جنبش دانشجويی دموكراسی خواه و استبداد ستيز
احسان مهدوی
در آستانه روز دانشجو و به رسم مرسوم مناسبت نويسي بايستي يادي از تاريخ كرد و خاطره 3 آذر اهورايي »شريعت رضوي«، »قندچي«، »بزرگ نيا« را گرامي داشت. هم آنان كه با خون خود سيلي بر گوش خفتگان و به ظاهر وطن پرستان نواختند و فرياد استبداد و استعمار ستيزي خود و قشر پيشرو جامعه را تا ابد در گوش زمان كشيده و علم استقلال خواهي و ديكتاتور ستيزي را برافراشته و البته تداعي اين روز در خاطره ملت ايران و بزرگداشت سالانه آن، يك ضرورت تاريخي و وظيفه ملي است.
1ـ جنبش دانشجويي به دليل عدم وابستگي به كانونهاي قدرت و همچنين عدم توانايي در رسيدن به پست هاي حكومتي و دولتي در غالب مواقع(به دليل فضاي بروكراتيك حكومتي)، در نقد قدرت، بي رحمانه تاخته و به دليل جواني عهد اخوت با هيچ گروهي نداشته و در اكثر ادوار تاريخ معاصر نيز توسط بيشتر گروهها و اجزاب جامعه به راديكاليسم محكوم و با ديده احتياط به آنان نگريسته و سعي بر اين داشته كه فاصله معقول خود با جنبش دانشجويي را حفظ و در مواقع مقتضي دوري و نزديكي خود را با دانشجويان اعلام نمايند.
جنبش دانشجويي در دوره پس از انقلاب ادوار مختلفي را تجربه و فراز و فرودهايي گاها نوستالوژيك تجربه نموده كه يادآوري آنان احساس شعف و غرور دارد. از سال 57 تا 78 كه بهار جنبش و جريان دانشجويي بود و منشا بسياري از تحولات بنيادين جامعه بود تا دوره 78 تا 85 كه خزان آن (و البته تغيير فصول امري عادي بوده و در پي هر خزاني بهاري خواهد بود)
اما پس از دوره اصلاحات جنبش دانشجويي كه زخمهاي زيادي را تحمل كرده بود منفعل شد و بخشي از حاكميت نيز با استقبال از اين واقعه و همچنين محدود سازي هر گونه جرياني در دانشگاهها عملا در تحقق اين امر موفق و مانع سازماندهي اين جريان شد.
البته توقع اينكه كل جنبش دانشجويي متعلق به يك تفكر باشد و مصادره به نفع شود در واقع خود فريبي است و چون جنبش دانشجويي نيز بخشي از جامعه بوده نتيجتا داراي طيفهاي متفاوت با استراتژيهاي گوناگون بوده اما در اينكه جنبش دانشجويي نيز مثل ساير جنبشهاي اجتماعي بر پايه اصولي بنا شده كه به زعم نگارنده اصول گفته شده در ابتدا از اصول اوليه اين جنبش بوده در واقع مقصد همه جريانات جنبش دانشجويي يكي بوده و همين مهم باعث ميشود كه كل جنبش دانشجويي توسط برخي گروهها تكفير شده و در مضان اتهام واقع شوند.
اينكه جنبش دانشجويي در ياد موفقيت دوم خرداد 76 بماند و تا ابد بر اين باور باشد كه چون يك بار مسئوليت تاريخي خود را به خوبي انجام داده پس تا مدتها نيازي به حركت نوين ندارد (مانند مربياني كه تيم خود را قهرمان كرده و استعفا ميدهند تا خاطره خوشي از آنان در اذهان بماند) و يا چون يك بار در بازي قدرت نردبان احزاب و گروهها شده پس بايد قهر كند اصلا قابل قبول نبوده و در واقع در پيشگاه حافظه تاريخي ملت شرمسار خواهد بود. جنبش دانشجويي بايستي چونان گذشته بي هيچ چشمداشتي وارد فضاي جامعه شده و در جهت شادابي آن از هيچ تلاشي فرو نگذارد كه البته شادابي جامعه سبب رشد و توسعه و قوام خود جنبش گشته و در نهايت باعث اعتلاي خود ميشود. با توجه به نزديكي انتخابات بخشي از گروهها كه مخالف حضور جنبش دانشجويي در متن جامعه بوده با شعار اينكه دانشجويان نبايستي وارد دستهبنديهاي سياسي شده و خود را هزينه موفقيت ديگران كنند در لباس يار شفيق در واقع كمر به نابودي اين جريان بسته و بايستي مراقب بود كه در دام اينان نيفتد.
اينان در واقع موفقيت خود و مجموعه تحت امر خود را در خنثي بودن جريان دانشجويي دانسته و از هيچ كوششي در اين زمينه فروگذار نكردهاند. به راستي اگر جنبش دانشجويي از صندوق راي به عنوان سمبل دموكراسي و استبداد ستيزي استفاده مناسب ننمايد به آرمانهاي آن سه آذر اهورايي پشت نموده است.
در پايان بايستي به اين نكته اشاره داشت كه جنبش دانشجويي نيازي به نصيحت و توصيه نداشته و خود قطعا تصميمي درست خواهد گرفت تا هم مسئوليت تاريخي خود را انجام داده و هم به آرمانها و اهداف و اصول خود پشت ننمايند.
امكان ارسال نظر براي شماره هاي گذشته وجود ندارد.
|