|
|
گروه هاي اصلاح طلب نه تعطيل هستند و نه بيكار |
هفته نامه شماره 198 - تاريخ: 09/09/1387 |
رئيس سازمان مجاهدين نيروهاي انقلاب اسلامي در استان مركزي:
گروه هاي اصلاح طلب نه تعطيل هستند و نه بيكار
گروه سياسي محسن قلعي،آزاده بكايی: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يكي از تشكلهاي سياسي فعال در سطح كشور است كه در طيف اصلاح طلب فعاليت ميكند. اين گروه سياسي، فعاليت خود را در سال هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب آغاز كرد و نهادهايي مانند كميته انقلاب اسلامي و ... حاصل رايزنيهاي سياسي و اقدامات اين سازمان است. اما به ندرت پس از گذشت مدت زماني به دليل اختلاف عقيدههاي به وجود آمده در آن اين سازمان تجزيه شد. و اكنون ميتوان گفت گروه چپ اسلامي فعال در آن بسيار موفقتر از بخش دوم سازمان هستند. شاخه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي استان مركزي، از سه ماه پيش دچار تغيير مديريتي شده و عبدالعظيم رضايي به جاي محمود سرآباداني مسئوليت آن را در استان به عهده گرفته است. همين بهانه و به دليل تهيه مكان جديد جهت فعاليت سازمان ـ بعد از محروم كردن احزاب از خانه خود ـ گفتگويي با رضايي انجام داده و مسائل مهم سياسي ـ اجتماعي و اقتصادي استان و كشور را مورد بحث و بررسي قرار داديم.
به عنوان يك نيروي سياسي فضاي سياسي استان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
فضاي سياسي استان متاثر از فضاي سياسي كشور است. فضاي عمومي در كل استانها تقريبا يكنواخت است و در مسائل كلان كشور هم كه موضوعي مشترك است، بنابراين ما هم تفاوتي با ساير احزاب و استانها نداريم و مسائل استان را به موازات مسائل كشور پيگيري ميكنيم.
وضعيت فعاليت احزاب سياسي استان را چگونه ميبينيد، آيا احزاب استان هم متاثر از احزاب كشوري هستند؟
ما در كشور گروهها و احزاب سياسي شناخته شدهي بسياري داريم اما اغلب اين سازمانهاوگروهها وجود خارجي به معني فعاليت رسمي ندارند به غير از چند حزب خاص. در واقع بايد بگويم در هر دو جريان اصلاح طلب و اصولگرا متاسفانه تعداد احزاب موثري كه واقعا اعتقاد به كار حزبي دارند و فعاليت تشكيلاتي به معناي واقعي انجام مي دهند انگشت شمارند. در استان هم عملا به غير از چند حزب مطرح كه پايبند به فعاليت تشكيلاتي هستند و رسمي كار ميكنند احزاب ديگري فعاليت ندارند. از احزاب اصلاح طلب فعال در جناح اصلاح طلبان ميتوان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت و اعتماد ملي را نام برد اما بايد گفت: ساير احزاب هنوز فعال نشدهاند و از احزاب اصولگرا نيز خبر چنداني ندارم. اين امر نشات گرفته از اين مطلب است كه معمولا احزاب اصولگرا، فعاليت رسمي و شفافي كه بايد داشته باشند ندارند.
به نظر شما چرا تشكيلاتي عمل كردن و تشكل يافتگي را در احزاب اصلاح طلب ميتوان ديد اما در احزاب اصولگرا چنين مسئلهاي وجود ندارد؟
اين موضوع به نگرش آنها به احزاب برميگردد. متاسفانه در جريان اصولگرا در نگرش به احزاب پارادوكسهايي وجود دارد و برخي از آنها فعاليت حزبي را رد كرده و صريحا مخالف فعاليت احزاب هستند كما اينكه همين افراد مدعي، خود عضو اين احزاب هستند. نميدانم كه چگونه اين پارادوكس را توجيه ميكنند. بدين ترتيب يك سردرگمي اين چنيني در جريان اصولگرايي وجود دارد، اما در اين ميان اصولگراياني هم هستند كه هم از فعاليتهاي حزبي دفاع ميكنند و هم به اين مسئله پايبند هستند. اما آنها در بسياري از موارد با تاثيرپذيري از جريان خود عمل ميكنند و فكر ميكنند كه به لحاظ تشكيلاتي كه دارند، نميتوانند چندان تاثير گذار باشند، بنابراين سعي ميكنند همسو و هماهنگ با كل جريان باشند تا اختلافهايشان با برخي از هم طيفان خود كه به كار حزبي اعتقاد ندارند، بيشتر و گسترده تر نشود.
