چالش های فراروی جنبش دانشجویی در استان مركزی
حامد خوانساری
جنبش دانشجويی ايران، طي سالهای اخير فراز و فرودهای مختلفی داشته است. از طرفی موقعيت دانشگاه و نوع كنشگران سياسي در سالهاي اخير دگرگون شده است.
ولي آنچه نگارنده قصد دارد در اين يادداشت به آن بپردازد، از يك سو جايگاه جنبش دانشجويي در استان مركزي و از ديگر سو ضرورتهاي كاركردي فعال و با نشاط بودن دانشگاه در جمهوري اسلامي است.
به هر روي در كشورهاي جهان سومي و در حال توسعه كه هنوز احزاب قدرتمند شكل نگرفتهاند، تا بتوانند منعكس كنندهي دغدغهها، اعتراضات و مطالبات مردم به حاكميت باشند، اين وظيفه را جنبش دانشجويي به دوش گرفته است تا همچون دماسنجي، ميزان الحرارت جامعه باشد.
اين امر مطلوبيتهاي مختلفي دارد از يك طرف باعث ميشود تا با انتقال سريع مشكلات سطح جامعه به حاكميت از حركتهاي عصيان گرايانه و شورش گري جلوگيري شود چرا كه حاكميت پيش از وقوع هر اعتراضي ميتواند نسبت به رفع مشكلات اقدام نمايد. اهميت اين مطلب وقتي دو چندان ميشود كه نگاهي به شورش و انقلابها در جهان سوم بياندازيم، متوجه ميشويم اثر اين اعتراضات در بستر آرام جامعهاي رخ داده است كه حاكميت تمامي مجراهاي طبيعي اعلام اعتراضي را بسته است و اعتراضي به صورت ناگهاني و با شدت بالا به راه ميافتد.
بنگلادش، پرو، تايلند و بسياري از كشورهاي در حال توسعه شاهد مثال نگارنده است. از سوي ديگر نفس فعاليت دانشجويي و نشاط در دانشگاه سبب ميشود اعتراضات متراكم در سطح جامعه در محيطي علمي و آكادميك تخليه شود و از سرايت آن به سطح جامعه اجتناب شود.
به هر حال چه بخواهيم و چه نخواهيم تا زماني كه در ايران احزاب بتوانند نقش واقعي خود را ايفا كنند اين دانشگاه است كه مسئوليت حفظ تعامل و ارتباط ميان جامعه و حاكميت را به دوش ميكشد.
حال در اين چارچوب به خوبي ميتوان دغدغههاي پدر پيرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) و همچنين مقام معظم رهبري را به خوبي درك نمود.
امام دانشگاه را مبدا تحولات در جامعه ميدانستند و مقام رهبري نيز در جمعهاي دانشجويي همواره به نسبت اهميت با نشاط بودن دانشگاه به دور از سياست زدگي تاكيد كردهاند. در تعبيري ايشان ميفرمايند: »خدا لعنت كند كساني كه دانشگاه و دانشجو را سياسي نميخواهند.« به عقيده من اين تعبير بايستي فصلالخطاب برخورد نهادهاي انقلابي و مسئولان دانشگاه در خصوص فعاليت سياسي دانشجويان در سطح دانشگاه قرار گيرد.
ولي جاي تاسف است كه امروزه بسياري از مسئولان آموزش عالي ونيز نهادهايي كه مسئول حفظ امنيت جمهوري اسلامي و شهروندان هستند به جنبش دانشجويي و فعالان دانشجويي به چشم تهديد مينگرند كه البته مغاير صريح نقطه نظر مقام معظم رهبري است.
به عقيده من اين افراد سعي ميكنند با پاك كردن صورت مسئله به زعم خويش ريشه هر اعتراض و انتقادي را در سطح دانشگاه بخشكانند تا نكند آب از آب تكان بخورد و بتوانند چند صباحي بيشتر بر ميزهاي خويش تكيه بزنند.
جامعه ما مثل بيماري ميماند كه از دردهاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي بسياري رنج ميبرد، دانشگاه آيينه تمام نماي اين ناهنجاري هاست، وقتي عدهاي جلوي هر گونه فعاليت دانشجويي را ميگيرند، يعني به قيمت حفظ پست خويش حاضرند اعتراضات و دردهاي جامعه در جايي متراكم شود و يك جا و به صورت ناگهاني خويش را بروز دهد.
ولي رويكرد تمامي مخالفين فعاليت دانشجويي و جنبش دانشجويي يكسان نيست، متاسفانه به نظر ميرسد هستند كساني كه با اغراض و تمايلات سياسي در برخي نهادها حضور دارند و ميكوشند با اتهام زني به ديگران مخالفان سياسي خويش را در دانشگاه از سر راه بردارند.
