عدالت وآزادی، درد مشترك جنبش دانشجويی
هفته نامه شماره 199 - تاريخ: 16/09/1387

در ميزگرد دانشجويان با عطرياس مطرح شد
عدالت وآزادی، درد مشترك جنبش دانشجويی
گروه سياسی، آزاده بكايی، محسن قلعی: دانشجو چشم بيدار جامعه است و جنبش دانشجويي همواره به عنوان حركتي روشنگرانه پيش تاز مبارزه با ظلم در جامعه مي‌باشد. در سالروز شهادت سه آذر اهورايي و در آستانه فرا رسيدن روز دانشجو، دانشجويان فعال را گرد هم آورديم تا مسائل و مشكلات را از ديدگاه آنها بشنويم و بررسي كنيم.
محمد صادق دالوندي، دبير انجمن اسلامي ـ سياسي پيشگامان دانشگاه آزاد اسلامي اراك، حميد مشايخي، دبيرسياسي انجمن اسلامي دانشگاه اراك، محمد رحيمي، مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه علمي ـ كاربردي، علي خوش اقبال از فعالان بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي و حميد محمد عليزاده، مسئول آموزش و منابع انساني بسيج دانشگاه آزاد اراك ميهمانان عطرياس در اين ميزگرد بودند.
جنبش دانشجويي يعني چه؟ چرا جنبش دانشجويي دچار ركود شده است؟
خوش اقبال: همه افرادي كه با عنوان دانشجو فعاليت سياسي مي‌كنند و به خصوص آناني كه تشكيلاتي عمل مي‌كنند را مي‌توان در جنبش دانشجويي گنجاند. اما در مورد ركود در جنبش دانشجويي، كسي نمي‌تواند منكر آن شود. به نظر مي‌رسد مهمترين مسئله در اين زمينه، آسيب شناسي است كه بايد به جد به آن پرداخته شود.
رحيمي: بحث آسيب شناسي كه در تشكل‌هاي دانشجويي وجود دارد، از مقوله‌هاي مهمي است كه بايد به آن پرداخته شود. برخي دانشجويان، دانشگاه را فقط محل تحصيل مي‌دانند، در صورتي كه خاستگاه افراد بزرگي كه به جامعه معرفي شده‌اند، دانشگاه‌ها بوده اند و از تشكل‌هاي دانشجويي نيز آغاز كرده اند.
دالوندي: تشكل‌هاي دانشجويي، صرفا وسيله‌اي براي پيگيري مسائل و امور جامعه هستند. تفاوت تشكل و جنبش در اين است كه همه تشكل‌ها لزوما در زير نام جنبش دانشجويي كه از آن صحبت مي‌كنيم قرار نمي گيرند. چيزي كه جنبش دانشجويي را به عنوان يك جنبش خاص مشخص مي‌كند، آزادي خواهي اين جنبش است. جنبش دانشجويي ذاتا جنبشي منتقد دولت است و هر جا به حمايت از دولت پرداخته آرمان‌هاي خويش را كنار گذاشته و محدود شده است.
مشايخي: جنبش دانشجويي از دهه 30، توسط مهندس بازرگان براي مقابله با افكار ليبراليستي و انديشه هاي توده اي كه در دانشگاه آن زمان جولان مي‌دادند با رويكرد روشنفكري ديني فعاليت خود را آغاز نمود. پس از مدتي و به مرور زمان جنبش دانشجويي براي تحقق آزادي تلاش كرد.