يكي از انتقادهاي جدي به احزاب، فصلي بودن آنهاست. شما يك حزب اصلاح طلبيد، براي اصلاح اين قضيه چه اقداماتي انجام دادهايد؟
اين مسئله درست است، متاسفانه يكي از آسيبهاي فعاليتهاي سياسي فصلي بودن است، ما هم قبول داريم و به اين موضوع انتقاد داريم. من به دلايل و توجيهات ساير احزاب كاري ندارم و دفاعي هم نمي كنم. اما سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يك تشكيلات منسجم و سازماني است كه در فعاليتهاي سياسي سابقه بسيار دارد. من از فعاليتهاي سازمان مجاهدين انقلاب دفاع ميكنم كه اين گونه رفتار نميكند. سازمان به بحث انتخابات نگاه پروژهاي دارد اما در بحث فعاليتهاي حزبي و تشكيلاتي هميشه فعال بوده و در همه مقاطع به تناسب موضع گيري و بيانيه صادر كرده است و حضور فعال در استان داشته است.
اما در استان مركزي شاهد چنين امري نبوديم در واقع سازمان هم مانند بقيه احزاب با نزديكي انتخابات اقدام به فعاليتهاي مجدد خود ميكند؟
خير ما از سال 79 در استان دفتر داشتيم و فعال بوديم و بيشترين سابقه را در فعاليت حزبي و داشتن دفتر، سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت دارند. اما متاسفانه به دلايل متعدد ديگري هم كه ما از آنها مستثني نيستيم، نقايصي وجود دارد.
چه دلايلي؟
شايد بتوان گفت، رشد نيافتگي فعاليت احزاب در مقام عمل است، با اين كه اعتقاد به فعاليت تشكيلاتي داريم و از اين قضيه دفاع ميكنيم، اذعان ميكنيم كه هم فضاي سياسي جامعه برخي اوقات به دلايلي آلوده ميشود. و هم اين كه نگاه ، برخوردها و نگرش هاي دولت بعضا شدت و كاهش پيدا ميكند. بحث بعدي بحث مالي اقتصادي است و ما به مانند بسياري از احزاب ديگر از وضعيت مالي خوبي برخوردار نيستيم و از جاي خاصي هم حمايت نميشويم، امورات دفتر به وسيله حق عضويت اعضاست كه پيش ميرود.
سازمان مجاهدين انقلاب در اوايل انقلاب بسيار فعال بود، اما بعد از آن دچار افت محسوسي شده به نظر شما علت اين افت چه بوده است؟
علت اين مسئله به دهه 60 برميگردد. يكي از اقداماتي كه نيروهاي انقلابي انجام دادند تشكيل سازمان بود، ابتدا سازمان فعاليت رسمي خود را آغاز كرد اما بعد از مدتي به مرور زمان تفاوت نگرشها و سلايق سياسي بروز كرد و بعد از آن بود كه با توجه به شرايط حاكم آن دوران و خصوصا وضعيت جنگ تحميلي شرايط به سمتي رفت كه انشعاب در سازمان ايجاد شد و طيف چپ و راست از همان موقع ايجاد شد. طيف چپ كه عمدتا از دوستان فعلي سازمان و كساني كه بعد از آن مجددا سازمان را تاسيس كردند، شامل ميشود، سپس به جبهههاي جنگ رفته و به مسائل جنگ پرداختند. از سال 64 سازمان اوليه منحل شد اما دوستان همفكر ، در سال 70 مجددا اقدام به درخواست پروانه رسمي از وزارت كشور كردند و همچنان به فعاليت خود ادامه دادهاند كه در سالهاي اخير نيز به توسعه كمي و كيفي ويژهاي دست پيدا كردهايم.