اين جاست كه همه دلسوزان اين نظام كه ثمره ايثار هزاران شهيد و خون دل خوردنهاي بي شمار اين مردم مظلوم بوده است بايد نگران باشند.
به هر حال اين دسته از مخالفين جنبش دانشجويي كه به عقيده من برخورد با جنبش دانشجويي را با غرض ورزيهاي شخصي و منافع جناحي خويش آلودهاند. در بسياري موارد راديكال شدن جنبش دانشجويي را بهانهاي براي جلوگيري از فعاليت دانشجويي و حاكم نمودن سكوت قبرستاني در سطح برخي دانشگاهها قرار ميدهند. در اين خصوص نگارنده حاضر است با ادله روشن ثابت نمايد كه راديكال شدن جنبش دانشجويي و عبور برخي دانشجويان از خط قرمزها پروژهي برخي راست گرايان افراطي در جهت از حيز انتفاع انداختن كليت دانشگاه بوده است.
صحت ادعاي بنده وقتي روشن ميشود كه در برخي موارد فشار بر روي جنبش دانشجويي اصلاح طلب معتقد به امام، نظام و رهبري به مراتب بيشتر از فشار بر روي برخي افراد راديكال بوده است كه نمونه آن فشار بر روي دانشجويان اصلاح طلب فعال در سطح دانشگاههاي استان مركزي است.
به عبارتي در اين تفكر، فعال دانشجويي به چشم رقيبي نگريسته ميشود كه براي از ميدان بيرون راندن آن به تمامي مقدسات و ارزشهاي اصيل انقلاب چنگ ميزند، حال آنكه بزرگترين سرمايه اين انقلاب و نظام اين مردم هستند كه فرزندانشان البته حق دارند در دانشگاهها به ابراز نظر و انتقاد بپردازند. اما در برابر اين رويكردها چه بايد كرد؟امروز پس از 30 سال از گذشت مردميترين انقلاب قرن بيستم متاسفانه عدهاي بر سر بديهي ترين مفاهيم انقلاب تشكيك مياندازند. اگر تا ديروز بيان انتقاد و فعاليت آزاد دانشجويي حق اين مردم قلمداد ميشده است، امروز عدهاي به سادگي اين حق را زير پا ميگذارند.
امروزه ما متاسفانه در برخي موارد با تفكر خاص مواجهيم كه با تعطيلي فعاليت دانشجويي مسالمت آميز و اصلاح طلب و بروز برخي تهديدها و تحديدها عليه بچه مسلمانهاي اصلاح طلب دانشگاهها زمينه ظهور راديكاليسم و زيرزميني شدن فعاليت دانشجويي را ايجاد ميكند.
اين تفكر به قدري سطحي نگر است كه گويي بر سر شاخ بن ميبرد.به عقيده نگارنده جنبش دانشجويي بايستي در چارچوب نظام جمهوري اسلامي عليرغم تمامي اين سطحي نگريها و غرض ورزيها به فعاليت خويش ادامه دهد. واقعيت اين است كه رويكرد بزرگان اين نظام و مقام معظم رهبري يعني نفس فعاليت دانشجويي مثبت است.
اما از همهي اينها كه بگذريم مسئلهاي ديگر كه طرح آن را لازم ميدانم وضعيت فعاليت دانشجويي در سطح استان مركزي و برخوردهاي نهادهاي امنيتي و مسئولان دانشگاههاي استان با جنبش دانشجويي اصلاح طلب است كه جاي تامل و تاسف دارد. به خصوص فشارها، تهمتها و تهديدها كه در برخي موارد تا حد فحاشي نيز پيش رفته است نگراني ما را دو چندان ساخته است.
بنده قريب به دو سال است كه فعاليت دانشجويي را در سطح استان مركزي تجربه ميكنم، پيش از اين نيز فعال دانشجويي در سطح ملي بودم واقعيت اين است كه احساس ميكنم قيد و بندها و موانع در اين استان براي جنبش دانشجويي اصلاح طلب بسيار پررنگتر از كشور است.