در دولت اصلاحات، جنبش دانشجويي در كنار دولت قرار مي‌گرفت و همين امر در مورد بسيج دانشجويي در دولت نهم به چشم مي‌خورد؛ اين مسئله باعث محدوديت اين جنبش نمي‌شود؟
دالوندي: تا آن جايي كه دوم خرداد به عنوان يك جنبش اصلاح طلب در عرصه حضور پيدا كرد اين جنبش به واسطه آرمان‌‌هاي خويش با اصلاح طلبان هماهنگ شد، و نهايتا در اواخر دوره خاتمي و اصلاحات از آن جدا شد. اما بسيج دانشجويي در تمام اين دوران با گرايش فكري خاص خود در كنار دولت ماند. جنبش دانشجويي فارغ از صحيح بودن يا نبودن در زمان جدا شدن از دولت خاتمي، انتقادات سختي به آن وارد كرد، اما بسيج دانشجويي هيچ گاه وارد چنين گودي نشد. بسيج دانشجويي جريان متفاوتي از تشكل‌هاي دانشجويي است كه ممكن است تشكيلاتي باشد، اما در جنبش دانشجويي نمي‌گنجد. من نيز قبول دارم كه جنبش دانشجويي دچار ركود شده است اما دليل اصلي ركود جنبش دانشجويي حفظ نكردن فاصله با قدرت بود كه بسيج هرگز آن را رعايت نكرد.
خوش اقبال: بسيج داراي طيف گسترده‌‌اي است، به همين دليل هنگامي كه جنبش دانشجويي را با بدنه گنگ تعريف كنيم، ابهاماتي به وجود مي‌آيد. جنبش دانشجويي هر جا كه معقول و تاكتيك پذير بود، شكست خورده است. جنبش دانشجويي يك جنبش آرمان خواه است. اگر از دوره‌هاي قبل، تاريخچه‌ جنبش دانشجويي را بررسي كنيم و به دولت نهم برسيم، مي‌بينيم كه احمدي نژاد، به آرمان‌‌هاي امام و انقلاب پايبند است كه اين مسئله براي بسيج بسيار مهم است .بسيج همگام با دولت نهم است اما وقتي جريان مشائي و اسرائيل اتفاق مي‌افتد، آرمان گرا مي‌ماند و نه مي‌گويد. وقتي مسئله كردان پيش آمد ايستاد و گفت آرمان گرايانه برخورد مي‌كند. به نظر من حركت‌هاي تندرو و راديكال هميشه به جنبش دانشجويي آسيب وارد مي‌كند.
همواره جنبش‌هاي دانشجويي در حركت‌ها و نقدهاي اجتماعي نقش بسزايي داشته اند و دارند، فكر مي‌كنيد جنبش دانشجويي در استان مركزي در زمينه نقد اجتماعي و يا نقد در حوزه عمومي چه حركت‌هايي داشته و چه نقشي را ايفا كرده است؟
خوش اقبال: به نظر مي‌رسد رويكردي كه در اراك موجود است به شكلي است كه نمي‌خواهد هيچ حركت عمومي شكل بگيرد و به دليل فضاي خالي موجود حتي مي‌توان ارائه مدل هم كرد.اگر يك همگرايي شكل بگيرد به دنبال آن جنبش مدلي را براي خود تهيه كرده، وارد يك ساختار تشكيلاتي خاص مي شود و سپس اصول و آرمان اوليه را در اراك براي خود تعريف مي كند ،چرا كه بسياري از جنبش‌هاي دانشجويي به دليل اين كه آينده‌شان براي خودشان هم مشخص نبوده است، نهايتا به انحراف كشيده شده اند. بنابراين اگر جنبش دانشجويي ابتدا بداند كجا قرار دارد و آينده مطلوب را براي استان تعريف كند، مي تواند نهادهاي تشكيلاتي خود را شكل داده و كم كم وارد اين حوزه شود و با برخي از بازوهاي مردمي كه بتواند با آنها اعمال نظر كند، مانند سازمان‌‌هاي مردمي و چيزي شبيه به سنديكاها ارتباط برقرار كند.