شما به توسعه كمي و كيفي اشاره كرديد، سازمان از جمله گروههاي سياسي است كه براي عضو گرفتن از سختگيريهاي خاصي برخوردار است و عدهي محدودي را به عضويت خود در ميآورد، علت اين سخت گيريها چيست؟
ابتدا بايد اين مسئله را متذكر شوم كه ما حزب نيستيم، يك سازمان سياسي هستيم. فعاليتهاي سياسي و تشكيلاتي تعريف شدهاي طبق مرامنامه و اساسنامه داريم، اما تعريف سازماني يك تعريف متفاوت از حزب است. علت ديگر شايد تجربهاي است كه از فعاليت سازمان اوليه به دست آمده كه تجربه بسيار خوب و مفيدي هم بوده است. كما اين كه رفتار سازمان در مقطع دوم تا به الان كه سياهي لشكر ايجاد نكرده يكي از دلايل ماندگاري و موفقيت سازمان در فعاليتهاي سياسي بوده و هست و اين نكته بسيار مهمي است كه همهي احزاب بايد به آن توجه داشته باشند.
اگر احزاب به كميت هم اهميت دهند در جامعه تاثير گذارند؟
هميشه اين طور نيست ما در كشورهاي توسعه يافته ميتوانيم اين نگاه را داشته باشيم اما كشور ما داراي پيچيدگيهاي متعددي است به همين دليل اينكه ما يك سياهي لشكر راه بياندازيم، در ميانه راه ما را با مشكلات متعددي مواجه ميسازد، در نهايت ممكن است به هدف نهايي و رسالتي كه احزاب دارند، نرسيم.
فكر ميكنيد علت اين امر چيست؟ چرا كشور ما در اين مورد برخلاف كشورهاي ديگر است؟
به دليل اينكه بسياري از افرادي كه در جامعه ما مسئوليت دارند، نگاه علمي و حزبي كه ما براي تشكيل دولت و حكومت داريم، ندارند و به همين دليل باندهايي هستند كه فعاليت و رشد احزاب را براي كشور مفيد نميدانند.
شما از سال 79 در استان مركزي فعاليت خود را شروع كرديد، فكر ميكنيد به عنوان يك سازمان سياسي تا چه حد توانستهايد در فضاي سياسي استان تاثيرگذار باشيد؟
به دليل اين كه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يك سازمان محدود از جهت كمي است و چون در مسائل كلان سازمان مجاهدين در مركز هميشه اظهار نظر كرده و موضع داشته است بسياري از موارد در ذيل اين فعاليتها بوده و ما ضرورتي براي موضع گيري استاني نديديم اما با اين حال در استان هم فعاليتهايي داشتيم ولي آن گونه كه مورد انتظار بوده و رضايتمان را جلب كند با توجه به سابقه و فعاليتهاي سازمان قبول دارم آنچنان كه مي خواستيم نبوده است.
انتخابات آينده رياست جمهوري را چگونه پيش بيني ميكنيد نيروهاي اصلاح طلب تا چه حد ميتوانند تاثير گذار باشند؟
انتخابات يك موضوع مهم و كلان است. انتخابات رياست جمهوري با توجه به تجربهها و سوابق گذشته يكي از مهمترين انتخابات كشور است و براي پرداختن به انتخابات يك بحث مفصل ميطلبد. با توجه به شرايط موجود در كشور، خصوصا عملكرد دولت نهم، مباحث و فعاليتهاي زيادي در ميان نخبگان و حتي تودههاي مردم ايجاد شده است كه چه دولتي با چه تفكري سر كار بيايد، كه اين امر شرايط انتخابات رياست جمهوري را شرايطي خاص كرده است و لذا گروههاي مختلف سياسي هم با دقت زياد و هم اراده وانگيزه خوبي براي انتخابات آينده آماده ميشوند. از اخبار و برنامههاي گروههاي سياسي اصلاح طلب هم به طور عام در روزنامهها و اخبار ميتوان اطلاع يافت.
