاسر عرفات می‌شناسد و ارادت خود را نسبت به وی بیان می‌کند.
قبل‌تر اشاره شد که فیلم دارای سکانس‌های درخشانی است که هر کدام خود به تنهایی می‌توانند کلیت فیلم را نشان دهد و حرفی برای گفتن داشته باشند، هرکدام به نوعی نشان از اشغالگری و سکوت دنیا در این‌باره را داراست و به همین دلیل است که این اثر، اثری قابل توجه است، سکوت و نگاه بی‌تفاوت الیا سلیمان در طول فیلم گویای حرف‌های زیادی است، سکانس همسایه‌ای که آرام‌آرام وارد خانه‌ی او می‌شود و به او می‌فهماند که صاحب درخت لیموی حیاط اوست تا حدی که صاحبخانه باورش می‌شود که صاحب درخت لیموی حیاط خانه‌اش نیست؛ یا سکانس درخشان گنجشک تشنه‌ای که از پنجره به اتاقش می‌آید و بعد از سیراب شدن می‌خواهد صاحب وسعت بیشتری شود که او از اتاقش او را بیرون می‌کند، یا سکانس صندلی‌های دور حوض آب در باغ لوگزامبورک که هر کسی زودتر برسد صاحب صندلی است، پیر و جوان و بیمار و سالم هم ندارد و سکانس‌هایی از این قبیل که هر کدام جوری نشان و اثری از اشغالگری دارد.
فیلم «بهشت حتما همین است» براساس سکوت پیش می‌رود، سکوت و نگاه‌های خنثی و گاه ترسیده‌ی سلیمان که می‌تواند به نشانه‌ی سکوت دنیا در مقابل فلسطین و دردهایش باشد، این فیلم اثر قابل توجهی است که راحت نمی‌توان از کنارش گذشت حتی با نقص‌های بارزی که دارد.

Virtual editor
روزنامه نگار

ارسال نظر

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.

قوانین ارسال نظر
  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
*
*