نقد در حوزه عمومي ابتدا بايد توسط جنبش‌هاي دانشجويي صورت گيرد. آيا جنبش‌هاي دانشجويي در اراك چنين اقداماتي را انجام داده اند؟ در نقد حوزه عمومي جنبش دانشجويي در استان چه حركت‌هايي را داشته است؟
مشايخي: اولين معيار تشكل دانشجويي، دانشجويي بودن آن است. نكته ديگر اين كه جنبش دانشجويي بايد منتقد قدرت باشد، البته بايد متذكر شوم كه قدرت با دولت متفاوت است. در مورد نقد حوزه عمومي هم بايد گفت يكي از كاركردهايي كه جنبش دانشجويي مي‌تواند داشته باشد اين است كه ظرفيت نقدپذيري دانشجويان و مسئولان دانشگاه را بالا ببرد. كه متاسفانه اين ظرفيت‌ها در دانشگاه‌هاي ما بسيار پايين است. به طور مثال براي برگزاري جلسات، فضا آن قدر بسته است كه با هر درخواستي مخالفت مي‌شود و با دانشجويان طوري برخورد مي‌شود كه هيچ انگيزه اي ايجاد نمي‌شود. به نظر من جنبش‌هاي دانشجويي در حال از بين رفتن هستند و ما بايد آنها را احيا كنيم.
مي‌توانيد شيوه‌ها و روش‌هاي احيا را هم ذكر كنيد؟
مشايخي: شيوه و روش‌ها مي تواند فعاليت‌هاي دانشجويي، نشريات دانشجويي و برگزاري جلسات البته با همكاري مسئولان باشد. اگر اين همكاري‌ها ادامه داشته باشد ما مي‌توانيم در آينده به تمام اهداف تشكل‌هاي دانشجويي كه هدف نهايي آنها آزادي است، برسيم.
شما براي خارج شدن از بحران‌هايي كه گريبان گير جنبش دانشجويي است چه راهكارهايي داريد؟
مشايخي: راهكارهايي كه در جامعه ما وجود دارد، انتخابات مختلفي است كه در كشور ما برگزار مي‌شود. ما مي‌توانيم در انتخابات تاثير مستقيم داشته باشيم، افراد اصلح را انتخاب كنيم وكساني را كه با دانشجويان و جنبش‌هاي دانشجويي نزديكي فكري بيشتري دارند، معرفي كنيم. همان گونه كه دوم خرداد توسط دانشجويان به وجود آمد، انتخابات ديگري نظير آن را به وجود آوريم.
شما در دانشگاه اراك، براي شكستن فضاي بسته و احقاق حقوق صنفي خود، چه اقداماتي انجام داده ايد؟
مشايخي: در اين زمينه گرچه جاي دفاع از عملكرد انجمن اسلامي دانشگاه اراك نيست، اما اقداماتي انجام داده‌ايم. به عنوان نمونه مي‌توان به لغو برگزاري كنسرت موسيقي اشاره كرد كه مسئولان دانشگاه در پاسخ به تحصن دانشجويان توضيح دادند،عده‌اي خارج از دانشگاه تهديد به آتش زدن سالن دانشگاه كرده‌اند. انجمن براي پاسخگويي مسئولان اقداماتي را انجام داد و حتي اين مسئله را خبري كرديم گرچه معتقدم بايد در اين زمينه ها بيشترفعاليت كرد.