در حال حاضر فعاليت گروه 88 يكي از مباحث مهم در جناح اصلاح طلبان است براي حضور خاتمي در انتخابات، گويا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با اين گروه اختلاف سليقههايي داشته و مانع تراشيهايي را در مقابل اين گروه داشته است، نظر شما در اين رابطه چيست؟
قبل از اينكه وارد بحث گروه 88 شويم بايد مطالبي را عرض كنم. خوشبختانه با توجه به حساسيتهايي كه در مورد انتخابات رياست جمهوري وجود دارد، يك اجماع قوي بين اصلاح طلبان وجود دارد و همهي گروهها در اينكه بايد در انتخابات اجماع كرده و با يك كانديداي واحد وارد عرصه شويم، نگاه مشترك دارند و اين نكته مثبت و اميدوار كنندهاي است و در اين باره فعاليت هاي گستردهاي صورت گرفته، شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد در اين موضوع اتفاق نظر دارند و براي اين بحث يك چارچوب طراحي كردهاند. اخيرا هم منشور اصلاح طلبي در حال تدوين است كه اميدواريم يك وفاق ماندگار در اين موضوع ايجاد شود. گروههاي مختلفي هم كانديداي خود را معرفي كرده اند و اين حق همهي گروههاي سياسي است كه در انتخابات مشاركت جدي داشته باشند، سازمان مجاهدين انقلاب هم در اين راستا كانديداي خود را كه سيد محمد خاتمي است معرفي كرده اما مشكلي كه وجود دارد اين است كه هنوز خاتمي كانديداتوري خود را اعلام نكرده است. ساير گروهها نيز در حال رايزني هستند به خصوص اعتماد ملي كه در اين موضوع پيشگام بوده و اولين حزبي است كه كانديداي خود را معرفي كرده است. اين كه خاتمي اين موضوع را بپذيرد يا خير بحثي است كه به خود ايشان مربوط است. هم سازمان مجاهدين انقلاب، هم ساير گروهها و شخصيت هاي سياسي و موثر در جريان اصلاحات و حتي در بين اصولگرايان با توجه به شرايط خاص كشور ضرورت حضور خاتمي راتشخيص دادهاند و با توجه به مقبوليت خاصي كه در داخل و خارج كشور داراست ميتوانند براي پيشرفت كشور بسيار موثر باشند. همچنان در حال درخواست از ايشان براي حضور در انتخابات هستند و سازمان هم يكي از اين گروهها بوده كه به دنبال اين موضوع بوده و هست. گروه 88 هم تشكلي است كه در واقع به طور خودجوش در بين جوانان علاقمند به حضور خاتمي در عرصه انتخابات شكل گرفته است كه يك هسته مركزي تشكيل دادهاند و ملاقاتي هم با خاتمي داشتهاند. در واقع يك گروه نمادين است با اين نگاه كه در انتخابات 88 بتوانند نقش موثري ايفا كنند.
شما با تشكيل اين گروهها موافقيد؟
يكي از آسيبهايي كه ما در بحث سياسي داريم اين است كه در آستانه انتخابات گروههاي زيادي ظهور مي كنند اين مسئله از يك جهت مفيد و از جهتي ايراداتي دارد. ما از بعد مثبت به اين قضيه نگاه ميكنيم. گروه 88 ميتواند يك گروه موثر باشد اينكه تعدادي از جوانان دغدغه مسائل كشور را دارند و روي يك كانديداي خاص تاكيد دارند، خيلي خوب است و ما هم به فال نيك ميگيريم اما ارتباط سازمان با اين گروه يك ارتباط تعريف شده و تشكيلاتي نبوده و نيست. چون گروه 88 يك گروه تشكيلاتي و رسمي نيست، يعني نه برنامه مشخص، نه مرام نامه و اساسنامه و نه مديريت مشخصي دارد، طبيعتا سازمان به لحاظ سياسي و تشكيلاتي عضويت در اين گروه را در مرحله اول نپذيرفت. اما اميدواريم كه اين گروه به فعاليت خود ادامه دهند و موفق شوند و شايد به جايي برسيم كه ما هم به آنها كمك كنيم.
يعني شما در حال حاضر اين گروه را به رسميت نميشناسيد؟
دليلي ندارد كه ما آنها را به رسميت بشناسيم يا نشناسيم . رسميت يك واژه كش داري است و اينكه از چه منظري بايد اينها را به رسميت بشناسيم قانوني، سياسي و ...
