يادداشت...چه بايدكرد؟
هفته نامه شماره 199 - تاريخ: 16/09/1387

پرسش امروز جنبش دانشجويی
چه بايدكرد؟
محمد صادق دالوندی

جنبش دانشجويي، اين روزها به استقبال پنجاه و پنجمين سالگرد 16 آذر مي رود و خود را براي برگزاري با شكوه مراسم روز دانشجو –کكه در همه اين سال ها سمبل مقابله با استبداد داخلي و استعمار خارجي بوده است مهيا ميکكند.
جنبش دانشجويي آماده مي شود تا بار ديگر و در آستانه روز دانشجو آرمان ها و مطالبات اصيل خود را بازگو كند و اعلام نمايد کكه در پافشاري بر صراط مستقيم نياکكان خود ايستاده است. جنبش دانشجويي از ابتداي شكل گيري اش در ايران تا به اين لحظه با فراز و فرودهاي متعددي مواجه بوده است.
دستگيري پنجاه و سه نفر در سال 1316، حادثه 16 آذر 32 دانشگاه تهران، برخوردهاي رژيم پهلوي در سال هاي منتهي به انقلاب، حوادث تيرماه 78 و ... تنها گوشه اي از برخوردهايي است کكه جنبش دانشجويي طي دوران فعاليت با آن مواجه بوده است. شدت و ضعف فعاليت هاي جنبش دانشجويي نيز در طول اين سالها يكسان نبوده است. به اين معني كه منحني فعاليت هاي جنبش دانشجويي همواره خط سير مشخص و ثابتي را دنبال نكرده و گاه در اوج و در زمان هايي در حضيض قرار داشته است. با همه اين تفاسير اما جنبش دانشجويي در همه اين سالها چه زماني کكه در تقابل با رژيم پهلوي قرار داشت و چه زماني کكه به عنوان يكک نيروي منتقد و اصلاح طلب در جمهوري اسلامي فعاليت مي کكرد.
همواره و در ادوار گوناگون توانسته بود به عنوان يكک نيروي سياسي تاثير گذار در جامعه نقش مثبتي ايفا کكند و به حيات خود ادامه دهد. امروز نيز جنبش دانشجويي موظف است با شناخت درست محيط و درک صحيح شرايط، نيازهاي امروز جامعه را شناسايي کكند و به عنوان يكک جريان روشنفكر اجتماعي با ايستادگي بر آرمانهاي خود در راه اصلاح امور، جامعه را ياري دهد. هر جنبش اجتماعي و يا سياسي نيازمند پاسخگويي به اين سوال اساسي است کكه »چه بايد کكرد؟«كه البته پيش نياز مهم پاسخ گويي به اين سوال در دست داشتن تحليل وضعيت فعلي است. دست کكم در سه و نيم سال گذشته و از زمان پايان عصر دولت اصلاحات و به دليل نگاه خاص دولت نهم به مقوله آزادي هاي سياسي کكه برآمده از خاستگاه عقيدتي دولت مردان آن است متاسفانه دايره آزادي هاي سياسي در سطح جامعه علي العموم و در سطح دانشگاه علي الخصوص به شدت با تحديد مواجه شده است. خطوط قرمز جديد و تنگ تر شدن خطوط پيشين، فعاليت هاي جنبش دانشجويي را با مشكلات عديده اي مواجه کكرده است. بازداشت ها، احضارها، محروميت از تحصيل و ... به شدت هزينه هر نوع فعاليت سياسي را خصوصا در دانشگاه افزايش داده است. افزايش هزينه فعاليت هاي دانشجويي اگرچه از يكک سو موجبات انفعال را در سطح جامعه دانشگاهي فراهم مي آورد اما از سوي ديگر باعث راديكاليزه شدن گروه ها و انجمن هاي دانشجويي و تبديل محيط دانشگاه ها به عرصه دائمي کكشمكش خواهد شد و متاسفانه نتيجه اين کكشمكش، راديكال شدن و يا حداقل رونمايي از چهره رايديكال نهادهايي مي شود كه مترصد فرصت براي دخالت در امور داخلي دانشگاه ها و برخورد با فعالان دانشجويي هستند. اگر از يكکسو بپذيريم کكه تحليل فوق در مورد شرايط فعلي حاکم بر جامعه و بخصوص جامعه دانشگاهي، قرين به واقعيت است و از سوي ديگر آرمان مهم جنبش دانشجويي را تلاش براي توسعه کشور از طريق بسط آزادي و دموکكراتيزه کكردن قدرت بدانيم، مي توان به »چه بايد كرد؟« پاسخ گفت:
الف) پرهيز از راديكاليزم: جنبش دانشجويي به عنوان يكک جنبش سياسي-اجتماعي اصيل و مسالمت جو، با توجه به شرايط نامساعد فعلي و در شرايطي کكه آستانه تحمل بسياري از نهادهاي اقتدار به پايين ترين سطح خود تنزل کكرده و متاسفانه بر شرايط عمومي جامعه و دانشگاه نيز اثر منفي به جاي گذاشته است، بايد به شدت از رفتار راديكال کكه نتيجه اي جز تعطيل و تعليق و بازداشت براي تشكل هاي مستقل و فعالان دانشجويي در بر ندارد پرهيز کند. بديهي است کكه منظور از راديكاليزم، حضور منتقدانه و فعال در دانشگاه ها و جامعه نيست كه اساسا جز اين رسالتي براي جنبش دانشجويي متصور نيست بلكه منظور آن دسته از فعاليت هايي است کكه رويارويي را از پي خود خواهند داشت.
ب)تلاش براي بازسازي و انسجام تشكيلاتي: متاسفانه در سال هاي اخير و به خصوص پس از حوادث تيرماه 78 تشكل ها و انجمن هاي دانشجويي با مشكلات عديده تشكيلاتي مواجه بوده اند. برخوردهاي صورت گرفته با دفتر تحكيم به عنوان بزرگترين اتحاديه دانشجويي کشور و تلاش براي دوپاره کكردن آن و مسائلي نظير آن کكه در سطوح پائين تر براي ديگر تشكل ها نيز بوجود آمد چهارچوب تشكيلاتي و پيوستگي جنبش دانشجويي را با مشكل مواجه کكرد.
تشكل هاي دانشجويي بايد به سرعت به فكر بازسازي تشكيلاتي خود و تلاش براي تبديل بخش خاموش بدنه دانشجويي به نيروي زنده اجتماعي باشند. به بيان ديگر با رفتار کكم هزينه تر و گسترش دايره فعاليت هاي خود به حوزه هاي ديگر فرهنگي و اجتماعي – البته با پرهيز از گرفتاري در دام محافظه کكاري بايد براي گسترش بدنه دانشجويي و ايجاد تشكيلات منسجم اقدام شود.
ج) حضور در عرصه عمومي: جنبش دانشجويي همواره در طي اين دوران نشان داده است کكه به روش هاي مسالمت جويانه و دموكراتيک علاقه‌مند است. از طرفي ديگر به دلايل متعدد ارتباط موثر جنبش دانشجويي با جامعه و ديگر جنبش هاي اجتماعي به طور محسوسي کمرنگ شده است.
تجربه نشان داده است کكه يكي از مقاطع مهمي کكه جنبش دانشجويي مي تواند با جامعه پيوند ايجاد کكند، انتخابات گوناگون و خصوصا انتخابات رياست جمهوري است. صندوق راي و مقوله انتخابات، در صورت مشارکت گسترده مي تواند روش بسيار مناسبي براي پيگيري اهداف اصلاح خواهانه باشد. مقايسه وضيعت سه سال گذشته با دوره هشت ساله اصلاحات به روشني مويد همين مطلب است.
در زمينه انتخابات رياست جمهوري دهم جنبش دانشجويي بايد با پرهيز جدي از طرح كانديداهايي کكه احتمال حضور نهايي آنها در انتخابات با توجه به رد صلاحت شوراي نگهبان تقريبا ناممكن است، با حفظ انتقادهاي خود به سمت همگرايي و تاثير گذاري بر آن بخش از فعالان سياسي كه با آرمان هاي جنبش دانشجويي داراي اشتراكات بيشتري هستند گام بردارد. د) تغيير نگاه »صفر يا صدي«: جنبش دانشجويي بايد با تغيير نگاه صفر يا صدي، از ديد صفر تا صدي به واقعيات جامعه ايران بنگرد. تغييرات آني و اصلاحات سريع بويژه در حوزه سياست غير ممكن است. توسعه سياسي نياز به تغيير الگوهاي فرهنگي دارد کكه قدمت آنها قوي شدن ريشه را براي آنها به همراه داشته است.
جنبش دانشجويي بايد بياموزد تا ضمن پايبندي به آرمان هايش برخورد آرماني با حقايق نداشته باشد. بايد پذيرفت کكه برخورد با واقعيات نسبي است از همين رو جنبش دانشجويي بايد نگاه خود را در تعامل با احزاب و سازمان هاي سياسي تغيير دهد و تلاش کكند تا ضمن حفظ استقلال خود به تعامل سازنده با ديگر نيروهاي اجتماعي دست يابد.


نظرات ارسال شده


ارسال نظر
امكان ارسال نظر براي شماره هاي گذشته وجود ندارد.