در دانشگاه آزاد، براي نقد حوزه عمومي و فضا سازي براي جريان‌هاي ديگر چه اقداماتي را انجام داده‌ايد؟ چرا كه اگر شما در دانشگاه نتوانيد اقدامي را انجام دهيد، قطعا نمي‌توانيد در جامعه پيش رو باشيد؟
دالوندي: نقد در حوزه دانشگاه متاثر از نقد در حوزه عمومي جامعه است. به هر حال رويكرد دولت فعلي در مواجهه با افكار عمومي و نقد عرصه عمومي اثرات منفي را بر جامعه دانشگاهي و جنبش‌هاي اجتماعي ديگر، با برخوردهايي كه در اين چند سال صورت گرفته است، داشته است. بنابراين در مرحله اول نقد عرصه عمومي تبديل به يك كار پر هزينه شده است، يعني جنبش دانشجويي بايد هزينه پرداز نقد در عرصه عمومي چه در دانشگاه و چه در جامعه باشد. اما در مورد دانشگاه آزاد، بايد بگويم عملكرد قابل دفاعي داشته ايم ما با دانشگاه و عرصه‌اي مواجه هستيم كه گذشته از ساختارتشكيلاتي خود كه از ابتدا تغيير نكرده است ، به هر حال در محيطي كه فضا براي نقد و حتي در حوزه مسئولان دانشگاه آماده نيست، ما به عنوان يك تشكل دانشجويي در درجه اول موفق شديم كه در اين دانشگاه تشكيلات دانشجويي را احيا كنيم. اگرچه موفق نشديم مسئولان دانشگاه خود را در عرصه عمومي دانشگاه به نقد و چالش بكشانيم اما حداقل توانسته‌ايم ابزار اين نقد را تا حدي فراهم كنيم. اما ما از ابزار نقد مانند نشريات، جلسات دانشگاهي، سخنراني‌ها و ... تا به امروز محروم بوده‌ايم، اميدواريم كه اين رويكرد تغيير كند و اين فضا در اختيار ما قرار گيرد تا به عنوان يك تشكل رسمي و قانوني كه از سازمان مركزي دانشگاه آزاد مجوز فعاليت گرفته‌ايم و طبق مصوبات وزارت علوم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي فعاليت مي‌كنيم و از حداقل‌ها هم محروم بوديم، بتوانيم فعاليت كنيم.
مشكل اصلي شما ساختار دانشگاه آزاد اسلامي است يا اشخاصي كه در دانشگاه آزاد اراك فعاليت مي‌كنند؟
دالوندي: در خصوص دانشگاه آزاد بايد بگويم در مقايسه با گذشته تغييرات بسيار مثبتي داشته است. جاسبي در سال‌هاي گذشته عنوان كرده بود كه مطبوعات مي‌خواهند استقلال دانشگاه آزاد را به هم بريزند اما امروز با افتخار از 300 تشكل دانشجويي دانشگاه خود دفاع مي‌كند و چهار اتحاديه دانشجويي را به عنوان بازوهاي اجرايي دانشگاهش معرفي مي‌كند، اين به زعم ما تغيير مثبتي است كه در رويكرد رئيس دانشگاه اتفاق افتاده است. اما بررسي‌ها در واحدهاي مختلف ما نشان مي‌دهد كه ممكن است در واحدي يك برنامه مجوز بگيرد ولي در واحد ديگر مجوز نگيرد پس بنابراين اشخاص و فضاهاي موجودي كه در آنجا وجود دارد هم تاثير گذارند. اما به طور كل مشكل ساختاري است.ما از يك دانشگاه 25 ساله انتظار داريم، تغييرات بيشتري انجام دهد.
خوش اقبال: بحث اولي كه در دانشگاه آزاد مطرح است بحث علمي بودن آن است و متاسفانه ركودي كه در آن اتفاق افتاده است، مقايسه با دانشگاه آزادهاي رقيب، كار ما را در حيطه علمي سخت‌تر كرده است. ما در اولين اقداماتمان جنبش‌هاي غير سياسي تشكيل داديم و وارد حوزه علم كرديم و در اينجا نقد ساختار سيستم صورت گرفت. رايزني‌ها و گفتگوهاي بسيار جهت گرفتن حقوق اوليه براي فعاليت‌هاي علمي انجام شد تا توانست در اين حوزه به پيشرفت برسد.بسيج در حوزه‌هاي ديگر هم تقريبا بدين گونه بود و وارد مبارزه‌هاي نرم شد و توانست ساختار قدرت را شكست دهد تا امروز به راحتي بودجه‌هاي خوبي براي فعاليت‌هاي علمي دانشجويان تهيه شود. در حوزه سياسي، جو سياسي دانشگاه هم به دو رويكرد بيشتر قايل نيست. در حوزه سياسي، طمع سياسي بزرگان شرط است. همواره شاهد بوده ايم تا وقتي مجموعه اي پيشرفت مي كندكه كسي به آن طمع نكند، كه اين آسيب هم مي‌توانست به بسيج وارد شود. من فكر مي‌كنم مسير عبور حركت جنبش دانشجويي در اراك از اين نقطه است كه بتوانند به هم نزديك شوند و بتوانند حرف يكديگر را بفهمند، چرا كه در بسياري از مباحث از جمله در حوزه اجتماعي ما بسيار به هم نزديك هستيم.