گروه 88 ماهيتا يك گروه سياسي است؟
خوب زمينههايي از گذشته براي به وجود آمدن اين گروه نبوده است. اين نبوده كه چند حزب با تشكيلات با يكديگر به اين نتيجه برسند كه گروهي اين چنيني را در كنار خود داشته باشند، هيچ حزب و تشكلي رسما مسئوليت پاسخگويي به برنامهها و رفتار و عواقب و تاثير گذاري آنها را ندارد و سازمان مجاهدين انقلاب همانند ساير گروههاي سياسي ديگر است و ارتباط خاصي با اين گروه ندارد.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي پيش از آنكه خاتمي كانديداتوري خود را اعلام كند ايشان را به عنوان كانديداي خود معرفي كرده است، اگر خاتمي در انتخابات آتي حضور پيدا نكند سازمان چه تصميمي ميگيرد؟
سازمان پيش از آن كه خاتمي اظهار نظر كند يا ابراز تمايل كند، دست به چنين اقدامي زده است و اين امر به اين دليل است كه به هر حال جامعه ما روحيات شخصيتي و فكري خاتمي را ميشناسند. خاتمي اساسا اهل اينكه خود بخواهد براي ورود به قدرت علاقه اي نشان دهد، نيست، مسئلهاي كه در دور دوم انتخابات خاتمي به وضوح ديده شد اين يك رفتار ظاهري نبود و اعتقادي است كه وي دارد و از ويژگيهاي بسيار ارزشمند و اخلاقي ايشان است و طبيعي است با وجود اينكه دو دوره در مسند قوه اجرايي بودند شخصا علاقه و تمايلي براي ورود به اين قضيه نداشته و ندارند. يكي از وظايف احزاب و گروههاي سياسي اين است كه شرايط داخلي و خارجي حاكم بر جامعه كه در سرنوشت يك كشور تاثير جدي و مستقيم دارند رامد نظر قرار دهند و بر اين اساس و با يك تحليل عميق بهترين كانديدايي را كه در آن شرايط ميتواند وارد عرصه شود،انتخاب كنند. با اين نگاه و با اين اعتماد بالايي كه جامعه به خاتمي دارد و عملكرد صادقانه 8 سالهي ايشان بهترين گزينه از نظر سازمان مجاهدين انقلاب خاتمي بوده است. و اينكه اگر خاتمي نپذيرد و حضور نيابد چه خواهد شد، ما هنوز به اين نتيجه نرسيدهايم و اميدواريم كه در نهايت دغدغههاي ايشان كم شود و براي ورود به عرصه اعلام آمادگي كنند. اگر هم ايشان حضور پيدا نكرد به هر حال سازمان بي برنامه نيست. تا به حال ما از خاتمي نگذشته و اعتقاد نداريم كه نميآيد.
اگر خاتمي حضور نيافت احتمال تعامل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با حزب اعتماد ملي تا چه اندازه است؟
اين يك بحث جدي است. اگر خاتمي نپذيرد بالاخره گروههاي اصلاح طلب، با ساختاري كه در شوراي هماهنگي پيشبيني شده و منشور اصلاح طلبي در حال تدوين، تصميم گيري ميكنند و سازمان مجاهدين هم به عنوان يك عضو از اين جبهه نظرات خود را اعلام و به تصميم جمعي پايبند است.
حضور دو گزينهي اصلاح طلب در انتخابات را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
با توجه به شخصيتي كه هم خاتمي و كروبي دارند و نگاه آنها به انتخابات با توجه به شرايط حال حاضر كشور بسيار بعيد است كه از جبهه اصلاحات اين دو شخصيت با يكديگر رقابت كنند.
با توجه به سلايق و ديدگاههاي بسياري كه در گروههاي اصلاح طلب وجود دارد، فكر ميكنيد اصلاح طلبان بتوانند به يك اجماع برسند؟
بله. خوشبختانه ظرفيت سياسي جبهه اصلاحات به حدي رسيده كه اين نشانههاوجود دارد كه بتوانند به اجماع خوبي برسند.
تعامل سياسي مديران استان را با سازمان چگونه ارزيابي ميكنيد؟
تعامل سياسي مديران استان در سال هاي اخير به دلايل متعددي به حداقل رسيده است. يك مورد گرفتن خانه احزاب بود كه كمكي براي همهي احزاب بود كه براي پيشرفت فعاليت احزاب چه اصولگرا و چه اصلاح طلب مفيد بودو با وجود قول مساعد فرماندار در جلسه اي كه با ايشان داشتيم و عليرغم اينكه استاندار جديد با ورودش به استان و جلسهاي كه با اصلاح طلبان داشت در اين باره قول مساعد داد اما متاسفانه همين حداقل انتظار و درخواست هم تاكنون اجابت نشده است. بنابراين تعامل مورد انتظار و رفتاري كه مديران سياسي استان داشتند خيلي مورد قبول ما نيست.