مدت دو سال است اصلاح طلبان در سطح دانشگاه آزاد اراك درخواست مجوز نشريه دانشجويي نمودهاند كه با مانع برخي مديران دانشگاه كه داراي اغراض خاص سياسي هستند، مواجه شدهاند، مدت دو سال است كه تنها تشكل سياسي اسلامي به نام انجمن پيشگامان انديشه در سطح واحدهاي دانشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي استان مركزي، به جرم اصلاح طلبي و با سعايت برخي راست گرايان افراطي كه در دانشگاههاي استان ريشه دواندهاند از هر گونه فعاليت سياسي محروم شده است. در اين مدت درخواستهاي متعددي براي تشكيل انجمن و تشكل هاي سياسي در سطح دانشگاههاي آزاد طرح شده است كه با كارشكني برخي راست گرايان افراطي با بن بست مواجه شده است. از دانشگاه آزاد كه بگذريم انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اراك نيز به بركت دولت مهرورز از اين فشارها بي نصيب نمانده است. شايد ذكر اين نكته در جمهوري اسلامي درد آور باشد كه امروزه تنگ نظري در استان به حدي است كه وقتي در دانشگاه آزاد اراك با درخواست و اعتراض ما مبني بر تغيير نام انجمن پيشگامان انديشه به انجمن اسلامي پيشگامان انديشه به دليل نبود پسوند اسلامي مواجه شدند، با درخواست ما مخالفت نمودند به زعم آقايان اين امر به هم نامي با انجمنهاي اسلامي دانشجويان منجر ميشود.
آيا دردآور نيست كه پس از سه دهه از انقلاب عدهاي به خاطر منافع جناحي با اسلامي بودن ما هم مخالفت ميكنند اما در روزهاي اخير راست گرايان پا از فشارها و محدوديت فراتر گذاشتهاند و زبان تهديد در پيش گرفتهاند. يك روز با مستمسك قرار دادن دعوت دانشجويان دانشگاه آزاد از خاتمي براي شركت در انتخابات زبان به تهمت و افترا ميگشايند و روز ديگر با ايراد تهمت و اتهام زني به دانشجويان اصلاح طلب، زبان تهديد در پيش ميگيرد.
البته ما نيز به خوبي ميدانيم كه دليل اين همه هجمه و توهين به فرزندان امام چيست؟
واقعيت اين است دنباله يك جريان افراطي راست گرا به خوبي دريافته است كه مقبوليتي در دانشگاه ندارد، آنها ميدانند كه نميتوان مانند مردم عادي دانشجو را با عوام فريبي، فريب داد.
راست گرايان به خوبي ميدانند در انتخابات گذشته مجلس اگر در هر 7 كرسي نمايندگي استان مركزي امكان رقابت براي اصلاح طلبان مهيا بود، البته شاهد اين بوديم مانند تنها كرسي رقابتي (خمين) ساير كرسيها نيز به نمايندگان اصلاح طلب تعلق مي گرفت.آقايان مي ترسند با فعال شدن دانشگاهها در آستانه انتخابات رياست جمهوري جو استان بوي اصلاح طلبي به خود بگيرد و معادلات نابرابر سياسي بر هم بخورد، دغدغه اينها نظام نيست، چرا كه به خوبي ما را ميشناسند و اگر منصف باشند ،ميدانند اعتقاددانشجويان اصلاح طلب به اين نظام مقدس از آنها هم بيشتر است.
به هر حال نگارنده بار ديگر به افراطيون جناح راست استان توصيه ميكند به خط امام و رهبر بازگردند و دست از تهديد و توهين و افترا بردارند آقايان بدانند كه شمشير تهديدشان خيلي وقت است كه زنگ زده است.
امروز نه لحن عتاب آلود مدير ارشد راست گراي شهرستان اراك در جلسه با فعالان دانشجويي استان ما را از پيگيري اهداف اصلاح طلبانه باز ميدارد و نه تهديد به برخوردهاي امنيتي، چيزي كه مهم است اين مطلب است كه اين نظام متعلق به ماست و از اين پس چنانچه جلوي برگزاري مراسم و فعاليتهاي دانشجويي در سطح استان را بگيرند، فعاليتهاي خويش را در بيرون دانشگاه برگزار ميكنيم و كانون فعاليتها را به بيرون دانشگاه منتقل ميكنيم و در اين مسير هم از برخوردهاي احتمالي افراط گرايان متحجر هراسي نداريم، چرا كه پيش از اين نيز پدر پيرمان خون دلهاي فراواني از دست اين جماعت خورده است.
از سوي ديگر چنانچه اين رويكرد افراطي ادامه يابد مسئله را از بازرسي كل دفتر مقام معظم رهبري و كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي و نهادهاي ديگر پيگيري ميكنيم. به هر حال آن چه شرط ابلاغ بود گفتيم اميدواريم راست گرايان افراطي به راه راست بازگردند.
امكان ارسال نظر براي شماره هاي گذشته وجود ندارد.
|