وضعيت در دانشگاه علمي ـ كاربردي چگونه است؟
رحيمي: بسيج دانشجويي در دانشگاه علمي ـ كاربردي از چند ماه پيش كار خود را آغاز كرده است. اما به دليل اينكه در دانشگاه علمي ـ كاربردي اكثر افراد شاغل هستند دانشجويان تمايلي به حضور در تشكل ها و حركت هاي دانشجويي ندارند.
ارتباط دانشجويان با ديگر اقشار اجتماعي مانند كارگران، زنان، معلمان و ... چگونه است؟
مشايخي: متاسفانه ارتباط تشكل‌هاي دانشجويي به دليل فضاي كمي كه در اختيارشان است بسيار كم است. به طور مثال در تشكل‌هاي اسلامي هيچ فضايي براي خانم ها در نظر گفته نشده است كه اين يك مشكل ساختاري است. گرچه تلاش‌هايي در اين زمينه داشته‌ايم.
خوش اقبال: مشكلي كه در اين قضيه است نبود ساخت قوي و درست در فعاليت‌هاي تشكيلاتي يا سازمان‌‌هاي مردمي است دانشجويان و كارگران ما در شهر اراك هنوز نمي‌دانند چگونه بايد رايزني كنند و هنوز به اين نرسيده‌اند كه بايد همديگر را رفيق ببينند و در كنار هم براي حل مشكلات استان تلاش كنند. اگر جنبش‌هاي مدني هنوز شكل نگرفته‌اند اين تبعات خود مجموعه‌هاي جزئي مانند دانشگاه آزاد اراك را هم شامل مي‌شود. در همين موضوع خاص در جريان‌هاي كارگري سعي مي‌كنيم در وهله‌ي اول از وضعيت آنها مطلع باشيم و اينكه چه مشكلي دارند، اين مشكل برمي‌گردد به نبود ساختار كه موجب مي‌شود ما نتوانيم با اين كارخانجات ارتباط بگيريم.
چرا ما در بحث‌هايي مانند انرژي هسته‌اي كه منافع ملي ماست، ما به راحتي مي‌توانيم كارهايي را انجام دهيم اما در بحث دفاع از حقوق انساني كه مي‌رسد كم كاري مي‌كنيم؟
خوش اقبال: در حوزه ملي چون بافت آن وجود دارد وقتي مشكلي به وجود مي‌
آيد،سريعا وارد عمل مي‌شويم و واكنش نشان مي‌دهيم. مشكل اصلي نگاهي است كه وجود دارد مثلا كارگران اميدوارند كه مشكلشان نهايتا توسط مديرعامل حل خواهد شد كه اين مسئله وارد شدن گروه‌ها را در سطح جامعه شهري بسيار سخت مي‌كند. نبود ساختار به اقشار مختلف آسيب بزرگي وارد مي‌كند كه در بسياري از مباحث مشترك هستند. اما متاسفانه وقتي پاي عمل مي‌افتد يادمان مي‌رود كه جنبش ديگري هم وجود دارد.