فكر نميكنيد اين موضوع به فعاليت كم احزاب استان هم برميگردد و خود احزاب هم چندان تمايلي به ارتباط با مديران سياسي استان ندارند؟
گروههاي اصولگرا كه كماكان در دولت نهم با مديران عالي استان ارتباط نزديك دارند گرچه اين ارتباطات به اختلافهايي هم رسيده است اما با توجه به فضاي كلان سياسي حاكم بر كشور و نگاه دولت نهم در قبال احزاب و موضع گيريهاي دولت در اين باره در سالهاي اول اين امكان از گروههاي اصلاح طلب سلب شد و اساسا جايگاهي براي تعامل وجود ندارد و ايشان اعتقادي به فعاليتهاي سياسي ندارند خصوصا با گروههاي اصلاح طلب كه متاسفانه اين مشكلي بود هم براي استان و هم براي گروههاي فعال سياسي در كشور.
شما به هر حال جزء احزاب منتقد دولت بوديد، فكر نميكنيد بهتر بود از ابزار انتقاد خود استفاده ميكرديد و تاثير گذاري خود را در جامعه بالا ميبرديد؟
همه به خاطر دارند هنگامي كه دولت نهم كار خود را شروع كرد مطالبي كه دولت در قبال احزاب كماكان از زبان خود رئيس دولت و سخنگوي دولت مطرح ميشد، تحليل گروههاي سياسي و به خصوص اصلاح طلب اين بود كه جاي هيچ گونه نقدي وجود ندارد لذا با توجه به نگاه دولت به احزاب اين يك امر طبيعي بود و از سال دوم كه تقريبا عملكرد دولت به شكلي بروز خارجي پيدا ميكند و قابل ارزيابي بود باز هم به جهت ملاحظاتي كه جريان اصلاح طلب به خاطر اين كه اگر انتقادي ميشد آقايان تعبير كارشكني و مخالفت ميكردند، شرايط نقد كردن نبود اما در حال حاضر نه تنها فعالان سياسي بلكه گروههاي مختلف جامعه به عملكرد دولت نگاه منفي دارند چرا كه با توجه به امكانات و شرايط بسيار خوبي كه دولت داشت، ميتوانست خوب عمل كند اما متاسفانه فرصت سوزي كرد و عملا چيزي را كه احزاب ميخواستند به آن بپردازند و نقد كنند، امروز نقل كليه محافل جامعه است.
سازمان 6 سال در زمان دولت سازندگي و 8 سال در زمان اصلاحات فعاليت كرده چرا در اين 14 سال براي رفع مشكلاتي كه در حال حاضر با آنها دست و پنجه نرم ميكنيد، تدابيري نيانديشيديد؟ اين ناشي از عملكرد ضعيف شما نيست؟
اين گونه نيست. اگر سوابق سياسي سازمان را بررسي كنيد ميببينيد كه در همان سالهاي دولت سازندگي كه فقط بحث سازندگي و مسائل عمراني و امثالهم بود سايه سنگيني بر فعاليتهاي سياسي حاكم شده بود و به نوعي گروههاي راست حاكميت بخشهاي مهمي از كشور را در دست داشتند و رقباي چپ را به بهانههاي مختلف از عرصه سياسي و مديريتي كشور حذف كرده بودند، يكي از گروههاي سياسي كه حتي باعث به وجود آمدن دوم خرداد شد، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بود. قبل از دوم خرداد تاثير عصر ما را در كنار روزنامه سلام ميتوانيد بررسي كنيد بنا براين گفته شما درست نيست.
اما در روند دوم خرداد در استان بيشتر كساني موثر بودند كه در حال حاضر در احزاب ديگر فعاليت ميكنند؟
بدين شكلي كه شما ميگوييد نيست. اولا سازمان و ديگر احزاب اصلاح طلب در استانها وجود نداشتند. سازمان يك تشكل سياسي در كشور بود اما در استانها نمايندگان استاني نداشت. دوستاني كه دور هم جمع ميشدند و در انتخابات 76 كمك كردند، برخي از دوستان سازمان بودند كه در حال حاضر هم برخي از اينها از استان رفتهاند و سپس سهم سازمان در اين موضوع كم نبود.