درد مشترك دانشجوي امروز ما چيست و حس مسئوليت پذيري دانشجوي امروز ما تا چه اندازه است؟ مثلا آيا تا به حال براي ديدن مشكلات مردم به باغ خلج رفته ايد يا به تالاب ميقان مراجعه كرده‌ايد؟
دالوندي: ابتدا بايد به اين سوال جواب دهيم كه در حوزه دانشگاه چه كرده‌ايم. ما به عنوان يك تشكل سياسي و دانشجويي فعاليت علمي و بشر دوستانه، آن گونه كه بايد، نداريم. ما به عنوان يك تشكيلات دانشجويي به اين نتيجه رسيده‌ايم كه هيچ درد مشتركي بين دانشجويان وجود ندارد و يا اين كه ما نتوانسته‌ايم اين دردهاي مشترك را كاناليزه كنيم تا همه از اين درد
آگاهي پيدا كنند. تا زماني كه نتوانيم در دانشگاه‌ها يك تشكيلات دانشجويي داشته باشيم و نتوانيم جنبشي را هدايت كنيم، چگونه مي‌توانيم با يك جنبش اجتماعي ارتباط برقرار كنيم. صحبتي كه در دوم خرداد مطرح بود، اين بود كه ما يك جامعه مدني را به دست آوريم كه متاسفانه اين حركت متوقف شد. در مورد كوير ميقان هم اقداماتي انجام داديم كه از آن استقبال نشد. تشكل‌هاي مردمي زيادي در اين زمينه فعاليت مي‌‌كنند، اما چون تشكيلات سياسي دانشجويي همواره در محدوديت هايي به سر مي‌برند، اگر وارد اين مباحث شوند، اتهام‌هاي مختلفي به آنها زده مي‌شود.
بعد از دوم خرداد توسط جنبش‌هاي دانشجويي ديدگاه‌هاي متفاوتي از جمله بحث عبور از خاتمي مطرح شد. چه اتفاقي افتاد كه در آخرين ديدار خاتمي با دانشجويان موافقان اوليه، مخالف خاتمي شدند و بسيج دانشجويي كه روزي مخالف خاتمي بود، در آخرين سخنراني خاتمي در دانشگاه مدافع او شد؟
مشايخي: در مسئله گذر از خاتمي بايد به پيش از دوم خرداد برگرديم. در دوم خرداد 76 بر اثر يكسري اتفاقات جمع شده، حركتي ايجاد شد و جنبش دانشجويي هم با اين حركت همراه شد و يكسري فضاها ايجاد شد، تا نهايتا دولت اصلاحات شكل گرفت. پس از دولت اصلاحات، آرمان‌ها، يكي پس از ديگري زير پا گذاشته شد. پس از روي كار آمدن دولت اصلاحات بسياري از خواسته‌ها عملي نشد و اين بود كه در جنبش دانشجويي، بعضي‌ها سرخورده شدند. چرا كه متوجه شدند، تلاششان به نتيجه نرسيده است. اگر چه در 8 سال دولت اصلاحات پيشرفت‌هايي حاصل شد، اما چيزي كه دلخواه آنها بود محقق نشد. در جاهايي هم موانعي بر سر راه دولت اصلاحات ايجادشد، اما دولت اصلاحات برخي جاها كه بايد ايستادگي مي‌كرد نايستاد و به همين دليل در روزهاي آخر مورد انتقاد قرار گرفت.
در حال حاضر هم خاتمي مورد انتقاد دانشجويان است؟
مشايخي: يك ديدگاه اين است كه جنبش دانشجويي به شرط اينكه خاتمي بر مواضعش ايستادگي كند از او حمايت مي‌كند و ديدگاه ديگر انتخاب خاتمي، انتخاب بين بد و بدتر است. به دليل عملكرد دولت نهم و فضاي بسته‌ي به وجود آمده، دانشجويان مجبورند به همان دولت خاتمي برگردند.