8 سال در كشور دولت اصلاحات حاكم بود و شما با محدوديتهايي كه در حال حاضر وجود دارد مواجه نبوديد، در اين دوران شما چه فعاليتهايي كرديد؟
نگاه سازمان به فعاليت سياسي و تشكيلاتي اين است كه يك كار فكري انجام دهد و اساسا اگر شما مرامنامه سازمان را مطالعه كنيد ملاحظه ميكنيد كه يك تشكيلات عقيدتي ـ سياسي است يعني اولويت فعاليت سازمان اين است كه به مباحث فكري بپردازد ضمن اين كه از مسائل جاري كشور به هيچ وجه غافل نيست و همواره مواضع خود را داشته است. در دور اول و دوم اصلاحات هم از نيروهاي سازمان كمتر كسي بود كه در دولت كار كند و اكثرا در سازمان مشغول به كار تشكيلاتي خود بودهاند و سازمان خيلي نگاه اجرايي ندارد و به دنبال اين نبوده و نيست كه در مسئوليتهاي اجرايي وارد شود.
شايد به اين خاطر بود كه شما در اين زمان هم در مجلس و هم در برخي از پستهاي دولتي از اهرم قدرت بي بهره نبوديد؟
سازمان در مجلس ششم تاثير گذاري بالايي داشت اما از نيروهاي سازماني به طور رسمي و مشخص فقط آرمين و نبوي بودندكه اين دو هم بر خلاف ميل باطني خود و با درخواست دوستان جبهه اصلاحات خود را كانديدا كردند . در استان هم تنها سرآباداني مسئوليت اجرايي داشت كه وي اتفاقا از افرادي بود كه صلاحيت بيشتري براي اين كار داشت. براساس تشخيص و اصرار استاندار وقت و درخواست ايشان سرآباداني فرمانداري را پذيرفت.
معاون سياسي جديد استانداري اعتقاد دارد كه احزاب در استان فعاليتي ندارند، اين با بحثهاي شما كمي متفاوت است، اين مسئله را چگونه ارزياي ميكنيد؟
من معتقدم اصلا نگاه استاندار قبل از انتصاب معاون سياسي جديد و بعد از انتصاب ايشان، با برداشتي كه از ادبيات استاندار ميشود، مقداري متفاوت شده است اما شنيدم كه معاونت سياسي جديد نسبت به گروههاي سياسي و فعاليتشان نگاه مثبتي اتخاذ كردهاند و درخواست كردهاند كه گروههاي سياسي از بيكاري و تعطيلي خارج شوند. گروههاي سياسي و به خصوص گروههاي اصلاح طلب نه بيكارند و نه تعطيل ايشان بهتر بود قبل از اعلام اين نظر و اين موضع، راجع به گروههاي سياسي موجود بررسي بيشتري ميكردند و متوجه ميشدند كه اين گونه نيست اما اين كه علاقمند باشند كه احزاب فعال شوند از اين حيث نگاه مثبت و ارزشمندي است و ما استقبال مي كنيم.
نظر خود را در رابطه با مديران سياسي استان گفتيد، مديران سياسي شهرستان اراك را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ عملكرد آصفري را تا به حال چگونه ديدهايد؟
عملكرد مديريتي آصفري در حوزههاي مختلف بايد بررسي شود. ضمن اينكه معتقدم بررسي عملكرد صرفا سياسي در يك سيستم به تنهايي شايد قضاوت درستي نباشد ممكن است بسياري از امكانات و نيازهايي كه بايد در اختيار يك فرماندار باشد ايشان در اختيار نداشته باشند اما در حوزه ي سياسي به هر حال ايشان نماينده سياسي دولت هستند، در راستاي برنامههاي دولت حركت ميكنند و به طور جد از عملكرد دولت دفاع ميكنند.
در حالي كه نقدهاي بسيار زيادي به عملكرد دولت در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي وارد است كه فرصت براي ريز كردن اين مباحث نيست. در مجموع تعامل فرماندار اراك با گروههاي مختلف، تعامل منفي نبوده است ايشان با گروههاي مختلف سياسي جلسهاي را داشتند و كار مثبتي بود اما اشكال اين است كه تمام مباحثي كه در اين جلسه مطرح شد و ايشان نگاه مثبت داشت وقول پيگيري داد متاسفانه نه تنها جلسه استمرار پيدا نكرد بلكه اين انتقاد به طور جد بر ايشان وارد است كه آن چه كه نميتوانيم بدان عمل كنيم قول ندهيم و اين انتظار را ايجاد نكنيم.
با توجه به صحبت اخير يكي از نمايندگان مبني بر حمايت از احزاب، تعامل شما با نمايندگان استان چگونه است؟
برخي از نمايندگان مجلس هشتم، خيلي اعتقاد به فعاليت احزاب ندارند و شايد هم احزاب را به رسميت نشناسند. گرچه نگاه قبل از ورود به مجلس، برخي از اين نمايندگان با نگاه بعد از حضورشان در مجلس كه به يك محيط بزرگ سياسي وارد ميشوند و به حقانيت و ضرورت گروههاي سياسي پي ميبرند، تغيير ميكند از جمله موضعي كه آقاي رجائي نسبت به احزاب و گروهها داشتهاند كه يك نگاه مثبت است و ما خيلي خوشحاليم از اين كه ايشان به اين جمع بندي رسيدند كه گروههاي سياسي در جامعه موثرند و بايستي فعال باشند. جداي از ايشان ما از نمايندگان ديگر نشانه مثبتي نديديم به غير از مقيمي كه ايشان متعلق به جريان اصلاحات است البته با يك نگاه مشخصي كه دارد.
اما از مقيمي هم فعاليت و حمايت از صلاح طلبان ديده نشده است؟
ايشان نگاه خاصي به مسائل دارند يعني نگاهي كه ما به جريان اصلاحات و فعاليتهاي سياسي و انتظاري كه ما از گروههاي سياسي داريم با نگاه ايشان يكي نيست. ولي در اين شرايط افكار وي در جمع بندي افكار روشن و واقع گرايانه است و ما ايشان را اصلاح طلب ميدانيم.
تنها سه ماه است كه رياست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در استان را بر عهده گرفته ايد، براي اين سازمان چه برنامههايي داريد؟
با توجه به مرامنامه سازمان كه يك سازمان عقيدتي ـ سياسي است و به دنبال فعاليت كيفي و فكري است، براي فعاليتهاي بهتر سياسي و رقابتي اين سازمان بحث توسعه و جذب نيروهاي علاقمند به سازمان را در برنامه داريم.
روند رد صلاحيت ها را در انتخابات رياست جمهوري دهم چگونه ارزيابي ميكنيد؟
رد صلاحيت كردنها يكي از دغدغههاي سياسي كشور است و يكي از نگرانيهاي انتخابات رياست جمهوري هم به حساب ميآيد اما در مورد خاتمي بايد گفت امكان رد صلاحيت به هيچ وجه وجود ندارد و رد صلاحيت ايشان با توجه به سوابق و ويژگي هاي ايشان كاملا از عقل سياسي به دور است و ممكن نيست.
نتايج انتخابات را چگونه پيش بيني ميكنيد؟ فكر ميكنيد اصلاح طلبان مي توانند پيروز انتخابات باشند؟
اصولگرايان وضعيت خود را بهتر مي دانند، در ميان آنها شكافهايي وجود دارد كه كاملا باز شده و نمود خارجي پيدا كرده است. اما اگر خاتمي در انتخابات حضور يابد فضاي انتخابات دو قطبي خواهد شد و اصولگرايان كه عليرغم همهي اين اختلافات تبعيت پذير مي باشد، به حمايت از احمدي نژاد تن خواهند داد. اما با توجه به شرايطي كه در كشور حاكم است و عملكرد ضعيف احمدي نژاد، قطعا خاتمي پيروز انتخابات است.
با توجه به تغيير مديريتهاي سياسي استان به خصوص در حوزه استانداري روند انتخابات را در استان چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اميدواريم كه با توجه به اهميت انتخابات رياست جمهوري و اهميت حضور مردم پاي صندوقهاي راي، مديريت سياسي استان شرايط فعاليتهاي آزاد سياسي را براي احزاب فراهم كنند.
امكان ارسال نظر براي شماره هاي گذشته وجود ندارد.
|
|