به نظر شما چه شد كه منتقدان خاتمي در اوايل دولت اصلاحات، در اواخر عمر اين دولت حامي او شدند؟
خوش اقبال: بعد از مدتي و با مشخص شدن ديدگاه خاتمي ما ديديم، كه مواضع وي در بسياري مسائل با ما مشترك است و از ايشان حمايت كرديم. در حال حاضر هم به اين شكل است و نمي‌شود از كمك بزرگ خاتمي، در ايجاد وجاهت فرهنگي در جامعه بين‌الملل گذشت. كارهايي كه خاتمي به نام ايران انجام مي‌دهد، ستودني است، اما اگر خاتمي مخالف آرمان‌‌هاي ما عمل كند او را رها مي‌كنيم.
جنبش دانشجويي بايد گريز از قدرت داشته باشد، يا همراه و يا منتقد قدرت باشد؟
مشايخي: جنبش دانشجويي بايد منتقد قدرت باشد،چون قدرت حتي به بهترين نحوش اگر فعاليت كند، جنبش همراه با قدرت محدوديت‌هايي براي خويش ايجاد مي‌كند. ما معتقديم در هشت سال دولت اصلاحات پيشرفت‌هاي زيادي داشتيم، اگر چه دولت نهم اين اصلاحات حداقلي را خراب كرد.
باتوجه به شرايط موجود جنبش دانشجويي بايد چه كند؟
مشايخي: بايد با معرفي كردن شرايط فردي كه بتواند اين اصلاحات را انجام دهد و حمايت كردن از او در انتخابات، شرايط را براي اصلاحات فراهم كرد. البته اگر رد صلاحيت‌ها اجازه دهند، دانشجويان حضور پررنگي در انتخابات خواهند داشت.
دالوندي: بايد ماهيت جنبش‌ها را مورد توجه قرار دهيم. جنبش‌هاي دانشجويي در دوره‌هاي مختلف با يكديگر متفاوتند. اما جنبش دانشجويي امروز، جنبش دانشجويي نيست كه در 16 آذر 83 به خاتمي انتقاد كرد، چه برسد به جنبش دانشجويي سال‌هاي قبل كه پروسه عبور از خاتمي را مطرح مي‌كرد. اين جنبش موظف است به عنوان يك تكليف اجتماعي، ضمن اينكه قدرت را نقد مي‌كند، به تشكيل يك ساختار دموكراتيك تر با امكانات موجود كمك كند. مهمترين وظيفه جنبش دانشجويي اين است كه در يك فضاي انتزاعي كار نكند،اين جنبش نبايد كانديداهايي كه با ساختار كشور هم خواني ندارند، مطرح كند چرا كه اين امر، موجب صرف انرژي زيادي از جنبش دانشجويي مي‌شود و در نهايت هم نتيجه‌اي را در برنخواهد داشت.
يعني جنبش آرمان گراي ديروزي به جنبش پراگماتيسم امروزي تبديل شده است؟
دالوندي: قطعا همين طور خواهد بود. به هر حال با توجه به اتفاقات تلخي كه در اين مدت رخ داد، قطعا اين تجربه باعث مي‌شود به جاي كار كردن در فضاي انتزاعي به واقعيت‌هاي جامعه بپردازيم.
رحيمي: به نظر من فردي كه قصد دارد در جامعه ما در عرصه سياسي فعاليت كند، با توجه به ساختار فعلي بايد با آن همراه باشد. در مورد كانديداي ما در انتخابات بايد گفت فردي بايد انتخاب شود كه بتواند درد مشترك را بگويد. ما در اين مورد، زمان انتخاب و در زمان خاص خود به جمع بندي خواهيم رسيد.
از ديدگاه شما، احمدي نژاد چنين خصوصياتي دارد؟
رحيمي: از ديدگاه بسيجيان، در همه دوره‌ها، يك سري فعاليت‌هاي انجام شده كه داراي محاسن و معايبي است وبا درصدهاي متفاوتي درمورد همه دولت ها صدق مي‌كند. اما فكر مي‌كنم براي قضاوت در مورد احمدي نژاد زود است.
به هر حال بسيج دانشجويي در انتخاب احمدي نژاد موثر بود، آيا احمدي نژاد همچنان كانديداي مطلوب شماست يا بهتر است اصولگرايان تجديدنظر كنند؟
رحيمي: احمدي نژاد الان هم مورد حمايت برخي تشكل‌هاست، ولي به هر حال انتقاداتي نيز به او وارد است ما نمي‌توانيم به طور قاطع شخصي را نام ببريم كه هيچ خطايي نكرده است.
جداي از بحث گريز، انتقاد يا همراهي دولت، حضور گسترده در انتخابات يكي از كارويژه‌هاي جنبش‌هاي دانشجويي، در نبود احزاب در جوامع در حال توسعه است. آيا فكر مي‌كنيد، احمدي نژاد گزينه مطلوب دانشجويان عدالت خواه خواهد بود و مورد حمايت قرار مي‌گيرد؟
خوش اقبال: در اين حوزه مي‌توان اين گونه نگاه كرد كه جنبش دانشجويي به دنبال كسي است كه آرمان‌هايش را بيشتر محقق كند. در بحث انتخابات روش برخورد سياسي ما اين گونه نيست كه با معرفي يك كانديدا مانند يك حزب فعاليت كنيم چرا كه اين مسئله، آسيب‌هاي خاص خود را دارد. به همين دليل ما فردي را مشخص نمي‌كنيم اما احتمالا شعارها و برنامه‌ها را بررسي مي‌كنيم و بعد با انتخاب درست سعي مي‌كنيم گفتمان مطلوب خود را در جامعه ايجاد و گسترش دهيم. بعد اولين كار احترام به قانون و منتخب مردم است.
آيا عملكرد احمدي نژاد با توجه به سخنان مشائي و كردان در راستاي همان گفتمان است؟
خوش اقبال: در تعريف دولت نهم با جامعيتي مواجهيم كه فرهنگ و دانشگاه و مسائل سياسي را در بر مي‌گيرد. در بررسي اجمالي بايد شاخصه‌ها را در نظر گرفت در حوزه خارجي، دعوا بر سر اين است كه ايران عزتمند شد يا نه؟ در اين روند بايد ببينيم چه فرهنگي در جهان غالب است. احمدي نژاد به فرهنگ غالب جهان، مي‌گويدمن اين فرهنگ را نه خدايي و نه انساني مي‌بينم. البته بايد گفت در بسياري از مواقع اين فرهنگ مسلط جهاني با شكست مواجه شده است، هر چند برخي مخالفت‌هاي انجام شده از سوي دولت نهم ما را با تحريم بين‌المللي مواجه ساخته است. اما در هر ساختاري كه نقدي صورت مي‌گيرد، آن ساختار با مقابله مواجه مي‌شود كه البته اين مسئله ديگر تعامل نيست بلكه تهاجم است. در خصوص سخنان مشائي و موضوع كردان هم موضع ما مشخص است.
مهمترين نقدي كه به جنبش دانشجويي در زمان خاتمي مطرح بود، اين بود كه هر روز به دنبال برگزاري مراسم سخنراني و ... بود. هر روز در قسمتي از ايران شاهد مشاجراتي بوديم، در حال حاضر آن جدال ها چه شده و چرا دانشجويان كه خاتمي را به چالش مي كشيدند مقابل دولت نهم سكوت كردند؟
دالوندي: سكوتي در اين زمينه صورت نگرفته است. به طور مثال سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه تهران و همچنين لغو سخنراني ايشان در دانشگاه تهران به مناسبت آغاز سال تحصيلي نشان دهنده اين مطلب است، همه اينها نشان دهنده اين است كه جنبش دانشجويي در مقابل دولت نهم سكوت نكرده است و بابت اين سكوت نكردن هزينه هاي سنگيني هم داده است.


نظرات ارسال شده


ارسال نظر
امكان ارسال نظر براي شماره هاي گذشته وجود ندارد.